حق متخیل

[محیی الدین بن عربی]
«فقد بان لک بما هو کل اسم عین الاسم الآخر و بما هو غیر الاسم الآخر. فبما هو عینه هو الحق، و بما هو غیره هو الحق المتخیل الذی کنا بصدده».(1)
***
[تاج الدین حسین خوارزمی]
از آنکه اسمای حق را دو مدلول است یکی مدلول عین اوست؛ و مدلول دیگر آنچه دلالت این اسم بر آن؛ و آن وصفی است که هر اسمی بدان اعتبار از اسمی دیگر منفصل می گردد و متمیز می شود چه مدلول اسم ذاتست یا صفتی از صفات و به اعتبار هر صفتی هر اسمی از دیگری متمیز گردد چون امتیاز غفور از قاهر و ظاهر از باطن و اول از آخر. پس ترا روشن شد که هر اسمی به چه اعتبار عین اسم دیگر است، و به چه و چه غیر اسم دیگر. غرض آنکه اسما به حسب ذاتی که ظاهرست در آن اسما متحده است، و به حسب صفات متکثره و متمیزه. لاجرم اسم به اعتبار عین و ذات، عین حق است؛ و به اعتبار صفت که غیرست امر متخیلی که ما درصدد بیان اوئیم؛ و آن عبارت است از اسما و اعیان و مظاهر موجودهاش در خارج چه آن همه از حیثیت آنکه ظلال ذات الهیه اند خیالست؛ و از آن روی که عین وجود حق است حق است ظاهر در صور متخیله، خواه صور عینیه غیبیه باشد یا روحانیه یا مثالیه یا حسیه که این خیالات است.(2)
***
[یزدانپناه عسکری]
«فبما هو عینه هو الحق، و بما هو غیره هو الحق المتخیل الذی کنا بصدده.»
هر اسمی از اسما را دو دلالت هست:
1 – حق تخیلی ظاهر در صور عینیه غیبیه یا روحانیه یا مثالیه یا حسیه.
2 - هر اسمی به اسم جامع حق خود دو دلالت دارد: الف: در ساحت عما. ب: نور تعقل قلب..
____________________
1 – محیی الدین بن عربی، فصوص الحکم، 1جلد، دار احیاء الکتب العربیه - قاهره، چاپ: اول، 1946 م. ج2 ؛ ص112
2 - تاج الدین حسین خوارزمی، شرح فصوص الحکم (خوارزمی/آملی)، - قم، چاپ: دوم، 1379. ص493 ، 494
