میلاد حسین هاشمی
76 یادداشت منتشر شدهچهار مسیر پیش روی فضای مجازی ایران در عصر هوش مصنوعی
چرا آینده فضای مجازی فقط به فناوری وابسته نیست؟
ورود هوش مصنوعی به مرحله جدیدی از توسعه فناوری، مفهوم فضای مجازی را نیز تغییر داده است. فضای مجازی دیگر صرفا بستری برای ارتباطات، انتشار محتوا یا ارائه خدمات برخط نیست؛ بلکه به یکی از زیرساخت های اصلی قدرت ملی تبدیل شده است. اقتصاد، امنیت، رسانه، افکار عمومی، خدمات عمومی، زیرساخت های حیاتی و حتی بخشی از فرایند تصمیم گیری دولت ها به این فضا وابسته شده اند.
در چنین شرایطی، پرسش اصلی برای ایران دیگر این نیست که «آیا باید وارد عصر هوش مصنوعی شد یا نه؟»؛ این مرحله عملا آغاز شده است. پرسش مهم تر این است که ایران در این عصر با چه میزان استقلال فناورانه و با چه الگویی از حکمرانی وارد خواهد شد؟
پژوهشی که با عنوان «سناریوهای آینده فضای مجازی ایران در عصر هوش مصنوعی؛ تحلیل پیشران ها و عدم قطعیت های راهبردی حکمرانی دیجیتال» انجام شده، تلاش می کند به همین پرسش پاسخ دهد. نقطه قوت این رویکرد آن است که به جای پیش بینی یک آینده قطعی، چهار مسیر متفاوت را بر اساس دو متغیر کلیدی ترسیم می کند: سطح استقلال فناورانه و الگوی حکمرانی و تنظیم گری.
این دو متغیر در ظاهر دو موضوع متفاوت اند، اما در واقع به یک مسئله مشترک مربوط می شوند: چه کسی توان تصمیم گیری، کنترل و اعمال اراده در فضای دیجیتال را خواهد داشت؟
۱. فضای مجازی دیگر یک موضوع ارتباطی نیست؛ یک مسئله قدرت است
در دهه های گذشته، بسیاری از سیاست گذاری های مرتبط با اینترنت و فضای مجازی عمدتا حول موضوعاتی مانند دسترسی، محتوا، فرهنگ، ارتباطات و امنیت کاربران شکل می گرفت. اما ظهور هوش مصنوعی، مقیاس و ماهیت این مسئله را تغییر داده است.
امروز قدرت در فضای دیجیتال تنها به داشتن یک شبکه ارتباطی یا چند پلتفرم داخلی وابسته نیست. مجموعه ای از عناصر به هم پیوسته شامل داده، تراشه، مراکز داده، توان پردازشی، مدل های هوش مصنوعی، زیرساخت ابری، شبکه ارتباطی، نیروی انسانی متخصص، امنیت سایبری و پلتفرم های دیجیتال، زنجیره جدید قدرت را شکل می دهند.
در نتیجه، اگر کشوری مصرف کننده فناوری باشد اما نتواند بخش های حیاتی این زنجیره را کنترل یا دست کم در شرایط بحران جایگزین کند، استقلال دیجیتال آن با پرسش جدی مواجه خواهد بود.
از این منظر، مفهوم «استقلال فناورانه» نباید با «خودکفایی کامل» اشتباه گرفته شود. هیچ کشوری در جهان امروز الزاما همه اجزای فناوری را به تنهایی تولید نمی کند. مسئله اصلی این است که یک کشور در حوزه های حیاتی، ظرفیت بقا، تداوم فعالیت و تصمیم گیری مستقل داشته باشد.
این تفاوت بسیار مهم است.
استقلال فناورانه یعنی اگر دسترسی به یک فناوری، خدمت یا زنجیره تامین خارجی محدود شد، کشور بتواند همچنان خدمات حیاتی خود را حفظ کند، مسیر جایگزین داشته باشد و در برابر فشار خارجی از قدرت چانه زنی برخوردار باشد.
از همین جا، موضوع فناوری به موضوع امنیت ملی تبدیل می شود.
۲. دو عدم قطعیت، چهار آینده
تحلیل سناریویی پژوهش بر دو محور شکل گرفته است.
محور نخست، استقلال فناورانه است؛ یعنی اینکه ایران در آینده تا چه اندازه قادر خواهد بود زیرساخت ها، داده، توان پردازشی، فناوری های هوش مصنوعی و خدمات دیجیتال راهبردی خود را در اختیار داشته باشد.
محور دوم، الگوی حکمرانی و تنظیم گری است؛ یعنی اینکه حکمرانی فضای مجازی تا چه اندازه متمرکز و کنترل محور یا تنظیم گر، منعطف و چندبازیگری خواهد بود.
ترکیب این دو محور چهار وضعیت متفاوت ایجاد می کند:
حاکمیت دیجیتال مقتدر، زیست بوم دیجیتال مستقل، فضای مجازی کنترل شده و وابسته و فضای دیجیتال باز اما وابسته.
اهمیت این تقسیم بندی در آن است که نشان می دهد مسئله آینده فضای مجازی را نمی توان فقط با یک متغیر توضیح داد.
ممکن است کشوری از استقلال فناورانه برخوردار باشد اما الگوی حکمرانی آن انعطاف لازم را نداشته باشد. ممکن است کشوری فضای دیجیتال نسبتا باز و نوآور داشته باشد، اما به فناوری و زیرساخت خارجی وابسته بماند.
بنابراین، فناوری بدون حکمرانی کافی نیست و حکمرانی بدون ظرفیت فناورانه نیز پایدار نخواهد بود.
۳. سناریوی نخست؛ حاکمیت دیجیتال مقتدر
در این وضعیت، کشور هم از ظرفیت فناورانه بالایی برخوردار است و هم حکمرانی متمرکز و کنترل محور خود را حفظ کرده است.
این سناریو از منظر امنیتی مزیت های قابل توجهی دارد. دسترسی به زیرساخت های داخلی، ظرفیت پردازشی، سامانه های هوش مصنوعی و توان دفاع سایبری می تواند وابستگی خارجی را کاهش دهد و قدرت واکنش کشور در برابر تهدیدها را افزایش دهد.
اما یک پرسش مهم مطرح است:
آیا استقلال فناورانه بدون مشارکت گسترده زیست بوم نوآوری می تواند به قدرت پایدار دیجیتال تبدیل شود؟
پاسخ لزوما مثبت نیست.
فناوری به سرعت تغییر می کند و دولت به تنهایی نمی تواند همه ظرفیت لازم برای نوآوری را ایجاد کند. دانشگاه، شرکت های دانش بنیان، استارت آپ ها، متخصصان مستقل و سرمایه گذاران نیز بخشی از زنجیره تولید قدرت فناورانه هستند.
بنابراین، خطر این سناریو آن است که ظرفیت فناورانه ایجاد شود، اما بخشی از ظرفیت نوآوری و اقتصادی آن به دلیل محدودیت های محیط کسب وکار یا انعطاف پایین مقررات بالفعل نشود.
این سناریو در واقع نشان می دهد که قدرت فناورانه با قدرت حکمرانی یکی نیست.
۴. سناریوی دوم؛ زیست بوم دیجیتال مستقل
از منظر راهبردی، سناریوی دوم جذاب ترین ترکیب را ارائه می کند: استقلال فناورانه بالا در کنار حکمرانی تنظیم گر، منعطف و چندبازیگری.
در این وضعیت، کشور تلاش می کند زیرساخت ها و ظرفیت های حیاتی خود را حفظ کند، اما توسعه فضای دیجیتال را صرفا به نهادهای دولتی محدود نمی کند.
دولت نقش سیاست گذار و تنظیم گر دارد؛ بخش خصوصی در توسعه فناوری مشارکت می کند؛ دانشگاه ها در تولید دانش و نیروی انسانی فعال اند و شرکت های فناوری در تبدیل دانش به محصول و خدمت نقش دارند.
این مدل می تواند یک مزیت مهم ایجاد کند: تبدیل استقلال فناورانه از یک مفهوم امنیتی به یک مزیت اقتصادی و توسعه ای.
در چنین شرایطی، استقلال فناورانه فقط برای مقابله با تهدید خارجی استفاده نمی شود، بلکه می تواند زمینه ای برای توسعه اقتصاد دیجیتال، ایجاد بازارهای جدید، افزایش صادرات خدمات فناورانه و ارتقای جایگاه منطقه ای ایران باشد.
البته این سناریو ساده نیست.
حکمرانی چندبازیگری به معنای حذف نقش دولت نیست؛ بلکه به معنای تغییر نوع نقش دولت است. دولت باید از «مدیر همه چیز» به «طراح قواعد بازی» تبدیل شود.
این تحول نیازمند اعتماد، شفافیت، تقسیم مسئولیت و تنظیم گری هوشمند است.
۵. سناریوی سوم؛ فضای مجازی کنترل شده و وابسته
این سناریو از منظر راهبردی، پرریسک ترین ترکیب را دارد.
در اینجا حکمرانی متمرکز و کنترل محور با سطح پایین استقلال فناورانه ترکیب می شود.
مشکل اصلی این وضعیت یک تناقض درونی است: تلاش برای افزایش کنترل داخلی، در شرایطی انجام می شود که بخشی از فناوری، زیرساخت یا خدمات مورد نیاز از بیرون تامین می شود.
در چنین شرایطی، کشور ممکن است از یک سو بخواهد کنترل بیشتری بر فضای دیجیتال اعمال کند و از سوی دیگر برای بخشی از ابزارهای مورد نیاز خود به زنجیره های خارجی وابسته باشد.
در عصر هوش مصنوعی، این وضعیت می تواند هزینه بیشتری داشته باشد؛ زیرا فاصله فناورانه فقط به معنای دسترسی نداشتن به یک نرم افزار یا پلتفرم نیست. فاصله در توان پردازشی، داده، مدل های هوش مصنوعی، تراشه، زیرساخت ابری و نیروی انسانی می تواند به شکاف انباشته فناورانه تبدیل شود.
اگر این شکاف در طول زمان افزایش یابد، جبران آن دشوارتر خواهد شد.
بنابراین، این سناریو یک هشدار جدی دارد:
کنترل بیشتر بر فضای مجازی، بدون افزایش همزمان ظرفیت فناورانه، لزوما به معنای امنیت بیشتر نیست.
امنیت پایدار زمانی شکل می گیرد که توان کنترل، با توان تولید، پشتیبانی و تداوم فناوری همراه باشد.
۶. سناریوی چهارم؛ فضای دیجیتال باز اما وابسته
سناریوی چهارم نقطه مقابل سناریوی سوم است.
در اینجا فضای فعالیت دیجیتال نسبتا بازتر و تنظیم گری منعطف تر است، اما کشور همچنان از استقلال فناورانه کافی برخوردار نیست.
این وضعیت می تواند در کوتاه مدت جذاب باشد.
دسترسی بیشتر به فناوری های جهانی، امکان استفاده از خدمات پیشرفته، افزایش رقابت و رشد سریع تر برخی کسب وکارهای دیجیتال می تواند مزیت ایجاد کند.
اما مشکل زمانی آشکار می شود که شرایط خارجی تغییر کند.
اگر زیرساخت ها، فناوری های پایه، پلتفرم ها یا خدمات راهبردی به منابع خارجی وابسته باشند، هرگونه تغییر در روابط بین الملل، تحریم، محدودیت تجاری یا تصمیم شرکت های خارجی می تواند به یک ریسک داخلی تبدیل شود.
در واقع، این سناریو ممکن است در شرایط عادی کارآمد به نظر برسد، اما در شرایط بحران آسیب پذیری آن آشکار می شود.
از این منظر، وابستگی فناورانه نوعی ریسک پنهان است؛ ریسکی که معمولا زمانی دیده می شود که دیگر برای واکنش دیر شده است.
۷. مسئله اصلی: استقلال یا انزوا؟
یکی از مهم ترین سوءبرداشت ها درباره استقلال فناورانه این است که استقلال با انزوا یکسان گرفته شود.
چنین برداشتی نه تنها دقیق نیست، بلکه می تواند به سیاست گذاری نادرست منجر شود.
استقلال فناورانه به معنای قطع ارتباط با جهان نیست. اتفاقا یک کشور مستقل از نظر فناوری باید بتواند با بازیگران مختلف تعامل کند، فناوری وارد کند، سرمایه جذب کند، دانش منتقل کند و در بازارهای جهانی حضور داشته باشد.
تفاوت در این است که وابستگی نباید به نقطه ای برسد که تصمیم گیری داخلی را از بین ببرد.
به همین دلیل، سیاست مطلوب می تواند بر پایه سه اصل شکل بگیرد:
ظرفیت داخلی، تنوع خارجی و قابلیت جایگزینی.
ظرفیت داخلی یعنی کشور در حوزه های حیاتی توان تولید یا پشتیبانی داشته باشد.
تنوع خارجی یعنی برای فناوری های مورد نیاز، به یک مسیر یا یک تامین کننده محدود نشود.
و قابلیت جایگزینی یعنی اگر یک مسیر خارجی مسدود شد، گزینه دیگری وجود داشته باشد.
این نگاه، استقلال فناورانه را از شعار به یک سیاست عملی تبدیل می کند.
۸. حکمرانی هوشمند؛ نه دولت همه کاره و نه رهاسازی کامل
محور دوم سناریوها، حکمرانی است.
در اینجا نیز دوگانه «کنترل کامل یا آزادی کامل» چندان راهگشا نیست.
فضای دیجیتال جدید به تنظیم گری نیاز دارد؛ اما تنظیم گری موثر با کنترل یکسان نیست.
حکمرانی هوشمند باید بتواند برای فناوری های مختلف، متناسب با میزان ریسک آنها قواعد متفاوت تعیین کند. یک فناوری کم خطر نباید با همان منطق فناوری های پرریسک تنظیم شود.
همچنین مقررات باید قابلیت به روزرسانی داشته باشند. قانون گذاری ثابت در برابر فناوری ای که هر چند ماه تغییر می کند، می تواند به مانع نوآوری تبدیل شود.
بنابراین، حکمرانی آینده فضای مجازی به سمت تنظیم گری تطبیقی، مبتنی بر ریسک و داده محور نیاز دارد.
دولت همچنان نقش مهمی خواهد داشت؛ اما نقش آن باید بیشتر بر تعیین قواعد، حفاظت از منافع عمومی، تضمین امنیت، ایجاد زیرساخت و جلوگیری از انحصار متمرکز باشد.
در کنار دولت، بخش خصوصی و دانشگاه نیز باید بخشی از ظرفیت حکمرانی باشند.
۹. هوش مصنوعی، نقطه اتصال همه این تحولات است
آنچه این بحث را فوری تر می کند، سرعت توسعه هوش مصنوعی است.
هوش مصنوعی برخلاف بسیاری از فناوری های پیشین، صرفا یک صنعت جدید نیست؛ فناوری ای عمومی است که می تواند تقریبا همه بخش های فضای دیجیتال را تحت تاثیر قرار دهد.
از امنیت سایبری تا تولید محتوا، از اقتصاد دیجیتال تا خدمات عمومی، از رسانه تا تحلیل داده و از عملیات شناختی تا تصمیم سازی، هوش مصنوعی در حال ورود به زنجیره ارزش فضای مجازی است.
در نتیجه، اگر کشوری در توسعه هوش مصنوعی عقب بماند، فقط یک فناوری را از دست نداده است؛ بلکه ممکن است در مجموعه ای از حوزه های قدرت اقتصادی، امنیتی و اطلاعاتی نیز عقب بیفتد.
به همین دلیل، سیاست هوش مصنوعی را نمی توان از سیاست فضای مجازی جدا کرد.
آینده فضای مجازی ایران تا حد زیادی به این بستگی دارد که ایران چگونه هوش مصنوعی را در زیرساخت، اقتصاد، امنیت، حکمرانی و زیست دیجیتال خود ادغام خواهد کرد.
۱۰. از پیش بینی آینده به آمادگی برای آینده
مهم ترین ارزش سناریونگاری در این پژوهش، پیش بینی اینکه «دقیقا چه اتفاقی خواهد افتاد» نیست.
هیچ کس نمی تواند با قطعیت بگوید فضای مجازی ایران در سال های آینده دقیقا در کدام یک از این چهار وضعیت قرار خواهد گرفت.
ارزش واقعی سناریوها در جای دیگری است: آماده کردن سیاست گذار برای چند آینده متفاوت.
اگر استقلال فناورانه افزایش پیدا کرد، چه فرصت هایی باید فعال شوند؟
اگر وابستگی افزایش یافت، چه آسیب پذیری هایی باید مدیریت شوند؟
اگر حکمرانی به سمت مشارکت بیشتر رفت، چه سازوکارهای نهادی لازم است؟
اگر فشارهای امنیتی افزایش پیدا کرد، چه زیرساخت هایی باید از قبل تقویت شده باشند؟
اینها پرسش هایی هستند که سناریونگاری می تواند به آنها پاسخ دهد.
به همین دلیل، مرحله بعدی سیاست گذاری باید از خود سناریوها فراتر برود و برای هر سناریو، نشانه های هشدار زودهنگام، شاخص های رصد، اقدامات پیشگیرانه و گزینه های جایگزین طراحی کند.
۱۱. جمع بندی؛ آینده فضای مجازی را باید امروز ساخت
چهار سناریوی ترسیم شده یک پیام مشترک دارند:
ایران نمی تواند صرفا درباره آینده فضای مجازی واکنش نشان دهد؛ باید در شکل دادن به آن مشارکت فعال داشته باشد.
اگر استقلال فناورانه بدون حکمرانی مناسب دنبال شود، ممکن است ظرفیت فناوری به طور کامل بالفعل نشود.
اگر حکمرانی منعطف بدون استقلال فناورانه شکل بگیرد، خطر وابستگی راهبردی باقی خواهد ماند.
اگر کنترل بدون ظرفیت فناورانه دنبال شود، امنیت ظاهری ممکن است با آسیب پذیری زیرساختی همراه شود.
و اگر بازبودن فضای دیجیتال بدون توجه به وابستگی فناورانه دنبال شود، فرصت های کوتاه مدت ممکن است به آسیب پذیری های بلندمدت تبدیل شوند.
بنابراین، مسئله اصلی آینده فضای مجازی ایران انتخاب میان «کنترل» و «آزادی»، یا میان «داخل» و «خارج» نیست.
مسئله اصلی، ساختن ظرفیت ملی برای حکمرانی بر فناوری است.
این ظرفیت زمانی شکل می گیرد که سه عنصر در کنار یکدیگر قرار گیرند:
استقلال در حوزه های حیاتی، تعامل هوشمندانه با جهان و حکمرانی منعطف و آینده نگر.
در چنین الگویی، هوش مصنوعی نه صرفا یک تهدید و نه صرفا یک فرصت اقتصادی خواهد بود؛ بلکه به ابزاری برای افزایش قدرت ملی، توسعه اقتصاد دیجیتال، ارتقای امنیت و تقویت جایگاه ایران در نظم دیجیتال آینده تبدیل می شود.
در نهایت، رقابت اصلی در عصر هوش مصنوعی میان کشورهایی نخواهد بود که صرفا فناوری بیشتری در اختیار دارند؛ بلکه میان کشورهایی خواهد بود که بهتر می توانند فناوری را به قدرت، امنیت، ثروت و حکمرانی موثر تبدیل کنند.
و این دقیقا همان جایی است که آینده فضای مجازی ایران تعیین خواهد شد.