آیا باید گوشی فرزندمان را کنترل کنیم یا به او اعتماد کنیم؟

آیا باید گوشی فرزندمان را کنترل کنیم یا به او اعتماد کنیم؟
این یکی از سخت ترین دوراهی های والدگری امروز است. از یک طرف می دانیم گوشی فقط وسیله سرگرمی نیست؛ کودک ممکن است با محتوای نامناسب، افراد ناشناس، زورگویی آنلاین یا موقعیت هایی روبه رو شود که هنوز توان مدیریتشان را ندارد. از طرف دیگر، اگر برای محافظت از او دائما گوشی اش را بررسی کنیم، پیام دیگری به او می دهیم: «به تو اعتماد ندارم.» سوال این نیست که کنترل کنیم یا اعتماد؛ مسئله این است که چطور هم مراقب باشیم و هم اعتماد را از بین نبریم.
کنترل گوشی اگر به معنای تعیین قواعد روشن باشد، بخشی طبیعی از والدگری است. کودک باید بداند چه برنامه هایی مناسب سن او نیستند، چه اطلاعاتی را نباید در اختیار دیگران بگذارد، چه زمانی گوشی کنار گذاشته می شود و اگر کسی او را تهدید، تحقیر یا تحت فشار قرار داد، باید به چه کسی مراجعه کند. اینها محدودیت هایی هستند که برای امنیت ساخته شده اند، نه برای گرفتن استقلال.
اما کنترل وقتی مسئله ساز می شود که به بازرسی دائمی تبدیل شود؛ خواندن همه پیام ها، بررسی تک تک جست وجوها، دنبال کردن مداوم موقعیت مکانی یا استفاده مخفیانه از ابزارهای نظارتی. ممکن است والد با این کار اطلاعات بیشتری به دست بیاورد، اما کودک هم ممکن است یاد بگیرد به جای اینکه خطر را با والد در میان بگذارد، آن را پنهان کند. در چنین شرایطی، امنیت ظاهری بیشتر شده اما رابطه ای که قرار بود کودک در زمان خطر به آن پناه ببرد، ضعیف تر شده است.
اعتماد هم البته به معنای «هر کاری خواستی بکن» نیست. اعتماد باید متناسب با سن، بلوغ و سابقه مسئولیت پذیری کودک رشد کند. همان طور که کودک را به تنهایی وارد هر محیطی نمی کنیم، نمی توان انتظار داشت در فضای دیجیتال هم بدون آموزش و مرز، همه موقعیت ها را مدیریت کند. اعتماد چیزی نیست که یک باره اعطا شود؛ مهارتی است که کودک و والد با هم آن را می سازند.
شاید بهترین نقطه شروع این باشد که قوانین گوشی پنهانی و یک طرفه نباشند. با کودک درباره خطرهای واقعی صحبت کنیم، توضیح دهیم چرا بعضی محدودیت ها وجود دارند و مشخص کنیم در چه شرایطی ممکن است لازم باشد والد گوشی را بررسی کند. مثلا اگر نشانه ای از خطر جدی وجود داشته باشد، مداخله والد دیگر نقض بی دلیل حریم خصوصی نیست؛ مسئولیت مراقبت است. اما در شرایط عادی، بهتر است کودک بداند که حریم شخصی او هم بخشی از اعتماد خانوادگی است.
مهم تر از همه، باید کاری کنیم که اگر روزی کودک اشتباهی کرد، اولین فکرش این نباشد که «اگر مامان و بابا بفهمند، همه چیز خراب می شود». اگر از ترس تنبیه، گوشی را پنهان کند، حساب دیگری بسازد یا مشکلش را انکار کند، ما اطلاعات کمتری خواهیم داشت؛ اما اگر بداند می تواند بگوید «اشتباه کردم» و مطمئن باشد ابتدا شنیده می شود، احتمال کمک خواستن بیشتر است.
شاید سوال درست این نباشد که «چقدر گوشی فرزندم را چک کنم؟» بلکه این باشد: «آیا فرزندم می داند اگر در دنیای آنلاین با مشکلی روبه رو شد، می تواند بدون ترس از واکنش من به سراغم بیاید؟»
هدف نهایی کنترل گوشی نیست؛ ساختن کودکی است که کم کم بتواند خودش از خودش مراقبت کند. والد خوب نه کسی است که همیشه پشت صفحه فرزندش ایستاده، نه کسی که چشم هایش را بسته؛ کسی است که آن قدر آموزش داده، مرز گذاشته و اعتماد ساخته که وقتی یک روز دیگر کنار کودک نیست، او هنوز بلد باشد از خودش مراقبت کند.
دکتر محمدمهدی سیدناصری
حقوقدان، پژوهشگر حقوق کودک و آینده کودکی در عصر دیجیتال