اثربخشی موسیقی درمانی بر پردازش مغز

6 مهر 1405 - خواندن 5 دقیقه - 11 بازدید

 مغز چگونه موسیقی را پردازش می کند؟

از ریتم و ملودی تا همکاری شبکه های عصبی در کودکان با نیازهای ویژه
موسیقی برای مغز فقط «صدا» نیست
وقتی کودکی به موسیقی گوش می دهد، مغز او تنها مجموعه ای از صداها را دریافت نمی کند. باید تغییرات زیر و بمی را تشخیص دهد، فاصله میان صداها را دنبال کند، نظم زمانی را پیدا کند و آنچه قرار است در لحظه بعد اتفاق بیفتد تا حدی پیش بینی کند.
به همین دلیل، موسیقی می تواند بستری جذاب برای مطالعه هم زمان فرایندهایی مانند ادراک شنیداری، توجه، حافظه، زمان بندی، حرکت و هیجان باشد.

ریتم و ملودی؛ دو مولفه، یک تجربه

در موسیقی، ریتم به سازمان زمانی رویدادهای صوتی مربوط است؛ در حالی که ملودی از توالی زیرایی ها و روابط میان نت ها شکل می گیرد.

نکته جالب اینجاست که ما هنگام شنیدن یک قطعه، معمولا ریتم و ملودی را جداگانه تجربه نمی کنیم. موسیقی به شکل یک کل به گوش ما می رسد؛ بااین حال پژوهش های عصب شناختی نشان داده اند که برخی جنبه های ریتمیک و ملودیک می توانند الگوهای پردازشی متفاوتی در مغز داشته باشند.

آیا ریتم متعلق به نیمکره چپ است؟

در برخی مطالعات عصب شناختی، پردازش جنبه های زمانی و ریتمیک با درگیری بیشتر برخی نواحی نیمکره چپ و پردازش برخی ویژگی های ملودیک و زیرایی با درگیری بیشتر بخش هایی از نیمکره راست همراه بوده است.اما این یافته را نباید به یک فرمول ساده تبدیل کنیم:

«چپ = ریتم» و «راست = ملودی».

موسیقی حاصل فعالیت شبکه ای از نواحی مغز است و هر دو نیمکره می توانند در پردازش آن مشارکت داشته باشند. حتی در پژوهش های اشاره شده در مقاله «بررسی پردازش عصب شناختی ریتم و ملودی در موسیقی دستگاهی ایران»، پاسخ دوطرفه بخش هایی از قشر شنوایی گزارش شده است.

پس مسئله مهم تر از تقسیم موسیقی میان دو نیمکره، نحوه همکاری شبکه های مختلف مغز است.
مغز کودک، نسخه کوچک شده مغز بزرگسال نیست
این موضوع در کودکان اهمیت بیشتری پیدا می کند.

برخی مطالعات نشان داده اند که الگوی جانبی شدن پردازش ریتم و ملودی در طول رشد تغییر می کند. بنابراین نمی توان یافته های مربوط به مغز بزرگسال را بدون احتیاط به کودکان تعمیم داد.

سن، تجربه، آموزش موسیقی و ویژگی های رشدی کودک می توانند بر شیوه پردازش موسیقی اثر بگذارند.

این نکته برای مطالعه کودکان با نیازهای ویژه اهمیت دوچندان دارد؛ زیرا ما با یک الگوی واحد و یکسان از پردازش روبه رو نیستیم.

ریتم؛ جایی که «زمان» وارد مغز می شود

یکی از جذاب ترین ویژگی های ریتم، نظم زمانی آن است.

اگر ضربی با فاصله های مشخص چند بار تکرار شود، مغز فقط ضرب های گذشته را دریافت نمی کند؛ به تدریج ساختار زمانی آن ها را نیز دنبال می کند.

به زبان ساده، بعد از چند ضرب ممکن است مغز برای «بعدی» آماده شود.

اینجاست که ریتم از یک عنصر صرفا موسیقایی فراتر می رود و به موضوعی مرتبط با پیش بینی زمانی، توجه و حرکت تبدیل می شود.

چرا این موضوع برای کودکان با نیازهای ویژه مهم است؟

در برخی پژوهش های مربوط به فعالیت های حرکتی ریتمیک، مطرح شده است که فراهم کردن فرصت های منظم، موزون و هماهنگ می تواند با تمرین توجه همراه باشد.

تکرار یک نظم حرکتی همچنین می تواند امکان پیش بینی بخش بعدی حرکت را برای کودک فراهم کند.

اما اینجا باید محتاط باشیم.

این یافته ها به این معنا نیست که «هر نوع موسیقی» یا «هر نوع ریتمی» الزاما باعث بهبود توجه همه کودکان می شود.

پرسش علمی دقیق تر این است:
چه نوع ریتمی، برای کدام کودک، با چه ویژگی هایی، در چه مدت و برای کدام هدف می تواند مفید باشد؟


از شنیدن موسیقی تا معماری ریتم

اینجاست که مسیر این مجموعه یادداشت ها مشخص می شود.
قرار نیست فقط درباره «فواید موسیقی» صحبت کنیم.
می خواهیم موسیقی را به اجزای قابل مطالعه آن تقسیم کنیم:
سرعت ضرب، میزان تکرار، نظم زمانی، پیچیدگی، پیش بینی پذیری، نوع مشارکت کودک و نوع حرکت.
در این صورت می توانیم به جای یک پرسش کلی، پرسش های دقیق تری درباره رابطه موسیقی و عملکرد شناختی کودک مطرح کنیم.

پرسش یادداشت بعدی

اگر مغز بتواند از نظم زمانی ریتم استفاده کند، یک سوال اساسی پیش می آید:

آیا ریتم می تواند به مغز کودک کمک کند بداند «چه زمانی» باید توجه کند؟

و اگر چنین ارتباطی وجود داشته باشد، آیا می توان از فعالیت های ریتمیک برای مطالعه و تمرین توجه پایدار استفاده کرد؟

در یادداشت دوم به سراغ رابطه «ریتم و توجه» می رویم؛ جایی که ضرب آهنگ دیگر فقط بخشی از موسیقی نیست، بلکه به یک ساختار زمانی برای مطالعه توجه تبدیل می شود.

سپیده سفاری