میلاد حسین هاشمی
81 یادداشت منتشر شدهتهدید حمله به ایران؛ ترامپ در پی مدیریت میدان یا مهار هزینه های داخلی؟
منشا خبر: شبکه خبری سی ان ان، در گزارشی منتشرشده در ۲۵ اکتبر ۲۰۲۶، به نقل از دو مقام آمریکایی گزارش داد که نیروهای آمریکا در خاورمیانه می توانند ظرف ۹۶ ساعت پس از دریافت دستور دونالد ترامپ، عملیات نظامی گسترده تری علیه ایران آغاز کنند. بنا بر این گزارش، تاسیسات نظامی، انرژی و هسته ای ایران در فهرست اهداف احتمالی قرار دارند و زمان پس از انتخابات میان دوره ای آمریکا، یکی از سناریوهای مطرح شده است. بااین حال، مقام های مورد استناد تاکید کرده اند که ترامپ هنوز تصمیم نهایی برای حمله نگرفته است و کاخ سفید نیز درباره این گزارش اظهارنظر نکرده است. منبع: سی ان ان، بازنشر گزارش در CNN Newsource
تهدید نظامی در سایه فشار اقتصادی و انتخاباتی
اظهارات دونالد ترامپ درباره احتمال حمله مجدد به ایران، در کنار گزارش های مربوط به آماده سازی نظامی آمریکا، بار دیگر احتمال گسترش درگیری را مطرح کرده است. بااین حال، برای تحلیل این مواضع باید میان آمادگی نظامی، تصمیم قطعی برای حمله و بهره برداری سیاسی از تهدید نظامی تفاوت قائل شد. گزارش سی ان ان از آماده سازی گزینه های عملیاتی حکایت دارد، اما به خودی خود ثابت نمی کند که دستور حمله صادر شده است.
نکته مهم تر، زمان بندی احتمالی این اقدام است. مطرح شدن سناریوی حمله پس از انتخابات میان دوره ای آمریکا، این پرسش را پیش می کشد که تصمیم گیری نظامی واشنگتن تا چه اندازه از ملاحظات سیاسی و اقتصادی داخلی تاثیر می پذیرد. این پرسش زمانی اهمیت بیشتری پیدا می کند که قیمت سوخت و آثار اقتصادی جنگ به موضوعی حساس در سیاست داخلی آمریکا تبدیل شده است.
بر اساس گزارش آسوشیتدپرس در ۲۶ اکتبر ۲۰۲۶، قیمت متوسط بنزین در آمریکا از حدود ۲٫۹۸ دلار به ازای هر گالن پیش از آغاز جنگ در ۲۸ فوریه، به حدود ۴٫۲۹ دلار رسیده و قیمت گازوئیل نیز افزایش چشمگیری داشته است. این افزایش هزینه ها، فشار اقتصادی بر خانوارها و کسب وکارها را تشدید کرده و در آستانه انتخابات میان دوره ای برای دولت ترامپ اهمیت سیاسی پیدا کرده است. منبع: آسوشیتدپرس
نفت و بورس؛ متغیرهای مهم در محاسبات واشنگتن
تشدید تهدیدهای نظامی علیه ایران می تواند پیامدهایی فراتر از میدان جنگ داشته باشد. هرچه احتمال گسترش درگیری در خلیج فارس و اختلال در عرضه انرژی بیشتر شود، بازار نفت با نااطمینانی بیشتری مواجه خواهد شد. افزایش قیمت انرژی نیز می تواند هزینه حمل ونقل و تولید را بالا ببرد، انتظارات تورمی را تقویت کند و بر عملکرد بازار سهام اثر بگذارد.
از این منظر، ترامپ با یک معادله چندوجهی روبه روست: از یک سو می خواهد با نمایش آمادگی نظامی، فشار بر ایران را حفظ کند و از سوی دیگر باید هزینه های احتمالی تشدید جنگ برای اقتصاد آمریکا و موقعیت سیاسی دولت خود را در نظر بگیرد. تهدید نظامی ممکن است در کوتاه مدت ابزار فشار باشد، اما اگر به افزایش بیشتر قیمت نفت و بی ثباتی بازارها منجر شود، هزینه آن می تواند به داخل آمریکا بازگردد.
البته نمی توان بدون شواهد مستقیم نتیجه گرفت که هدف اصلی ترامپ از طرح احتمال حمله، کنترل بورس یا قیمت نفت است. اما شواهد مربوط به افزایش قیمت سوخت و حساسیت انتخاباتی آن نشان می دهد که اقتصاد داخلی آمریکا یکی از متغیرهای مهم در ارزیابی هزینه های تصمیم نظامی است. به بیان دیگر، تهدید نظامی را باید در کنار ملاحظات بازار انرژی، وضعیت اقتصادی و تقویم سیاسی آمریکا بررسی کرد.
ایران و ضرورت آمادگی برای اقدام متقابل
در مقابل، ایران نمی تواند ارزیابی امنیتی خود را بر این فرض بنا کند که تهدیدهای واشنگتن صرفا جنبه تبلیغاتی دارند. گزارش مربوط به آماده سازی نیروهای آمریکایی، حتی بدون اثبات تصمیم قطعی برای حمله، ضرورت حفظ آمادگی دفاعی و بررسی سناریوهای مختلف را برجسته می کند.
منطق بازدارندگی بر این اصل استوار است که طرف مقابل بداند آغاز درگیری، هزینه هایی واقعی و قابل محاسبه به همراه خواهد داشت. بنابراین، آمادگی ایران برای اقدام متقابل، در صورت حمله، می تواند بخشی از محاسباتی باشد که تصمیم گیران آمریکایی هنگام ارزیابی فایده و هزینه عملیات در نظر می گیرند. درباره جزئیات توان عملیاتی و برنامه های دفاعی ایران، البته باید از ادعاهای تاییدنشده پرهیز کرد؛ آنچه اهمیت دارد، حفظ آمادگی متناسب با تهدید و جلوگیری از غافلگیری است.
در چنین شرایطی، ایران باید هم زمان دو مسیر را دنبال کند: حفظ آمادگی دفاعی و مدیریت هوشمندانه پیامدهای اقتصادی و منطقه ای بحران. بازدارندگی موثر تنها به توان پاسخ نظامی وابسته نیست؛ انسجام تصمیم گیری، تاب آوری اقتصادی و توان مدیریت بحران نیز در شکل گیری محاسبات طرف مقابل نقش دارند.
جمع بندی؛ تهدید پرهزینه برای هر دو طرف
گزارش سی ان ان نشان می دهد که در واشنگتن گزینه عملیات گسترده علیه ایران در حال بررسی است؛ اما تصمیم نهایی هنوز اعلام نشده است. در چنین وضعیتی، نه می توان احتمال حمله را نادیده گرفت و نه باید هر گزارش درباره آمادگی نظامی را معادل آغاز قریب الوقوع جنگ دانست.
برای ترامپ، مسئله فقط امکان اجرای عملیات نیست؛ پیامدهای آن نیز اهمیت دارد. گسترش درگیری می تواند هزینه های نظامی را افزایش دهد و از مسیر بازار انرژی و انتظارات اقتصادی، فشار تازه ای بر دولت آمریکا وارد کند. در عین حال، همین هزینه ها به تنهایی مانع قطعی اقدام نظامی نخواهند بود.
برای ایران نیز پیام روشن است: آمادگی برای پاسخ متقابل باید بر مبنای ارزیابی واقعی تهدید حفظ شود، نه بر اساس حدس درباره انگیزه های ترامپ. اگر تهدیدها برای افزایش فشار و گرفتن امتیاز مطرح شده باشند، بازدارندگی می تواند بر محاسبات واشنگتن اثر بگذارد؛ و اگر حمله ای واقعا صورت گیرد، آمادگی دفاعی اهمیت عملیاتی خواهد داشت.
در نهایت، مسئله فقط این نیست که ترامپ دستور حمله خواهد داد یا نه؛ مسئله این است که آیا واشنگتن می تواند هزینه های یک درگیری تازه را کنترل کند و به نتیجه سیاسی موردنظر خود برسد؟ این پرسش، در کنار توان دفاعی ایران و پیامدهای اقتصادی جنگ، یکی از محورهای اصلی تعیین کننده مسیر آینده تقابل خواهد بود.