معرفی کتاب «تاثیر حوادث یازده سپتامبر بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران»
مقدمه
کتاب «تاثیر حوادث یازده سپتامبر بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران» نوشته علی (علی جان) مرادی بهمئی (مرادی جو) و حسن امینی(چ3، 1388)، پژوهشی تخصصی در حوزه روابط بین الملل و امنیت ملی است که با مقدمه دکتر ابراهیم متقی منتشر شده است. این اثر به بررسی یکی از مهم ترین رویدادهای تاریخ معاصر، یعنی حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ به مراکز حساس اقتصادی، سیاسی و نظامی آمریکا، و پیامدهای گسترده آن بر امنیت ملی ایران می پردازد. نویسنده با نگاهی تحلیلی و مبتنی بر واقعیات ژئوپلیتیکی، نشان می دهد چگونه این حادثه نقطه عطفی در سیاست خارجی آمریکا ایجاد کرد و آن را از رویکردی نسبتا محافظه کارانه به راهبردی تهاجمی و یک جانبه گرا تبدیل ساخت. کتاب در سه فصل تدوین شده و با تکیه بر مفاهیمی چون «امنیت گرایی ساختاری»، «هژمونی»، «تروریسم به مثابه هنجار بین المللی» و «خاورمیانه جدید»، تلاش می کند تا تصویری روشن از چالش های نوظهور پیش روی ایران ارائه دهد.
فصل اول: کلیات حادثه ۱۱ سپتامبر و تحول در سیاست خارجی آمریکا
فصل نخست کتاب به تبیین ابعاد مختلف خود حادثه ۱۱ سپتامبر اختصاص دارد. نویسندگان ابتدا چگونگی وقوع حملات به برج های دوقلوی مرکز تجارت جهانی، ساختمان پنتاگون و وزارت خارجه آمریکا را تشریح می کنند و یادآور می شوند که این حادثه با بیش از سه هزار کشته و مفقود، خونین ترین اقدام تروریستی معاصر و شدیدترین حمله به خاک آمریکا از زمان پیدایش این کشور بود. در ادامه، عوامل و عناصر موثر در وقوع این حادثه و نیز پیامدهای فوری آن (از جمله تضعیف اعتبار دستگاه های اطلاعاتی آمریکا) بررسی می شود. اما هسته اصلی فصل، تحلیل خط مشی جدید سیاست خارجی آمریکا پس از ۱۱ سپتامبر است: از سخنرانی جرج دبلیو بوش که جهان را به دو دسته «حامی تروریسم» و «مخالف تروریسم» تقسیم کرد تا شعار معروف «هر که با ما نیست، علیه ماست». نویسندگان نشان می دهند که آمریکا با بهره گیری از هنجار بین المللی «مبارزه با تروریسم» و با تهاجمی کردن سیاست خارجی خود، لشکرکشی به افغانستان را آغاز کرد و منطقه خاورمیانه را به عنوان «منطقه جنگی» و «مولد تروریسم» معرفی نمود. اهداف استراتژیک نوین آمریکا، از جمله تسلط بر منابع انرژی و بازسازی ساختار قدرت با کارکرد هژمونیک، در این فصل به تفصیل واکاوی می شود.
فصل دوم: تاثیر حادثه ۱۱ سپتامبر بر سیاست بین الملل و منطقه خاورمیانه
فصل دوم به انعکاس پیامدهای ۱۱ سپتامبر در دو سطح جهانی و منطقه ای می پردازد. در سطح بین الملل، نویسندگان نشان می دهند چگونه این حادثه نظام سلسله مراتب قدرت را با بحران مواجه کرد و آمریکا با استفاده از فضای پس از حادثه، تلاش کرد تا هژمونی خود را تثبیت و گسترش دهد. کنس والتر و رویکرد «امنیت گرایی ساختاری» به جای رویکردهای صرفا قدرت محور، یکی از مبانی نظری این تحول است. در سطح منطقه ای، کتاب به بررسی تاثیر حادثه بر کشورهای کلیدی خاورمیانه (افغانستان، عراق، فلسطین و عربستان) می پردازد. لشکرکشی به افغانستان برای از بین بردن القاعده و سپس اشغال عراق در سال ۲۰۰۳، دو نمونه عینی از مداخله گری تهاجمی آمریکا هستند. نویسنده همچنین به ایجاد «گسست تمدنی» و اختلال در شکل گیری محورهای جدید قدرت در منطقه اشاره می کند. استراتژی آمریکا برای ایجاد «کمربند امنیتی مدیترانه تا خزر» (شامل اسرائیل، اردن، عراق، ترکیه و آذربایجان) و تسلط بر نقاط استراتژیک و منابع انرژی، از دیگر مباحث این فصل است. در این میان، ایران به عنوان «حلقه مفقوده» این کمربند شناخته می شود که عدم همراهی اش با پروژه آمریکایی، او را در معرض تهدیدات فزاینده قرار می دهد.
فصل سوم: تاثیر حوادث ۱۱ سپتامبر بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران
این فصل به طور مستقیم به تحلیل پیامدهای امنیتی حادثه ۱۱ سپتامبر برای ایران اختصاص دارد. نویسندگان بر این باور هستند که با تهاجمی شدن سیاست خارجی آمریکا و افزایش حضور نظامی این کشور در همسایگی ایران (افغانستان و عراق)، فرآیند آسیب پذیری امنیت ملی ایران به طور چشمگیری افزایش یافته است. تهدیدات نوظهور بین المللی، تشدید فضای امنیتی علیه برنامه هسته ای ایران، اتهام زنی های مکرر درباره حمایت از تروریسم، و محاصره ژئوپلیتیکی ایران در قالب کمربند امنیتی یادشده، مهم ترین چالش هایی هستند که در این فصل بررسی می شوند. همچنین نویسندگان به استراتژی «استقرار آمریکا در حوزه ژئوپلیتیکی خاورمیانه جدید» اشاره می کنند که ایران را به عنوان کشوری خارج از این پروژه، هدف سیاست های مهار و تضعیف قرار می دهد. در مجموع، فرضیه اصلی کتاب که «حادثه ۱۱ سپتامبر سیاست خارجی آمریکا را تهاجمی نمود و در نتیجه فرآیند آسیب پذیری امنیت ملی ایران افزایش یافت» در این فصل با استناد به شواهد تجربی و تحولات عینی به اثبات می رسد.
نتیجه گیری
کتاب «تاثیر حوادث یازده سپتامبر بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران» با رویکردی واقع گرایانه و مبتنی بر تحلیل ژئوپلیتیکی، نشان می دهد که چگونه یک رویداد تروریستی نه تنها معادلات داخلی آمریکا را دگرگون ساخت، بلکه نظم منطقه ای خاورمیانه را نیز به طور بنیادین متحول کرد. مهم ترین دستاورد کتاب، تبیین ارتباط میان «تهاجمی شدن سیاست خارجی آمریکا» و «افزایش تهدیدات متوجه ایران» است. نویسندگان با موفقیت نشان می دهند که پروژه «خاورمیانه جدید» و «کمربند امنیتی مدیترانه تا خزر» به طور مشخص ایران را هدف گرفته و امنیت ملی این کشور را با چالش های بی سابقه ای روبرو ساخته است. در عین حال، کتاب از غفلت های راهبردی آمریکا (مانند گرفتارشدن در باتلاق عراق و افغانستان) نیز سخن می گوید که فرصت هایی را برای ایران ایجاد کرد. در مجموع، این اثر برای پژوهشگران روابط بین الملل، مطالعات امنیتی و سیاست خارجی ایران منبعی ارزشمند است و نشان می دهد که تحلیل امنیت ملی بدون درک تحولات جهانی و منطقه ای، ناقص و ناکارآمد خواهد بود.
