نگاه عریان

[محیی الدین بن عربی]
حسرن عن انوار الشموس و قلن لی- تورع فموت النفس فی اللحظات.(1)
آن ها از پرتو خورشید پرده برداشتند و به من گفتند بهوش باش که مرگ جان در نگاه هاست. (2)
***
[ذکی نجیب محمود]
پرده ها از میان برخاست، و آن ها را دیدم. درخشش آن ها چون تابش خورشید چشمانم را خیره کرد. ارواح، برای اینکه چشم خاکی ام کور نشود هشدارم دادند که با نگاه عریان نبینمشان.(3)
***
[یزدانپناه عسکری]
تنها می شود نیم نگاهی در عالم مثال به انوار ابدیت در ماده ظلمانی جهان افکند.
____________________
1 – محیی الدین بن عربی، ترجمان الاشواق، 1جلد، انتشارات روزنه - تهران، چاپ: دوم، 1378. ص56
2 - ترجمان الاشواق ، محیی الدین ابن عربی ، ترجمه و شرح از رینولد نیکلسون ، پیشگفتار دکتر مارتین لینگز ، ترجمه و مقدمه از دکتر گل بابا سعیدی – تهران : انتشارات روزنه ، 1378 ص 106
3 - نماد گرایی در اندیشه ی ابن عربی ، ابراهیم مدکور و دیگران، [دکتر ذکی نجیب محمود]، ترجمه ی داود وفایی- تهران نشر مرکز، 1387 ص 134
[الاوانس المزاحمات، همایش خوبرویان (قصیده هفتم ترجمان الاشواق):
1 -و زاحمنی عند استلامی اوانس - اتین الی التطواف معتجرات
2 -حسرن عن انوار الشموس و قلن لی- تورع فموت النفس فی اللحظات
3 -فکم قد قتلنا بالمحصب من منی - نفوسا ابیات لدی الجمرات
4 -و فی سرحه الوادی و اعلام رامه - و جمع و عند النفر من عرفات
5 - ا لم تر ان الحسن یسلب من له - عفاف فیدعی سالب الحسنات
6 -فموعدنا بعد الطواف بزمزم - لدی القبه الوسطی لدی الصخرات
7 -هنا لک من قد شفه الوجد یشتفی - بما شاقه من نسوه عطرات
8 -اذا خفن اسدلن الشعور فهن من - غدائرها فی الحف الظلمات]
