شیشه های شکسته در غبار شهر؛

4 آبان 1405 - خواندن 5 دقیقه - 50 بازدید


شیشه های شکسته در غبار شهر؛

فراتر از نظم خیابانی واکاوی فرسایش سرمایه اجتماعی و تجربه زیسته نوجوانان ایرانی در پرتو یک نظریه کلاسیک

مقدمه:

از نیویورک تا کوچه های تهران در سال ۱۹۸۲، جیمز ویلسون و جرج کلینگ نظریه ای را مطرح کردند که دهه ها بعد به یکی از جنجالی ترین ابزارهای جرم شناسی تبدیل شد: «نظریه شیشه های شکسته». ایده ساده بود؛ اگر پنجره ای شکسته بماند، به عابران پیام می دهد که «کسی اینجا نیست که اهمیت بدهد» و این آغاز دومینوی بی نظمی است. اما آیا در جامعه امروز ایران، شیشه های شکسته فقط همان دیوارهای خط خطی شده یا سطل های زباله واژگون هستند؟ یا شیشه های اصلی در ذهن و اعتماد عمومی ترک خورده اند؟

۱. وقتی «بی تفاوتی» تبدیل به سیاست می شود نظریه شیشه های شکسته در ایران، بیش از آنکه یک مسئله انتظامی باشد، یک چالش جامعه شناختی است. وقتی نوجوان ما در محله یا مدرسه با تبعیض در توزیع امکانات مواجه می شود، یا می بیند که قانون برای همه به یک شکل اجرا نمی شود، اولین «شیشه ذهنی» او می شکند. رابرت سامپسون، جامعه شناس برجسته، معتقد است آنچه مانع جرم می شود صرفا حضور پلیس نیست، بلکه «اثرگذاری جمعی» (Collective Efficacy) است؛ یعنی همسایگانی که به هم اعتماد دارند و نسبت به محیط خود احساس مالکیت می کنند. در بسیاری از کلان شهرهای ما، این پیوندها به دلیل مشکلات اقتصادی و جابه جایی های مداوم تضعیف شده است.

۲. گرافیتی؛ فریاد هویت یا وندالیسم؟ باید میان «تخریب اموال عمومی» و «بیان اعتراض» تفکیک قائل شد. نوجوان ایرانی که احساس می کند صدایش در رسانه های رسمی شنیده نمی شود، گاهی دیوار شهر را به رسانه خود تبدیل می کند. از نگاه نظریه «عدالت رویه ای» (Procedural Justice) تام تایلر، اگر جوانان احساس کنند فرآیندهای اجتماعی عادلانه است، خود را ملزم به رعایت نظم می بینند. اما وقتی احساس طردشدگی بر تعلق غلبه کند، «وندالیسم» نه به عنوان یک بزهکاری ساده، بلکه به عنوان واکنشی به دیده نشدن بروز می کند.

۳. شکاف طبقاتی و شیشه های رنگی نکته کلیدی در بازخوانی این نظریه در ایران، تفاوت طبقاتی است. در محله های برخوردار، شیشه های شکسته به سرعت ترمیم می شوند چون «هزینه بی نظمی» بالاست. اما در مناطق حاشیه نشین، انباشت بی نظمی های کوچک (از چاله میدان ها تا قطعی خدمات) به یک «هنجار» تبدیل می شود. این وضعیت به نوجوان ساکن در این مناطق پیامی مخرب می دهد: «تو و محیط زندگی ات ارزش سرمایه گذاری ندارید». اینجاست که نظریه ویلسون با واقعیت های تلخ اقتصادی گره می خورد

۴.فراتر از برخورد سخت؛ ترمیم «کرامت» اشتباه بزرگ بسیاری از سیاست گذاران، تمرکز صرف بر «پاک کردن صورت مسئله» است. رنگ کردن عجولانه دیوارها یا برخوردهای قهری با کوچکترین بی نظمی ها، بدون توجه به ریشه های نارضایتی، تنها شیشه ها را کدرتر می کند. برای عبور از وضعیت فعلی، جامعه ایران بیش از «گشت های نظارتی»، به «فضاهای گفت وگو» نیاز دارد. نتیجه گیری: پنجره ای رو به امید نظریه شیشه های شکسته به ما هشدار می دهد که جزئیات مهم هستند. اما در نسخه ایرانی این نظریه، باید بدانیم که ترمیم یک پنجره فیزیکی راحت است؛ آنچه تخصص و اراده می طلبد، ترمیم اعتماد ترک خورده نسلی است که می خواهد حس کند در سرنوشت شهر و خانه اش سهیم است. امنیت پایدار، نه با سیم خاردار، بلکه با بازگرداندن حس «تعلق» و «عدالت» به بطن خانواده و مدرسه تامین می شود. ما برای پیشگیری از فروریختن کل ساختمان جامعه، باید قبل از هر چیز، کرامت انسانی ساکنانش را ترمیم کنیم.

نظریه شیشه شکسته چیه؟

نظریه شیشه شکسته یا نظریه پنجره های شکسته (Broken Windows Theory) یک نظریه در جامعه شناسی و جرم شناسی است. بر اساس این نظریه، اگر نشانه های کوچک بی نظمی مثل: - شیشه شکسته و تعمیرنشده - دیوارنویسی و تخریب اموال - زباله ریختن - مزاحمت های خیابانی - بی توجهی به قوانین جزئی بدون واکنش باقی بمانند، این پیام را منتقل می کنند که کسی بر آن محیط نظارت ندارد. در نتیجه ممکن است بی نظمی بیشتر شود و زمینه برای جرائم جدی تر فراهم گردد

مثال ساده اگر در یک ساختمان یک پنجره شکسته باشد و مدت ها تعمیر نشود، افراد ممکن است تصور کنند ساختمان رها شده است؛ بعد احتمال دارد پنجره های دیگری هم شکسته شوند، دیوارها تخریب شوند و حتی سرقت رخ دهد

کاربرد این نظریه در مدیریت شهری و پلیسی به کار رفته است؛ مثلا رسیدگی سریع به تخریب شهری، پاک سازی محیط و برخورد با مزاحمت های عمومی. نقد مهم این نظریه قطعی و بدون ایراد نیست. منتقدان می گویند: - بی نظمی لزوما باعث جرم جدی نمی شود. - اجرای افراطی آن می تواند به برخورد ناعادلانه با افراد بی خانمان، جوانان یا گروه های محروم منجر شود.

عوامل مهم تری مانند فقر، بیکاری، تبعیض و ضعف خدمات اجتماعی نیز در جرم نقش دارند. پس خلاصه نظریه این است: بی توجهی به تخلف ها و بی نظمی های کوچک می تواند احساس رهاشدگی ایجاد کند و بی نظمی های بزرگ تر را افزایش دهد؛ اما این نظریه به تنهایی توضیح کامل جرم نیست.

به قلم: رقیه پورغفار

04/08/1405