آموزش حقوق کودک
دکتر محمدمهدی سیدناصری | از شناخت حقوق کودک تا توانمندسازی کودک، خانواده و جامعه برای پاسداری از حقوق کودکان
42 یادداشت منتشر شدهآیا کودکان را از موبایل و اینترنت منع کنیم؟
اینترنت را از بچه بگیریم یا به او یاد بدهیم؟ والدین کجا باید خط قرمز بکشند؟
وقتی والدین از خطرهای اینترنت می شنوند، اولین راه حل ممکن است خیلی ساده به نظر برسد: اینترنت را قطع کنیم، گوشی را بگیریم و خیالمان را راحت کنیم. اما این راه حل فقط بخشی از مسئله را پاک می کند. کودک امروز برای درس خواندن، پیدا کردن اطلاعات، ارتباط با دوستان، یادگیری مهارت های تازه و حتی شناخت دنیای اطرافش به اینترنت نیاز دارد. مسئله این نیست که کودک را از اینترنت نجات بدهیم؛ مسئله این است که او را برای زندگی در دنیای اینترنت آماده کنیم.
محرومیت کامل شاید در سنین پایین یا در شرایط خاص، برای مدتی لازم باشد، اما به عنوان یک سیاست دائمی معمولا عملی نیست. کودکی که در خانه هیچ فرصتی برای یادگیری استفاده درست از اینترنت ندارد، ممکن است بعدها ناگهان با آزادی بیشتری وارد فضایی شود که قواعدش را نمی شناسد. آن وقت خطر فقط این نیست که چه چیزی می بیند؛ خطر این است که نداند با یک فرد ناشناس، یک خبر جعلی، یک درخواست مشکوک یا یک محتوای آزاردهنده چه برخوردی باید داشته باشد.
از طرف دیگر، «آزاد گذاشتن» هم به معنای آموزش دادن نیست. اینکه بگوییم «خودش باید یاد بگیرد» در دنیایی که پلتفرم ها برای جلب توجه طراحی شده اند، کافی نیست. کودک باید کم کم یاد بگیرد چه اطلاعاتی را نباید منتشر کند، چرا نباید رمز عبورش را در اختیار دیگران بگذارد، چگونه یک حساب یا خبر مشکوک را تشخیص دهد و اگر کسی در اینترنت او را ترساند یا تحت فشار گذاشت، دقیقا چه کاری انجام دهد.
سن و میزان استقلال کودک هم اهمیت دارد. یک کودک دبستانی را نمی توان با همان قواعد نوجوانی که بخش زیادی از زندگی اجتماعی اش آنلاین است مدیریت کرد. هرچه کودک بزرگ تر می شود، باید بخشی از کنترل مستقیم والدین به آموزش، گفت وگو و مسئولیت پذیری منتقل شود. این یعنی والدین به جای اینکه همیشه پشت سر کودک بایستند و صفحه اش را کنترل کنند، کم کم او را به جایی برسانند که حتی وقتی والدین حضور ندارند، بتواند تصمیم امن تری بگیرد.
در این میان، قانون و فناوری های کنترلی هم می توانند کمک کننده باشند، اما جای رابطه والد و کودک را نمی گیرند. تنظیمات حریم خصوصی، فیلترهای سنی، محدودیت زمانی و ابزارهای نظارت والدین برای کاهش بعضی خطرها مفیدند؛ اما اگر کودک نداند چرا این محدودیت ها وجود دارند، ممکن است فقط یاد بگیرد چگونه آنها را دور بزند. امنیت دیجیتال زمانی پایدارتر می شود که کودک بفهمد چرا باید مراقب خودش باشد، نه اینکه فقط بداند والدینش او را کنترل می کنند.
یک بخش مهم دیگر هم الگویی است که خود والدین می سازند. نمی توانیم از کودک بخواهیم هنگام غذا گوشی را کنار بگذارد، اطلاعات شخصی منتشر نکند یا قبل از باور کردن هر چیزی در اینترنت فکر کند، اما خودمان تمام وقت در گوشی باشیم یا هر خبر و عکسی را بدون بررسی منتشر کنیم. آموزش سواد دیجیتال فقط با حرف زدن اتفاق نمی افتد؛ کودک رفتار ما را هم می بیند.
در نهایت، کودک قرار نیست تا ابد در یک محیط کاملا کنترل شده زندگی کند. دیر یا زود باید خودش تصمیم بگیرد، انتخاب کند، اشتباه کند و از اشتباهاتش یاد بگیرد. بنابراین هدف تربیت دیجیتال، ساختن کودکی نیست که «هیچ وقت در اینترنت به خطر نیفتد»؛ چنین تضمینی وجود ندارد. هدف این است که وقتی با خطر مواجه شد، آن را بشناسد، تصمیم عجولانه نگیرد و بداند از چه بزرگسال امنی کمک بخواهد.
شاید سوال اصلی والدین این نباشد که «چطور اینترنت را از بچه مان بگیریم؟» بلکه این باشد: اگر یک روز دیگر نتوانستیم کنار فرزندمان باشیم، آیا آن قدر به او یاد داده ایم که بتواند خودش از خودش در اینترنت مراقبت کند؟
محمدمهدی سیدناصری |پژوهشگر حقوق کودک و آینده کودکی در عصر دیجیتال