احساس سرنوشت نهایی خویش

1 آبان 1405 - خواندن 4 دقیقه - 11 بازدید



[محیی الدین بن عربی]

وحشیه ما بها انس قد اتخذت - فی بیت خلوتها للذکر ناءوسا.(1)

دختر سرکشی است کسی نمی تواند با او انس بگیرد.

***

[رینولد نیکلسون]

چه تفکر، درباره ی ماهیت ممکن جز فنا و نیستی چیزی نباشد و در آن چیزی نیست که به آن دل بندی و شاد زیی آن گونه که ابوالعباس زیاری (متوفی 342 ه.ق. که نظریه ی جمع و تفرقه وی به وسیله هجویری در کشف المحجوب بیان شده است) می گوید: «شادی وجود ندارد تا آنجا که ارواح پاک می خواهند او را بدام بکشند سرکشی می کند و به آنان علاقه ای نشان نمی دهد زیرا رابطه ای میان آنان وجود ندارد.

در خلوتگاه خویشتن: یعنی در قلب، تنهایی وی در آن است که بخود می نگرد زیرا خدا فرماید:«زمین و آسمان نتوانست مرا بر دوش کشد اما من در قلب بنده ام که ایمان دارد، جای دارم.» «احادیث مثنوی فروزان فر ص 26» و قلبی که دارای چنین حکمت ذاتی است خود در مقام تجرید و تنزیه قرار می گیرد که آن مقام چون بیابانی است و وی چون جانور وحشی و سرکش. آنگاه وی به گورستان مرمرین امپراطوران روم اشاره می کند که چنین بقعه ها وی را به یاد مرگ می اندازد که از وحدت بدور است این جدایی و فراق او را وا می دارد که از آشنایی با موجودات سرباز زند و به حق بپیوندد.(2)

***

[یزدانپناه عسکری]

نگاهی وحشی در خلوتگاه خویشتن به بیابان بی کرانه و احساس سرنوشت نهایی خویش، شادی برآمده از منطق را مختل می کند.

____________________

1 – ترجمان الاشواق ، محیی الدین ابن عربی ، ترجمه و شرح از رینولد نیکلسون ، پیشگفتار دکتر مارتین لینگز ، ترجمه و مقدمه از دکتر گل بابا سعیدی – تهران : انتشارات روزنه ، 1378 ص 94 ، 94

2 – همان، ص 94 ، 95

[اسقفه من بلاد الروم، پیشوای عیسوی، دختی از بلاد روم (قصیده دوم ترجمان الاشواق):

1 ما رحلوا یوم بانوا البزل العیسا - الا و قد حملوا فیها الطواویسا

2 من کل فاتکه الالحاظ مالکه - تخالها فوق عرش الدر بلقیسا

3 اذا تمشت علی صرح الزجاج تری - شمسا علی فلک فی حجر ادریسا

4 یحیی اذا قتلت باللحظ منطقها - کانها عند ما تحیی به عیسی

5 توراتها لوح ساقیها سنا و انا - اتلو و ادرسها کاننی موسی

6 اسقفه من بنات الروم عاطله - تری علیها من الانوار ناموسا

7 وحشیه ما بها انس قد اتخذت - فی بیت خلوتها للذکر ناءوسا

8 قد اعجزت کل علام بملتنا - و داودیا و حبرا ثم قسیسا

9 ان اومات تطلب الانجیل تحسبنا - اقسه او بطاریقا شمامیسا

10 عبیت اجناد صبری یوم بینهم - علی الطریق کرادیسا کرادیسا

11 سالت اذ بلغت نفسی تراقیها - ذاک الجمال و ذاک اللطف تنفیسا

12 فاسلمت و وقانا الله شرتها - و زحزح الملک المنصور ابلیسا

13 نادیت اذ رحلت للبین ناقتها - یا حادی العیس لا تحدو بها العیسا (محیی الدین بن عربی، ترجمان الاشواق، انتشارات روزنه - تهران، چاپ: دوم، 1378. ص54)