چقدر باید از زندگی فرزندمان خبر داشته باشیم؟

چقدر باید از زندگی فرزندمان خبر داشته باشیم؟
یکی از سخت ترین بخش های والد بودن، پذیرفتن این واقعیت است که فرزندمان بخشی از زندگی اش را باید برای خودش داشته باشد. ما دوست داریم بدانیم چه اتفاقی در مدرسه افتاده، با چه کسی دوست شده، چه چیزی در گوشی اش می بیند، چه کسی به او پیام داده و این روزها به چه چیزهایی فکر می کند. این میل به دانستن، در اصل از نگرانی و مراقبت می آید؛ اما اگر از حدی عبور کند، رابطه والد و فرزند را از رابطه ای مبتنی بر اعتماد به رابطه ای مبتنی بر نظارت تبدیل می کند.
مسئله فقط این نیست که «والد چقدر می داند»؛ مهم تر این است که کودک احساس می کند چقدر حق دارد چیزی را برای خودش نگه دارد. کودک خردسال طبیعتا به نظارت بیشتری نیاز دارد، اما هرچه بزرگ تر می شود، نیازش به حریم شخصی هم بیشتر می شود. اتاق، دفترچه شخصی، گفت وگو با دوستان، بخشی از افکار و احساساتش و در سنین بالاتر فضای دیجیتال او، همه می توانند بخشی از این حریم باشند. حفظ حریم شخصی به معنای پنهان کاری یا بی قانونی نیست؛ بخشی از یادگیری استقلال است.
گاهی والد تصور می کند اگر همه چیز را بداند، بهتر می تواند از فرزندش محافظت کند. اما دانستن همه چیز همیشه به معنای محافظت بیشتر نیست. ممکن است کودک فقط یک نتیجه بگیرد: «اگر چیزی را بگویم، حتما درباره اش تصمیم می گیرند، قضاوت می کنند یا محدودم می کنند.» در چنین شرایطی، کودک لزوما صادق تر نمی شود؛ ممکن است فقط ماهرتر شود در پنهان کردن زندگی اش.
از طرف دیگر، اعتماد هم نباید به معنای رها کردن کودک باشد. والد باید بداند چه کسانی در زندگی فرزندش حضور دارند، چه محیط هایی را تجربه می کند، با چه خطراتی ممکن است روبه رو شود و در فضای آنلاین چه شرایطی دارد. اما راه رسیدن به این اطلاعات همیشه با بازرسی و کنترل نیست. گاهی یک رابطه امن، گفت وگویی آرام و این اطمینان که «اگر اتفاقی افتاد، بدون ترس می توانی به من بگویی» اطلاعات مهم تری در اختیار والد قرار می دهد.
شاید بهتر باشد به جای اینکه از خودمان بپرسیم «چطور می توانم بیشتر از زندگی فرزندم خبر داشته باشم؟»، سوال را عوض کنیم: «چطور رابطه ای بسازم که فرزندم بخواهد بخش مهمی از زندگی اش را با من در میان بگذارد؟» این دو سوال ظاهرا شبیه اند، اما نتیجه شان کاملا متفاوت است.
کودک به والدی نیاز دارد که حضورش را احساس کند، نه اینکه حضورش را در همه لحظه های زندگی خود احساس کند. شاید یکی از نشانه های یک رابطه سالم این باشد که فرزند بداند اگر به کمک نیاز داشت، والدش آنجاست؛ اما برای اینکه هر لحظه بتواند نفس بکشد، مجبور نیست ثابت کند کجا بوده، با چه کسی حرف زده و به چه چیزی فکر کرده است. اعتماد، ناآگاهی کامل نیست؛ پذیرفتن این است که برای مراقبت از کودک، لازم نیست مالک تمام زندگی او باشیم.
دکتر محمدمهدی سیدناصری
حقوقدان، پژوهشگر حقوق کودک و آینده کودکی در عصر دیجیتال