رامین گذرانی اقتصاد
پژوهشگر اقتصاد منابع طبیعی و محیطزیست گروه اقتصاد کشاورزی دانشکده کشاورزی دانشگاه تبریز
15 یادداشت منتشر شدهاقتصاد آستانه ها: از تخریب تدریجی سرمایه طبیعی تا هزینه های غیرخطی بازیابی چارچوبی تحلیلی برای بازاندیشی در اقتصاد حفاظت و احیای اکوسیستم ها
چکیده:
مدیریت متعارف سرمایه طبیعی غالبا بر ارزیابی تغییرات تدریجی منابع، هزینه های تخریب و منافع اقتصادی حفاظت استوار است؛ بااین حال، بسیاری از اکوسیستم ها رفتارهایی غیرخطی از خود نشان می دهند که در آن ها تغییرات نسبتا محدود فشارهای محیطی می تواند به دگرگونی های چشمگیر در ساختار و کارکرد سیستم منجر شود. در چنین شرایطی، هزینه بازیابی اکوسیستم لزوما متناسب با میزان تخریب افزایش نمی یابد و ممکن است با نزدیک شدن به آستانه های بحرانی، رشد شتاب دار یا حتی ناپیوسته پیدا کند. یادداشت حاضر با اتکا به ادبیات تاب آوری اکولوژیک، تغییر اکوسیستم، سرمایه طبیعی و اقتصاد سیستم های پیچیده، مفهوم «اقتصاد آستانه ها» را به عنوان چارچوبی تحلیلی برای بررسی رابطه میان شدت فشار انسانی، فاصله تا آستانه های بحرانی، ظرفیت بازیابی و هزینه اقتصادی احیا صورت بندی می کند. در این چارچوب، تمایز میان بازیابی فیزیکی منابع و بازگشت کارکردهای اکولوژیک اهمیت اساسی دارد. تحولات هیدرولوژیک دریاچه ارومیه نیز به عنوان نمونه ای برای تبیین این تمایز مطرح می شود. استدلال اصلی آن است که ارزش اقتصادی حفاظت پیشگیرانه را نمی توان صرفا بر اساس هزینه های جاری تخریب برآورد کرد؛ بلکه باید احتمال تغییر اکوسیستم، تاخیر زمانی بازیابی، عدم قطعیت و امکان برگشت ناپذیری را نیز در محاسبات وارد کرد. این یادداشت در پایان، فرضیه هایی قابل آزمون برای توسعه مدل های اقتصادی آستانه محور پیشنهاد می کند.
واژگان کلیدی: اقتصاد آستانه ها، سرمایه طبیعی، تغییر رژیم اکولوژیک، تاب آوری، هزینه بازیابی، پویایی غیرخطی، دریاچه ارومیه.
۱. مقدمه: محدودیت نگاه تدریجی به تخریب سرمایه طبیعی
سرمایه طبیعی مجموعه ای از ذخایر و ساختارهای زیستی و غیرزیستی است که در تعامل با یکدیگر، جریان خدمات اکوسیستمی را برای جوامع انسانی فراهم می کنند. منابع آب، خاک، جنگل ها، تالاب ها و تنوع زیستی صرفا نهاده هایی برای تولید اقتصادی نیستند؛ بلکه اجزای سیستم هایی پویا به شمار می روند که پایداری فعالیت های اقتصادی به تداوم کارکرد آن ها وابسته است.
یکی از چالش های بنیادین در اقتصاد منابع طبیعی، چگونگی محاسبه ارزش اقتصادی تخریب و بازیابی این سرمایه است. در بسیاری از کاربردهای متعارف تحلیل هزینه–فایده، تغییرات منابع در قالب روابط پیوسته و قابل اندازه گیری مدل سازی می شوند. این رویکرد برای طیف گسترده ای از مسائل اقتصادی مفید است، اما زمانی که اکوسیستم ها دارای آستانه های بحرانی، بازخوردهای مثبت و چندین وضعیت پایدار یا شبه پایدار باشند، ممکن است تصویر ناقصی از هزینه واقعی تخریب ارائه کند.
برای مثال، کاهش تدریجی سطح آب یک تالاب ممکن است در مراحل اولیه با تغییرات محدود در خدمات اکوسیستمی همراه باشد. اما عبور از یک آستانه هیدرولوژیک می تواند ترکیب شیمیایی آب، ساختار زیستگاه، تنوع زیستی و عملکرد اکولوژیک آن را به طور هم زمان تغییر دهد. در چنین شرایطی، بازگرداندن مقدار مشخصی آب لزوما به معنای بازگشت تمامی خدمات اکوسیستمی نیست.
این پدیده با مفاهیم شناخته شده ای همچون آستانه های اکولوژیک، تغییر اکوسیستم، هیسترزیس و تاب آوری ارتباط دارد. اهمیت اقتصادی آن زمانی آشکار می شود که هزینه بازگرداندن سیستم به وضعیت کارکردی مطلوب، با هزینه پیشگیری از تخریب اولیه مقایسه شود.
پرسش اصلی این یادداشت آن است که:
آیا نزدیک شدن سرمایه طبیعی به آستانه های بحرانی می تواند رابطه میان شدت تخریب و هزینه بازیابی را به گونه ای تغییر دهد که ارزیابی های اقتصادی مبتنی بر تغییرات حاشیه ای، ارزش حفاظت پیشگیرانه را کمتر از مقدار واقعی برآورد کنند؟
پاسخ به این پرسش نیازمند پیوند میان اقتصاد منابع طبیعی، نظریه تاب آوری و تحلیل پویایی سیستم های غیرخطی است.
۲. مبانی نظری: از تاب آوری اکولوژیک تا اقتصاد آستانه ها
مفهوم تاب آوری اکولوژیک با آثار هولینگ (Holling, 1973) جایگاه مهمی در تحلیل سیستم های طبیعی یافت. در این دیدگاه، پایداری صرفا به معنای بازگشت سریع به یک نقطه تعادل نیست؛ بلکه ظرفیت سیستم برای جذب اختلال و حفظ ساختارها و کارکردهای اساسی خود نیز اهمیت دارد. پژوهش های بعدی نشان دادند که برخی اکوسیستم ها می توانند تحت شرایط محیطی مشابه، در وضعیت های متفاوتی قرار گیرند. در این سیستم ها، عبور از یک آستانه ممکن است به تغییر اکوسیستم منجر شود و بازگرداندن فشار محیطی به مقدار قبلی برای بازیابی وضعیت نخست کافی نباشد. این پدیده با عنوان هیسترزیس شناخته می شود.
بااین حال، آستانه اکولوژیک و آستانه اقتصادی لزوما یکسان نیستند. پژوهش Uehara (2013) نشان می دهد که آستانه اقتصادی–اکولوژیک ممکن است حتی پیش از آستانه اکولوژیک ظاهر شود. همچنین Li، Crépin و Folke (2018) نقش عدم قطعیت آستانه ها، ارزش اقتصادی تاب آوری و مدیریت بهینه سیستم های اجتماعی–اکولوژیک را بررسی کرده اند. ازاین رو، سهم پیشنهادی یادداشت حاضر نباید معرفی آستانه ها به عنوان پدیده ای جدید باشد؛ بلکه باید بر صورت بندی رابطه میان چهار متغیر متمرکز شود: فاصله تا آستانه، ظرفیت بازیابی، هزینه احیا و زمان مداخله.
۲–۱ صورت بندی اولیه چارچوب
برای بیان این رابطه، فرض می کنیم D(t) شدت تخریب سرمایه طبیعی، Dc آستانه بحرانی و R(t) ظرفیت بازیابی اکوسیستم باشد.
فاصله نرمال شده تا آستانه، در یک مدل ساده با آستانه ثابت و مثبت، به صورت زیر تعریف می شود:
ND = (Dc - D) / Dc
که در آن:
ND: فاصله نرمال شده تا آستانه بحرانی
Dc: مقدار بحرانی تخریب
D: شدت تخریب در وضعیت مورد بررسی می باشد.
در این صورت، با نزدیک شدن ND به صفر، سیستم به آستانه مفروض نزدیک می شود. البته این شاخص به تنهایی احتمال گذار یا میزان تاب آوری را اندازه گیری نمی کند.
اکنون می توان هزینه بازیابی را تابعی از شدت تخریب، ظرفیت بازیابی و ویژگی های سیستم در نظر گرفت:
CR = f(D, R, ND, Z)
که در آن:
CR: هزینه اقتصادی بازیابی اکوسیستم
R: ظرفیت بازیابی اکوسیستم
Z: مجموعه متغیرهای محیطی و مدیریتی موثر
که z(t) شامل متغیرهایی مانند شوری، تنوع زیستی، اتصال هیدرولوژیک، شرایط اقلیمی و فناوری احیاست.
فرضیه نخست چنین است:
d2CR / dD2 > 0
این رابطه بیان می کند که مشتق دوم هزینه بازیابی نسبت به شدت تخریب مثبت است؛ یعنی در دامنه مورد بررسی، هزینه بازیابی با نرخ فزاینده افزایش می یابد. در ضمن رابطه بیان می کند که در برخی دامنه های تخریب، هزینه بازیابی ممکن است با نرخ فزاینده افزایش یابد. این ویژگی یک فرضیه قابل آزمون است و از وجود آستانه اکولوژیک به تنهایی نتیجه نمی شود.
فرضیه دوم به نقش ظرفیت بازیابی مربوط است:
dCR / dR < 0
به این معنا که با ثابت بودن سایر شرایط، ظرفیت بازیابی بیشتر می تواند هزینه دستیابی به یک هدف احیای مشخص را کاهش دهد. برای آزمون این فرضیه ها، تعریف عملیاتی هزینه بازیابی ضروری است. هزینه احیا باید برای یک هدف اکولوژیک معین، افق زمانی مشخص و سطح موفقیت قابل اندازه گیری محاسبه شود؛ در غیر این صورت مقایسه هزینه ها در وضعیت های مختلف معتبر نخواهد بود.
۳. دریاچه ارومیه: تمایز میان افزایش ذخیره آب و بازیابی اکولوژیک
دریاچه ارومیه نمونه ای مناسب برای نشان دادن تفاوت میان متغیرهای هیدرولوژیک و کارکردهای اکولوژیک است.
بر اساس گزارش های منتشرشده در مهر ۱۴۰۵، حجم آب دریاچه حدود ۲٫۵۲ میلیارد مترمکعب و وسعت آن نزدیک به ۱۹۴۶ کیلومترمربع اعلام شده است. گزارش جدیدتر ۲ آبان نیز از تثبیت حجم در حدود ۲٫۵۵ میلیارد مترمکعب خبر می دهد. این ارقام افزایش قابل توجهی نسبت به دوره کم آبی سال قبل نشان می دهند، اما به تنهایی گواه بازیابی تعادل اکولوژیک نیستند. از منظر اقتصاد آستانه ها، پرسش اصلی این نیست که حجم آب چند برابر شده است؛ بلکه باید بررسی کرد آیا افزایش آب به بهبود پایدار خدمات اکوسیستمی منجر شده و چه میزان هزینه و زمان برای دستیابی به وضعیت کارکردی مطلوب باقی مانده است.
برای پاسخ، داده های مربوط به شوری، تراز آب، پایداری ورودی ها، زیستگاه ها و هزینه های احیا باید در کنار یکدیگر تحلیل شوند.
بنابراین دریاچه ارومیه در این یادداشت نمونه ای تبیینی است و نه آزمون تجربی تکمیل شده نظریه.
۴. پیامدهای اقتصادی: ارزش حفاظت پیشگیرانه
چنانچه هزینه بازیابی در نزدیکی آستانه ها افزایش یابد، زمان مداخله به متغیری اقتصادی تبدیل می شود. در یک چارچوب تصمیم گیری پویا، مقایسه هزینه حفاظت امروز با هزینه موردانتظار احیا و خسارت خدمات اکوسیستمی در آینده اهمیت دارد. بااین حال، حفاظت پیشگیرانه در همه شرایط الزاما گزینه بهینه نیست؛ نتیجه به احتمال تغییر اکوسیستم، اثربخشی اقدامات، نرخ تنزیل، عدم قطعیت و ارزش خدمات اکوسیستمی بستگی دارد. در نتیجه، چارچوب پیشنهادی باید امکان مقایسه سناریوهای حفاظت زودهنگام، مداخله تاخیری و عدم مداخله را فراهم کند.
۵. نتیجه گیری
اقتصاد آستانه ها را می توان به عنوان یک رویکرد تحلیلی برای پیوند پویایی غیرخطی اکوسیستم ها با تصمیم گیری اقتصادی درباره حفاظت و احیای سرمایه طبیعی صورت بندی کرد. ارزش بالقوه این رویکرد در آن است که ارزیابی اقتصادی را از اندازه گیری صرف میزان تخریب به بررسی فاصله تا آستانه، ظرفیت بازیابی، احتمال تغییر اکوسیستم و هزینه زمانی مداخله گسترش می دهد. ااین حال، اعتبار علمی چارچوب به توانایی آن در ارائه پیش بینی هایی متمایز از مدل های موجود و آزمون این پیش بینی ها با داده های مستقل وابسته خواهد بود.
Dasgupta, P. (2021). The economics of biodiversity: The Dasgupta review. HM Treasury
de Groot, R. S., Blignaut, J., van der Ploeg, S., Aronson, J., Elmqvist, T., & Farley, J. (2013). Benefits of investing in ecosystem restoration. Conservation Biology, 27(6), 1286–1293. https://doi.org/10.1111/cobi.12158
Holling, C. S. (1973). Resilience and stability of ecological systems. Annual Review of Ecology and Systematics, 1–23. https://doi.org/10.1146/annurev.es.04.110173.000245
Li, C.-Z., Crépin, A.-S., & Folke, C. (2018). The economics of resilience. International Review of Environmental and Resource Economics, 11(4), 309–353.
Scheffer, M., Carpenter, S., Foley, J. A., Folke, C., & Walker, B. (2001). Catastrophic shifts in ecosystems. Nature, 413(6856), 591–596. https://doi.org/10.1038/35098000
Uehara, T. (2013). Ecological threshold and ecological economic threshold: Implications from an ecological economic model with adaptation. Ecological Economics, 93, 374–384. https://doi.org/10.1016/j.ecolecon.2013.05.014