آیا کودک حق دارد رازهایی برای خودش داشته باشد؟

17 شهریور 1405 - خواندن 4 دقیقه - 10 بازدید




 

آیا کودک حق دارد رازهایی برای خودش داشته باشد؟

وقتی از «راز» حرف می زنیم، اولین واکنش بسیاری از والدین نگرانی است: اگر فرزندم چیزی را از من پنهان کند چه؟ نکند اتفاقی افتاده باشد؟ نکند کسی به او آسیب زده باشد؟ این نگرانی طبیعی است، چون والد مسئول امنیت کودک است. اما در کنار حق والد برای مراقبت، کودک هم به چیزی نیاز دارد که کمتر درباره اش حرف می زنیم: حق داشتن بخشی از زندگی که فقط متعلق به خودش باشد.

کودک از همان سال های ابتدایی کم کم متوجه می شود که همه افکار، احساسات و تجربه هایش قرار نیست عمومی باشند. ممکن است دفترچه ای داشته باشد که دوست ندارد کسی بخواند، با دوستی حرفی بزند که ترجیح دهد والدش نداند، یا حتی احساسی را تجربه کند که هنوز نمی خواهد درباره اش صحبت کند. اینها لزوما نشانه پنهان کاری خطرناک نیستند؛ بخشی از شکل گیری هویت و استقلال اند. کودکی که هیچ فضای شخصی ندارد، فرصتی هم برای تمرین مالکیت بر افکار و احساسات خودش پیدا نمی کند.

اما اینجا یک مرز مهم وجود دارد: هر رازی ارزش یکسانی ندارد. راز داشتن با مخفی کردن چیزی که کودک را در معرض آسیب قرار می دهد متفاوت است. اگر کسی از کودک بخواهد چیزی را از والدین پنهان کند، اگر موضوعی مربوط به تهدید، آزار، اخاذی، تماس نامناسب یا خطری جدی باشد، دیگر صحبت از حریم شخصی نیست؛ مسئله امنیت کودک است و والد باید وارد شود. کودک باید بداند بعضی چیزها را می توان خصوصی نگه داشت، اما هیچ کس حق ندارد از او بخواهد رازی را که باعث ترس یا آسیبش می شود، به تنهایی حمل کند.

مشکل زمانی جدی تر می شود که والد برای از بین بردن هر ابهامی، سراغ بازرسی دائمی برود؛ خواندن پیام ها، جست وجوی وسایل شخصی، گوش دادن به مکالمات یا پرسیدن مداوم «چی رو از من پنهان می کنی؟». ممکن است این کار در کوتاه مدت اطلاعات بیشتری به والد بدهد، اما در بلندمدت می تواند یک پیام خطرناک به کودک منتقل کند: «حریم شخصی تو ارزشی ندارد.» نتیجه ممکن است افزایش صداقت نباشد؛ بلکه کاهش اعتماد و بیشتر شدن پنهان کاری باشد.

شاید یکی از مهم ترین چیزهایی که باید به کودک یاد بدهیم این باشد که حق دارد حریم شخصی داشته باشد، اما نباید برای محافظت از یک راز خطرناک تنها بماند. این آموزش از کودکی شروع می شود؛ اینکه به وسایل شخصی او بدون اجازه دست نزنیم، قبل از ورود به اتاقش در بزنیم و وقتی نمی خواهد درباره موضوعی صحبت کند، فورا او را تحت فشار نگذاریم. هم زمان باید راه بازگشت را هم باز بگذاریم: «اگر هر وقت خواستی درباره اش حرف بزنی، من هستم.»

در نهایت، هدف تربیت این نیست که والد از تمام رازهای فرزندش باخبر باشد. هدف این است که کودک آن قدر احساس امنیت کند که اگر رازی روزی تبدیل به ترس، فشار یا خطر شد، بداند می تواند آن را با والدش در میان بگذارد. شاید اعتماد واقعی دقیقا از همین جا شروع شود؛ از جایی که کودک بداند برای دوست داشتنی بودن، مجبور نیست همه چیزش را توضیح بدهد.



دکتر محمدمهدی سیدناصری

حقوقدان، پژوهشگر حقوق کودک و آینده کودکی در عصر دیجیتال