خیرخواهی، شکوه، زیبایی؛ واکاوی سه گانه جریان های قدرت نرم

2 خرداد 1405 - خواندن 9 دقیقه - 195 بازدید

مقدمه

حدود دو دهه از طرح مفهوم «قدرت نرم» توسط جوزف نای می گذرد، اما هنوز درک روشنی از چگونگی کارکرد آن وجود ندارد. این مفهوم اگرچه در محافل علمی و سیاسی، از پکن تا واشنگتن، به شدت رواج یافته، اما با سوءتعبیرهای گسترده ای نیز مواجه شده است. بسیاری از تحلیلگران و حتی سیاست گذاران، قدرت نرم را با منابع آن، مانند فرهنگ، ارزش ها یا نهادهای یک کشور، یکی می گیرند و بدین ترتیب دچار «مغالطه وسیله» می شوند: این اشتباه که ابزارهای قدرت را خود قدرت فرض کنیم. در حالی که یک منبع واحد (مانند ارتش) می تواند هم قدرت سخت (اجبار) و هم قدرت نرم (جذب) تولید کند. از این رو، برای فهم نحوه اثرگذاری قدرت نرم، باید میان «منابع قدرت» و «جریان های قدرت» تمایز قائل شد. اما پرسش اصلی این است که جریان های اصلی سازنده قدرت نرم کدامند و هر یک از طریق چه مکانیزم هایی، مخاطبان را جذب و همکاری آن ها را برمی انگیزند؟ نوشتار حاضر، با بهره گیری از چارچوب تحلیلی الکساندر ووینگ، به تبیین سه جریان بنیادین قدرت نرم می پردازد و ابزارهای عملی به کارگیری آن ها را در عرصه سیاست بین الملل مرور می کند.

1- تمایز قدرت نرم از قدرت سخت؛ از اجبار تا جذب

نای قدرت نرم را «توانایی به دست آوردن دیگران برای خواستن چیزی که شما می خواهید» تعریف کرده است؛ در مقابل، قدرت سخت مبتنی بر اجبار یا انگیزه های مادی (تهدید یا پاداش) عمل می کند. به تعبیر استیون لوکس، قدرت سخت ساختارهای محرک بازیگران را تغییر می دهد، در حالی که قدرت نرم به شکل دهی به خود اولویت ها و تمایلات آن ها می پردازد. نای طیفی از رفتارها را معرفی می کند که یک سر آن اجبار (قدرت سخت) و سر دیگر آن جاذبه (قدرت نرم) است. پاداش های اقتصادی در میانه این طیف قرار می گیرند و بسته به بستر، می توانند جنبه سخت یا نرم پیدا کنند. آنچه قدرت نرم را از سایر اشکال قدرت متمایز می کند، نه منابع آن (زیرا یک منبع واحد می تواند هر دو نوع قدرت را تولید کند)، بلکه «جریان قدرت» (power currency) است. جریان های قدرت، ویژگی هایی از منابع یا فعالیت ها هستند که مستقیما رفتار مخاطب را تحت تاثیر قرار می دهند. سه جریان اصلی که قدرت نرم را پدید می آورند، عبارت اند از: خیرخواهی، شکوه و زیبایی.

2- خیرخواهی؛ قدرت نرم از راه حق شناسی و همدردی

خیرخواهی (Benignity) به جنبه ای از رابطه عامل با مخاطب اشاره دارد که در آن عامل با رفتار خود نشان می دهد که به فکر منافع و رفاه دیگران است. این رفتار می تواند شامل کمک اقتصادی، حمایت دیپلماتیک، گوش دادن فعال، احترام به حقوق و عزت نفس دیگران، تواضع و حتی خودگذشتگی باشد. ریشه خیرخواهی در «احترام» نهفته است. افراد خیرخواه جذب می کنند، زیرا بعید به نظر می رسد که به دیگران آسیب برسانند و احتمال همکاری جدی با آن ها زیاد است.

مکانیزم اصلی تبدیل خیرخواهی به قدرت نرم، «نوع دوستی متقابل» (reciprocal altruism) است. وقتی کشوری به دیگران کمک می کند – خواه از طریق کمک های بشردوستانه، گشودن بازارهای داخلی خود به روی محصولات خارجی (مانند سیاست آمریکا در جنگ سرد)، یا پایبندی به اصولی مانند عدم مداخله در امور داخلی (مانند سیاست چین در قبال کشورهای در حال توسعه) – احساس حق شناسی و همدردی برمی انگیزد. حتی اگر مخاطب مستقیما از این خیرخواهی سود نبرد، مشاهده رفتار نیک خواهانه نسبت به دیگران می تواند اعتماد و اقبال عمومی را جلب کند. در مقابل، خودخواهی و تجاوزکاری، خیرخواهی را خنثی کرده و مقاومت ایجاد می کند.

3- شکوه؛ قدرت نرم از راه تحسین و تقلید

شکوه (Brilliance) جنبه ای از رابطه عامل با «اثر» (دستاوردها و توانمندی های او) است. این جریان قدرت به موفقیت های چشمگیر، توانایی های برجسته و کارآمدی بالا اشاره دارد. ارتش قدرتمند و هیبت انگیز، اقتصاد پویا و ثروتمند، فرهنگ غنی، فناوری پیشرفته، پیروزی های نظامی و دستاوردهای علمی، همگی منابع تولید شکوه هستند. افراد موفق و توانا جذب می کنند، زیرا آن ها نشان می دهند که مشکلات را به خوبی حل می کنند و بر چالش ها غلبه می یابند.

مکانیزم اصلی شکوه، «تحسین» (admiration) و به تبع آن «تقلید» (imitation) است. وقتی کشوری به موفقیتی بزرگ دست می یابد، دیگران تمایل پیدا می کنند از سیاست ها، نهادها، ارزش ها یا حتی رفتارهای آن الگوبرداری کنند. این تقلید می تواند از پذیرش یک فناوری تا اقتباس از یک ایدئولوژی را شامل شود. شکوه همچنین می تواند از طریق خلق اسطوره های شکست ناپذیری و چاره ناپذیری عمل کند. با این حال، برخلاف خیرخواهی که مستقیما حق شناسی ایجاد می کند، شکوه ممکن است گاه به رقابت یا ترس نیز منجر شود، اما در بهترین حالت، زمینه را برای همکاری و وابستگی مساعد می سازد.

4- زیبایی؛ قدرت نرم از راه الهام و هم افکاری

زیبایی (Beauty) جنبه ای از رابطه عامل با آرمان ها، ارزش ها، علت ها یا رویاهای مشترک است. این جریان قدرت زمانی ایجاد می شود که عامل در نقش نماینده، مشعل دار یا مدافع سرسخت ارزش ها و آرمان هایی ظاهر شود که مخاطب نیز به آن ها باور دارد. هماهنگی هنجاری میان عامل و مخاطب، احساس گرمی، امنیت، امید، اعتماد و هویت مشترک را برمی انگیزد. زیبایی در قوی ترین شکل خود، هنگامی ظاهر می شود که عامل با اعتقادی راسخ، انرژی بالا و پشتکاری پایدار از یک آرمان دفاع کند.

مکانیزم اصلی زیبایی، «الهام» (inspiration) است. هنگامی که مخاطب عاملی را ببیند که تجسم بخش ارزش های مشترک اوست، آن عامل را به عنوان رهبر، الگو و راهنما می پذیرد. در قرن بیستم، ایالات متحده (با شعار آزادی)، اتحاد شوروی (با آرمان سوسیالیسم) و چین (با گفتمان ضداستعماری) هر کدام در میان گروهی از دولت ها و ملت ها از این طریق قدرت نرم تولید کردند. دفاع از «نظم جهانی عادلانه تر» یا تاکید بر «حاکمیت دولت ها در برابر حقوق بشر» نیز نمونه هایی از جذابیت مبتنی بر زیبایی برای رژیم های اقتدارگرا هستند. زیبایی از طریق مشروعیت بخشی، اعتبار اخلاقی و جذب هم فکران عمل می کند.

5- ابزارهای سیاستی قدرت نرم؛ چگونه دولت ها از این جریان ها استفاده می کنند؟

دولت ها برای تقویت جریان های خیرخواهی، شکوه و زیبایی، از طیف وسیعی از ابزارها بهره می برند. برای خیرخواهی: برنامه های تبادل دانشجویی، کمک های اقتصادی رسمی، کمک های بشردوستانه (از جمله عملیات نظامی امدادی مانند واکنش آمریکا به سونامی ۲۰۰۴)، حمایت دیپلماتیک از کشورهای کوچک و شرکت در عملیات حفظ صلح سازمان ملل. برای شکوه: نمایش توانمندی های نظامی (رژه ها، تمرینات مشترک)، موفقیت های اقتصادی و فناورانه (ثبت اختراعات، پرتاب ماهواره)، و دستاوردهای فرهنگی (سینما، ورزش، علم). برای زیبایی: ترویج ارزش های لیبرال (در غرب)، دفاع از حاکمیت دولت در برابر مداخله (در چین و روسیه)، حمایت از آرمان های ضداستعماری و ساختن نهادهای بین المللی که هنجارهای مورد نظر را بازتاب می دهند. نکته کلیدی این است که این ابزارها به خودی خود قدرت نرم نیستند، بلکه زمانی که از طریق جریان های سه گانه هدایت شوند، می توانند جاذبه ایجاد کنند.

نتیجه گیری

این مقاله نشان داد که فهم نحوه کارکرد قدرت نرم، مستلزم عبور از نگاه منبع محور و توجه به «جریان های قدرت» است. سه جریان اصلی – خیرخواهی، شکوه و زیبایی – هر یک از مکانیزم متفاوتی برای ایجاد جاذبه استفاده می کنند: خیرخواهی از راه حق شناسی و همدردی، شکوه از راه تحسین و تقلید، و زیبایی از راه الهام و هم افکاری. این سه جریان نه تنها در سطح دولت ها، بلکه در روابط میان فردی و سازمانی نیز قابل ردیابی هستند. نای در نظریه خود اگرچه این جریان ها را به صراحت تفکیک نکرد، اما مفهوم «جاذبه» را مطرح نمود. کاستی رویکرد او – که لوکس آن را «عاملیت استراتژیک» و «ابزاری بلانت» (ناصافی) خواند – در عدم تمایز میان روش های مختلف جذب و اقناع بود. تمایز سه گانه فوق، این خلا را پر می کند و ابزار تحلیلی دقیق تری برای سیاست گذاران و پژوهشگران فراهم می آورد. درک این که چرا و چگونه یک اقدام خاص، بسته به زمینه، می تواند به جای اجبار، جذب ایجاد کند، گامی اساسی در طراحی راهبردهای قدرت نرم است. در نهایت، قدرت نرم نه در انحصار فرهنگ و نه در انحصار سیاست، بلکه در تلفیق هوشمندانه خیرخواهی، نمایش توانایی ها و هماهنگی با آرمان های مخاطب معنا می یابد.

õ این مقاله در میزگرد «قدرت نرم و قدرت هوشمند» در نشست سالانه انجمن علوم سیاسی آمریکا در سوم سپتامبر 2009 در شهر تورنتو توسط الکساندر ال . ووینگ ارائه شده است. چند سال پیش توسط نویسنده ترجمه شد و حال برداشت خودم را از متن در دو قسمت تقدیم خوانندگان می کنم. 

http://www.apcss.org/Publications/Vuving