اعتراضات شهری در ایران: از جنبش نان تا اعتراضات معاصر
مقدمه
اعتراضات شهری یکی از مهم ترین اشکال کنش جمعی در تاریخ معاصر ایران به شمار می رود و همواره بازتابی از تحولات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جامعه بوده است. در رویکرد جامعه شناسی تاریخی، اعتراضات شهری صرفا واکنشی مقطعی به یک بحران اقتصادی یا تصمیم سیاسی نیست، بلکه محصول انباشت تدریجی نارضایتی ها، تغییر ساختارهای طبقاتی، گسترش شهرنشینی، تحول رابطه دولت و جامعه و دگرگونی شیوه های بسیج اجتماعی است. از این منظر، مطالعه اعتراضات شهری به معنای مطالعه تاریخ تغییرات نهادی، ظرفیت دولت، نقش طبقات اجتماعی و تحولات فرهنگ سیاسی در ایران است. از شورش های نان در دوره قاجار تا اعتراضات معاصر، شهر همواره کانون اصلی شکل گیری مطالبات اجتماعی و عرصه تعامل یا تقابل میان دولت و جامعه بوده است.
ایران در یکصد و پنجاه سال گذشته، تحولات عمیقی در ساختار شهری تجربه کرده است. رشد سریع جمعیت، مهاجرت روستا به شهر، توسعه صنایع، گسترش طبقه متوسط، افزایش سطح سواد، توسعه دانشگاه ها و انقلاب فناوری اطلاعات، ماهیت اعتراضات شهری را نیز دگرگون ساخته است. اگر در گذشته، گرانی نان، مالیات یا کمبود کالا مهم ترین عوامل اعتراضات شهری بودند، در دوره های بعد، مطالباتی همچون قانون گرایی، مشارکت سیاسی، عدالت اجتماعی، اشتغال، کیفیت حکمرانی و کارآمدی نهادهای عمومی نیز به محورهای اصلی اعتراضات تبدیل شدند. بنابراین، جامعه شناسی تاریخی تلاش می کند نشان دهد که چگونه تغییر ساختارهای اجتماعی و نهادی، الگوهای جدیدی از بسیج اجتماعی و کنش اعتراضی را در ایران پدید آورده است.
از دیدگاه چارلز تیلی، اعتراضات اجتماعی بخشی از «رپرتوارهای کنش جمعی» هستند که در طول زمان و در تعامل میان دولت و جامعه تغییر می کنند. همچنین سیدنی تارو تاکید می کند که جنبش های اعتراضی زمانی شکل می گیرند که فرصت های سیاسی، شبکه های اجتماعی و چارچوب های معنایی مناسب با یکدیگر هم زمان شوند. این چارچوب نظری، امکان تحلیل تاریخی اعتراضات شهری ایران را فراهم می کند.
پرسش اصلی مقاله آن است که اعتراضات شهری در ایران چگونه از جنبش های معیشتی دوره قاجار تا اعتراضات معاصر تحول یافته و شهر، دولت، بسیج اجتماعی و طبقه متوسط چه نقشی در این فرآیند تاریخی داشته اند؟ این مقاله با رویکرد جامعه شناسی تاریخی و روش تحلیلی–توصیفی به بررسی این پرسش می پردازد.
شهر و اعتراض؛ از جنبش نان تا آغاز سیاست خیابانی
جامعه شناسی تاریخی نشان می دهد که شهرهای ایران از دوره قاجار به بعد، مهم ترین کانون اعتراضات اجتماعی بوده اند. تمرکز جمعیت، بازار، مراکز اداری، مساجد، کاروانسراها و مراکز تجاری، شهر را به فضایی مناسب برای انتقال اطلاعات، سازمان دهی اعتراضات و شکل گیری کنش جمعی تبدیل می کرد. یکی از نخستین نمونه های مهم این اعتراضات، جنبش های نان بود که در واکنش به افزایش قیمت، احتکار، کمبود غلات و ناکارآمدی نظام توزیع شکل گرفت.
در این اعتراضات، زنان، اصناف، بازاریان و اقشار کم درآمد شهری نقش فعالی داشتند. اعتراض ها غالبا با تجمع در بازار، مقابل مراکز حکومتی یا خانه حاکمان همراه بود و هدف اصلی آنها، واداشتن دولت به کنترل قیمت ها، توزیع عادلانه کالا و مقابله با احتکار بود. این اعتراضات هرچند ماهیتی اقتصادی داشتند، اما به تدریج زمینه شکل گیری فرهنگ مطالبه گری و مسئولیت پذیری دولت را نیز تقویت کردند.
از منظر جامعه شناسی تاریخی، جنبش های نان را باید فراتر از واکنش های معیشتی تحلیل کرد؛ زیرا آنها نشان دهنده تغییر تدریجی رابطه دولت و جامعه بودند. مردم به جای پذیرش منفعلانه بحران، دولت را مسئول تنظیم بازار و تامین امنیت اقتصادی می دانستند. همین تحول ذهنی، زمینه ساز گسترش اعتراضات سیاسی در دهه های بعد شد.
چارلز تیلی معتقد است که الگوهای اعتراض در هر جامعه به تدریج تکامل می یابند و تجربه های پیشین، شیوه های جدید کنش جمعی را شکل می دهند. در ایران نیز اعتراضات معیشتی دوره قاجار، بخشی از میراث تاریخی جنبش های بعدی محسوب می شوند.
شهرنشینی، طبقه متوسط و تحول بسیج اجتماعی
در قرن چهاردهم خورشیدی، توسعه شهرنشینی، صنعتی شدن، گسترش آموزش عالی و رشد بوروکراسی، ساختار اجتماعی شهرهای ایران را به طور اساسی دگرگون کرد. شکل گیری طبقه متوسط جدید شامل کارمندان، معلمان، دانشگاهیان، مهندسان، دانشجویان و متخصصان، مطالبات اجتماعی را از حوزه صرفا معیشتی به حوزه های سیاسی، فرهنگی و حقوقی نیز گسترش داد.
در انقلاب مشروطه، نهضت ملی شدن صنعت نفت، انقلاب اسلامی و بسیاری از جنبش های اجتماعی معاصر، شهرها به مهم ترین عرصه بسیج اجتماعی تبدیل شدند. بازار، دانشگاه، انجمن های صنفی، مساجد، مطبوعات و بعدها رسانه های دیجیتال، هر یک در سازمان دهی اعتراضات نقش ایفا کردند. در نتیجه، اعتراضات شهری به تدریج از تجمع های محدود محلی به کنش های گسترده و شبکه ای تبدیل شدند.
از دیدگاه آلن تورن، جنبش های اجتماعی زمانی شکل می گیرند که گروه های اجتماعی برای دفاع از هویت، منافع یا ارزش های خود وارد عرصه کنش جمعی شوند. تجربه ایران نیز نشان می دهد که گسترش طبقه متوسط و افزایش سرمایه فرهنگی، ظرفیت سازمان دهی و مشارکت اجتماعی را افزایش داده است.
در این میان، دانشگاه ها و مراکز آموزشی نیز به یکی از مهم ترین بسترهای تولید گفتمان های جدید و انتقال ایده های اجتماعی تبدیل شدند. توسعه آموزش عالی، رشد سواد رسانه ای و گسترش ارتباطات، امکان بسیج سریع تر و گسترده تر شهروندان را فراهم کرد.
دولت، ظرفیت حکمرانی و الگوهای اعتراض
یکی از محورهای اصلی جامعه شناسی تاریخی، بررسی رابطه میان ظرفیت دولت و الگوهای اعتراض است. دولت هایی که از ظرفیت نهادی بالا، سازوکارهای مشارکت، نظام پاسخگویی و اعتماد عمومی برخوردارند، معمولا توان بیشتری در مدیریت مسالمت آمیز مطالبات اجتماعی دارند. در مقابل، ضعف نهادهای میانجی، کاهش سرمایه اجتماعی یا محدود شدن کانال های گفت وگو، می تواند احتمال گسترش اعتراضات را افزایش دهد.
در تاریخ معاصر ایران، شیوه مواجهه دولت با اعتراضات، بسته به شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، متفاوت بوده است. در برخی دوره ها، اصلاحات، مذاکره و بازنگری در سیاست ها مورد توجه قرار گرفته و در برخی دیگر، رویکردهای امنیتی پررنگ تر بوده اند. جامعه شناسی تاریخی تاکید می کند که نوع مواجهه دولت با اعتراضات، نه تنها بر نتایج کوتاه مدت، بلکه بر شکل گیری اعتماد یا بی اعتمادی اجتماعی در بلندمدت نیز اثرگذار است.
از دیدگاه جوئل میگدال، ظرفیت دولت به توانایی آن در اجرای سیاست ها، تعامل با جامعه و مدیریت تعارضات بستگی دارد. تجربه تاریخی ایران نیز نشان می دهد که هرچه نهادهای مشارکتی، گفت وگو و پاسخگویی تقویت شده اند، امکان مدیریت مطالبات اجتماعی نیز افزایش یافته است.
اعتراضات معاصر؛ شبکه های اجتماعی و دگرگونی کنش جمعی
در دهه های اخیر، گسترش اینترنت، تلفن های هوشمند و شبکه های اجتماعی، ماهیت اعتراضات شهری را به طور چشمگیری تغییر داده است. برخلاف دوره های گذشته که سازمان دهی اعتراضات عمدتا از طریق بازار، مساجد، احزاب یا انجمن ها انجام می شد، امروز شبکه های اجتماعی نقش مهمی در انتشار اطلاعات، هماهنگی، شکل دهی افکار عمومی و بسیج سریع ایفا می کنند.
این تحول، فرصت هایی مانند افزایش سرعت اطلاع رسانی، مشارکت گسترده تر شهروندان و دسترسی آسان تر به اطلاعات را ایجاد کرده است، اما هم زمان چالش هایی همچون انتشار اخبار نادرست، قطبی شدن فضای عمومی، جنگ شناختی و دشوارتر شدن مدیریت افکار عمومی را نیز به همراه داشته است.
از منظر مانوئل کاستلز، جامعه شبکه ای، الگوهای جدیدی از قدرت و مقاومت را ایجاد کرده است که در آن، جریان اطلاعات نقش تعیین کننده ای در سازمان دهی کنش جمعی دارد. در ایران نیز اعتراضات معاصر بیش از گذشته تحت تاثیر فناوری های ارتباطی، رسانه های دیجیتال و شبکه های اجتماعی قرار گرفته اند.
جامعه شناسی تاریخی نشان می دهد که اگرچه ابزارهای اعتراض تغییر کرده اند، اما بسیاری از عوامل ساختاری مانند نابرابری، توسعه شهری، تحولات طبقاتی، کیفیت حکمرانی و سرمایه اجتماعی همچنان در شکل گیری اعتراضات نقش اساسی دارند. از این رو، تحلیل اعتراضات معاصر بدون توجه به زمینه های تاریخی و نهادی، تحلیلی ناقص خواهد بود.
نتیجه گیری
تحلیل جامعه شناختی–تاریخی نشان می دهد که اعتراضات شهری در ایران، از جنبش های نان دوره قاجار تا اعتراضات معاصر، بازتابی از تحول رابطه میان شهر، دولت، طبقات اجتماعی و سازوکارهای بسیج جمعی بوده است. در این مسیر، توسعه شهرنشینی، رشد طبقه متوسط، گسترش آموزش، افزایش ظرفیت ارتباطی جامعه و تحول فناوری های رسانه ای، ماهیت کنش اعتراضی را از اعتراضات محلی و معیشتی به مطالبات پیچیده تر اقتصادی، اجتماعی و سیاسی تغییر داده است. در عین حال، کیفیت حکمرانی، ظرفیت نهادی دولت، وجود کانال های مشارکت و میزان اعتماد اجتماعی، همواره بر نحوه بروز و مدیریت این اعتراضات اثرگذار بوده اند.
پاسخ به پرسش اصلی مقاله آن است که اعتراضات شهری در ایران، نتیجه تعامل تاریخی میان تحولات ساختاری جامعه و نحوه پاسخگویی نهادهای حکمرانی به مطالبات اجتماعی بوده است. در آینده، تقویت گفت وگوی اجتماعی، ارتقای سرمایه اجتماعی، توسعه نهادهای میانجی، بهبود حکمرانی شهری، افزایش شفافیت و استفاده مسئولانه از فناوری های ارتباطی، می تواند زمینه مدیریت سازنده تر مطالبات اجتماعی و تقویت انسجام ملی را فراهم آورد.
منابع
بشیریه، حسین (1380). جامعه شناسی سیاسی. تهران: نشر نی.
کاتوزیان، محمدعلی همایون (1389). دولت و جامعه در ایران. تهران: مرکز.
توسلی، غلامعباس (1390). جامعه شناسی ایران. تهران: سمت.
قانعی راد، محمدامین (1389). جامعه شناسی توسعه. تهران: نشر نی.
آبراهامیان، یرواند (1389). ایران بین دو انقلاب. ترجمه احمد گل محمدی و محمدابراهیم فتاحی. تهران: نشر نی.
Castells, M. (2010). The Rise of the Network Society (2nd ed.). Wiley-Blackwell.
Migdal, J. S. (1988). Strong Societies and Weak States. Princeton University Press.
Tarrow, S. (2011). Power in Movement: Social Movements and Contentious Politics (3rd ed.). Cambridge University Press.
Tilly, C. (2004). Social Movements, 1768–2004. Paradigm Publishers.
Touraine, A. (1981). The Voice and the Eye: An Analysis of Social Movements. Cambridge University Press.
