آیا فرزندمان را تربیت می کنیم یا کنترل؟

17 شهریور 1405 - خواندن 4 دقیقه - 12 بازدید




 

آیا فرزندمان را تربیت می کنیم یا کنترل؟

تربیت با این هدف شروع می شود که کودک کم کم بتواند خودش فکر کند، انتخاب کند و مسئولیت زندگی اش را بر عهده بگیرد؛ اما گاهی در مسیر تربیت، چیزی آرام آرام جای آن را می گیرد: کنترل. والد می خواهد بداند کودک کجاست، با چه کسی حرف می زند، چه می پوشد، چه می بیند، چه می خواند، چه زمانی می خوابد، با چه کسی دوست می شود و حتی درباره آینده اش چه تصمیمی باید بگیرد. همه اینها ممکن است با نیت مراقبت اتفاق بیفتد، اما سوال اینجاست که آیا کودک در این میان فرصت پیدا می کند خودش را پیدا کند؟

کنترل معمولا با جمله هایی شروع می شود که برای والد کاملا منطقی اند: «من بهتر می دانم»، «برای خودت می گویم»، «اگر نگویم اشتباه می کنی». اما اگر قرار باشد برای هر مسئله ای تصمیم نهایی را والد بگیرد، کودک ممکن است به جای یاد گرفتن تصمیم گیری، فقط یاد بگیرد چگونه تصمیم والد را اجرا کند. چنین کودکی شاید در سال های اول بسیار منظم و مطیع به نظر برسد، اما وقتی وارد موقعیت هایی شود که والد کنارش نیست، ممکن است نداند چطور انتخاب کند، نه بگوید، خطر را تشخیص دهد یا پیامد تصمیم خودش را بپذیرد.

کنترل همیشه هم شکل دستور و محدودیت ندارد. گاهی در قالب نظارت دائمی ظاهر می شود؛ چک کردن گوشی، پرس وجوی مداوم درباره دوستان، پیگیری لحظه به لحظه تکالیف و فعالیت ها یا دخالت در هر اختلافی که کودک با دوست، معلم یا خواهر و برادرش پیدا می کند. فناوری هم این امکان را بیشتر کرده است. امروز والد می تواند تقریبا همیشه بداند فرزندش کجاست و چه می کند؛ اما «توانستن» لزوما به معنای «لازم بودن» نیست. کودک برای مستقل شدن، به حریم متناسب با سنش هم نیاز دارد.

تفاوت تربیت و کنترل را شاید بتوان در یک سوال ساده پیدا کرد: آیا کاری که من برای فرزندم انجام می دهم، او را برای زمانی که من حضور ندارم آماده می کند یا به حضور دائمی من وابسته ترش می کند؟ اگر همیشه به جای او با معلم صحبت کنیم، به جای او مشکلش را حل کنیم، به جای او انتخاب کنیم و قبل از اینکه پیامد یک اشتباه را تجربه کند مداخله کنیم، ممکن است ناخواسته چیزی را از او بگیریم که هیچ کلاس آموزشی نمی تواند جبرانش کند: تجربه کردن و یاد گرفتن از زندگی.

البته تربیت بدون مرز ممکن نیست. کودک به قانون، چارچوب، «نه» گفتن و حتی محدودیت نیاز دارد. اما مرز سالم با کنترل تفاوت دارد. مرز می گوید «این رفتار قابل قبول نیست و دلیلش این است»؛ کنترل می گوید «چون من می گویم، حق نداری». در اولی، کودک کم کم منطق و مسئولیت را یاد می گیرد؛ در دومی، بیشتر اطاعت را.

شاید وقت آن باشد که والدین قبل از مداخله در زندگی فرزندشان یک مکث کوتاه داشته باشند و از خودشان بپرسند: واقعا خطری وجود دارد، یا فقط تحمل اینکه فرزندم راهی متفاوت از راه من را انتخاب کند برایم سخت است؟ تربیت قرار نیست کودکی بسازد که همیشه همان کاری را بکند که ما می خواهیم؛ قرار است انسانی بسازد که وقتی ما کنارش نیستیم، بتواند درست فکر کند و مسئولانه انتخاب کند.



دکتر محمدمهدی سیدناصری

حقوقدان، پژوهشگر حقوق کودک و آینده کودکی در عصر دیجیتال