دنیای نطق و منطق

[مولانا جلال الدین محمد بلخی]
گفت یا عمر چه حکمت بود و سر - حبس آن صافی در این جای کدر
گفت تو بحثی شگرفی میکنی - معنیی را بند حرفی میکنی
آن دم نطقتکه جزو جزوهاست - فایده شد کل کل خالی چراست
مولانا جلال الدین محمد بلخی(مولوی)، مثنوی معنوی، 1جلد، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامی - تهران، چاپ: اول، 1373. صفحه 63 ، 64
***
[محمد علی موحد]
سوال کننده می پرسد که چرا جان تابناک صافی را در قفس تاریک تن زندانی کرده اند، و پاسخ می شنود که مگر نه تو معنایی لطیف را در بند لفظ می کشی و بحثی شگرف را در ظرف حرف می ریزی؟! بدیهی است که این پاسخ گره آن پرسش را باز نمی کند جز آن که ذهن سوال کننده را متوجه شگفت کاری ذهن انسانی در ارتباط دادن لفظ به معانی لطیف بی کران مستلزم اسارت یعنی ریخته شدن آن ها در قالب معدودی حروف الفباست.
فصوص الحکم ، ابن عربی ، درآمد برگردان متن ، توضیح وتحلیل محمدعلی موحد / صمد موحد – تهران نشر کارنامه 1386، صفحه 129
***
[یزدانپناه عسکری]
« نطق » و « منطق » در تکرار پی در پی با هم، کمترین جزء دنیا را می سازند و با قوانین تعصب آمیز سر پا نگه می دارند. «و عصی آدم ربه - 121/ طه» به دور از معنی کل.
