حافظه جمعی ایل بهمئی و ضرورت آرشیو فرهنگی بومی

7 خرداد 1405 - خواندن 8 دقیقه - 270 بازدید

مقدمه

حافظه جمعی، به عنوان مجموعه ای از دانش ها، روایت ها، آیین ها و مهارت هایی که یک گروه اجتماعی از گذشته خود حفظ کرده و به نسل های بعد منتقل می کند، ستون فقرات هویت هر جامعه ای است. در ایل بهمئی، این حافظه نه در کتابخانه ها و اسناد مکتوب، بلکه در سینه های کهنسالان، در نغمه های سروخوانی و یاریار، در اصطلاحات کوچ نشینی، در مثل ها و ترانه های محلی و در آیین های بلی چینان و عروسی های ایلی جای دارد. اما امروزه، با شتاب گرفتن مهاجرت به شهرها، کاهش گویشوران مسن و غلبه رسانه های ملی و جهانی، این حافظه در معرض فراموشی و نابودی قرار گرفته است. در چنین شرایطی، ایجاد «آرشیو فرهنگی بومی» – سامانه ای منظم برای گردآوری، سازماندهی، حفاظت و دسترس پذیر کردن میراث ناملموس ایل – نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت فوری است. پرسش اصلی این مقاله آن است که حافظه جمعی ایل بهمئی شامل چه مولفه هایی است، چه تهدیدهایی آن را نشانه رفته و آرشیو فرهنگی بومی با چه ویژگی ها و چالش هایی می تواند به پاسداری از این حافظه یاری رساند؟

1- چیستی و مولفه های حافظه جمعی در ایل بهمئی

حافظه جمعی ایل بهمئی را می توان در چند حوزه اصلی دسته بندی کرد: حافظه شفاهی شامل روایت های تاریخی از کوچ ها، جنگ ها، خشکسالی ها و قهرمانان ایلی؛ حافظه آوایی-موسیقایی شامل سروخوانی (سوگ سرایی زنانه)، یاریار (ترانه های کار و کوچ) و ترانه های عاشقانه و طنز؛ حافظه زبانی شامل واژگان و اصطلاحات منحصربه فرد گویش بهمئی در حوزه دامداری، پوشاک، خوراک و پدیده های جوی؛ حافظه آیینی شامل مراسم عروسی، عزاداری، بلی چینان و باورهای مرتبط با درختان، چشمه ها و بادها؛ حافظه مهارتی شامل فنون دامداری، شیردوشی، بافندگی، ساخت ابزارهایی مانند جلد (چوب بلوط زنی) و مشک آب و دوغ. این مولفه ها چنان در هم تنیده اند که نمی توان یکی را بدون دیگری حفظ کرد. برای نمونه، واژه «بلی پسو» (بلوط پخته) بدون آیین خوردن شبانه دور آتش و ترانه ای که همراه آن خوانده می شده، تنها یک اصطلاح خشک خواهد بود.

2- تهدیدهای فراروی حافظه جمعی بهمئی

حافظه جمعی ایل بهمئی در دهه های اخیر از چند سو مورد هجوم قرار گرفته است:

1. مرگ ناقلان طبیعی: کهنسالانی که این دانش ها را از نیاکان خود شنیده و خود اجرا می کردند، یکی پس از دیگری در حال درگذشت اند. با هر مرگ، کتابخانه ای شفاهی برای همیشه بسته می شود.

2. مهاجرت و شهرنشینی: خانواده های مهاجر دیگر فضای اجرای آیین ها (سیاه چادر، کوچ، جنگل) را در اختیار ندارند و فرزندانشان در شهرها با رسانه های فارسی زبان بزرگ می شوند.

3. تغییر نظام ارزشی: نسل جدید گاه حافظه جمعی را «عقب مانده» یا «غیرمدرن» می پندارد و خود را از آن دور می کند.

4. فقدان ثبت نظام مند: بیشتر این دانش ها هرگز نوشته، ضبط یا فیلمبرداری نشده اند. اندک یادداشت های پراکنده نیز در دسترس عموم نیست.

5. یکسان سازی فرهنگی: آموزش رسمی، رسانه های ملی و فرهنگ مصرفی، الگوهای یکدستی را ترویج می کنند که جای کمی برای تنوع قومی و محلی باقی می گذارند.

3- آرشیو فرهنگی بومی: تعریف، کارکردها و ضرورت

آرشیو فرهنگی بومی، فراتر از یک مخزن ساده اسناد، «سیستمی پویا برای گردآوری، سازماندهی، حفاظت، بازیابی و به اشتراک گذاری میراث ناملموس یک جامعه محلی» است. این آرشیو می تواند به اشکال مختلفی از جمله ضبط های صوتی و تصویری، نسخه های مکتوب (واژه نامه، دستور زبان، مجموعه اشعار)، پایگاه های داده دیجیتال، موزه های مجازی و حتی بایگانی های فیزیکی در مراکز فرهنگی محلی باشد. ضرورت ایجاد چنین آرشیویی برای ایل بهمئی چندوجهی است:

1. حفاظت در برابر نابودی: با ثبت نظام مند، حتی اگر نسل بعد نتواند به صورت زنده سروخوانی کند، حداقل می تواند آن را بشنود و با ساختارش آشنا شود.

2. پشتیبانی از پژوهش: دانشجویان و پژوهشگران زبان شناسی، مردم شناسی، موسیقی شناسی و تاریخ اجتماعی به منابع قابل استناد دسترسی خواهند داشت.

3. تقویت هویت و غرور قومی: دیدن میراث خود در قالب آرشیوهای حرفه ای، به نسل جوان احساس ارزشمندی می دهد و انگیزه حفظ را افزایش می دهد.

4. منبعی برای بازآفرینی فرهنگی: هنرمندان و معلمان می توانند از این آرشیو برای تولید محتوای جدید (نمایش، فیلم، کتاب کودک) با حفظ اصالت بهره بگیرند.

4- انواع و محتوای پیشنهادی برای آرشیو بهمئی

یک آرشیو فرهنگی جامع برای ایل بهمئی باید حداقل شامل بخش های زیر باشد:

1. آرشیو صوتی: ضبط سروخوانی، یاریار، ترانه های محلی، لالایی ها، مثل ها، روایت های تاریخی و اصطلاحات تخصصی از زبان کهنسالان.

2. آرشیو تصویری و فیلم: مستندسازی آیین بلی چینان، مراسم عروسی و عزاداری، کوچ، پخت نان کلک، ساخت جلد و مشک، و پوشاک محلی.

3. آرشیو مکتوب: تدوین واژه نامه بهمئی-فارسی، دستور زبان، مجموعه اشعار و مثل ها و شرح آیین ها با همکاری راویان بومی.

4. آرشیو دیجیتال تعاملی: وبگاه یا اپلیکیشنی که امکان جستجوی آسان، دانلود و حتی مشارکت کاربران (ارسال ضبط های جدید) را فراهم کند.

5. آرشیو شیء شناختی: گردآوری و مستندسازی ابزارهای سنتی (جلد، دوبر، مشک، داس، جنگر، دلو،گرز، تهته،خیش، جفت) در یک موزه کوچک محلی.

5- چالش های آرشیو کردن حافظه جمعی

ایجاد آرشیو فرهنگی بومی بدون توجه به چالش های پیش رو ممکن نیست:

1. چالش اخلاقی و مالکیت معنوی: چه کسی صاحب این دانش هاست؟ ایل، خانواده ها یا راوی خاص؟ آیا انتشار آنها در فضای عمومی با رضایت جامعه همراه است؟

2. چالش روش شناختی: چگونه از کهنسالان ضبط کنیم بدون آنکه احساس غریبگی یا استثمار کنند؟ چگونه اطمینان حاصل کنیم که داده ها «بازنمایی منصفانه» از تنوع درون ایلی (تفاوت طوایف، جنسیت ها و نسل ها) هستند؟

3. چالش فنی و مالی: تجهیزات ضبط حرفه ای، نرم افزارهای آرشیوی، فضای ذخیره سازی امن و نیروی متخصص هزینه بر است.

4. چالش حفظ و دسترسی: آرشیو نباید خاک بخور شود. باید مکانیسمی برای به روزرسانی، پشتیبان گیری و دسترسی آسان (برای محققان و عموم) وجود داشته باشد.

5. چالش اعتماد جامعه: بسیاری از خانواده های بهمئی به دلیل تجربه های تلخ گذشته (سرقت فرهنگی، تحریف دانش بومی) به پژوهشگران خارجی یا حتی داخلی اعتماد ندارند.

6- راهکارهای عملی: همکاری دانشگاه، ایل و نهادهای فرهنگی

برای غلبه بر چالش ها و ایجاد آرشیوی پایدار و موثر، راهکارهای زیر پیشنهاد می شود:

1. رویکرد مشارکتی و مبتنی بر رضایت آگاهانه: قبل از هر ضبط، هدف و نحوه استفاده از داده ها برای راوی توضیح داده شود. راوی حق ویرایش، حذف یا تعیین سطح دسترسی به ضبط خود را داشته باشد.

2. تشکیل شورای مشورتی ایلی: متشکل از ریش سفیدان، زنان پیشکسوت و معلمان بهمئی که بر فرایند آرشیو نظارت کرده و اولویت های ضبط را تعیین کنند.

3. آموزش آرشیویست های بومی: جوانان بهمئی که با گویش و فرهنگ آشنا هستند، در روش های ضبط، پیاده سازی و کدگذاری آموزش ببینند. این کار هم اشتغال ایجاد می کند و هم اعتماد جامعه را جلب می کند.

4. همکاری بین نهادی: دانشگاه ها (گروه های زبان شناسی و مردم شناسی) تجهیزات و روش شناسی را تامین کنند، ادارات میراث فرهنگی مجوزها و حمایت مالی را فراهم آورند و شوراهای ایلی دسترسی به راویان را تسهیل کنند.

5. ایجاد آرشیو باز با سطح بندی دسترسی: برخی مواد (مثل ترانه های عروسی) برای عموم آزاد باشد، برخی (مثل روایت های خصوصی یا آیین های ممنوعه) فقط برای پژوهشگران یا اعضای ایل قابل دسترسی باشد.

6. تولید محصولات جانبی: از محتوای آرشیو برای تولید کتاب صوتی، مستند تلویزیونی، اپلیکیشن آموزش گویش و پادکست استفاده شود تا بودجه پایدار تامین گردد.

نتیجه گیری

حافظه جمعی ایل بهمئی، گنجینه ای ارزشمند از دانش بومی، آیین ها، زبان و مهارت هایی است که طی قرن ها در بستر کوچ نشینی و زیست در زاگرس شکل گرفته است. امروزه این حافظه به دلیل مرگ ناقلان طبیعی، مهاجرت، تغییر ارزش ها و نبود ثبت نظام مند، در معرض نابودی قرار دارد. ایجاد «آرشیو فرهنگی بومی» – سامانه ای جامع برای گردآوری، حفاظت و دسترس پذیر کردن این میراث – یک ضرورت فوری است. چنین آرشیویی باید چندوجهی (صوتی، تصویری، مکتوب، دیجیتال) و مشارکتی باشد. چالش های اخلاقی، روش شناختی، مالی و اعتمادی پیش رو، با رویکرد مبتنی بر رضایت، آموزش بومیان، همکاری بین نهادی و سطح بندی دسترسی قابل حل هستند. اگر امروز برای این کار اقدام نشود، نسل آینده نه تنها صدای سروخوانی و نوای یاریار را نخواهد شنید، بلکه پیوند خود را با هویتی که قرن ها دوام آورده برای همیشه از دست خواهد داد. مستندسازی، پیش از آنکه دیر شود، رسالت دانشگاهیان و مسئولیت فرهنگی جامعه ایرانی است.