حریم خصوصی کودک از کجا شروع می شود؟

5 مهر 1405 - خواندن 4 دقیقه - 12 بازدید



 

حریم خصوصی کودک از کجا شروع می شود؟

«من پدر و مادرشم؛ پس باید همه چیز را بدانم.» این جمله برای بسیاری از والدین کاملا منطقی به نظر می رسد. بالاخره والد مسئول امنیت و سلامت فرزندش است. اما آیا مسئول بودن یعنی حق داریم همه پیام ها را بخوانیم، تمام گفت وگوها را بدانیم، دفتر خاطراتش را باز کنیم، از همه دوستانش خبر داشته باشیم و هر لحظه بدانیم کجاست و با چه کسی حرف می زند؟ مراقبت از کودک با دانستن همه چیز درباره او یکی نیست.

کودک حتی در خانه هم یک فرد مستقل است و حریم شخصی دارد. این حریم می تواند شامل وسایل شخصی، نوشته ها، گفت وگوها، دوستی ها، افکار و بخشی از احساسات او باشد. البته میزان این حریم با سن کودک تغییر می کند. یک کودک خردسال طبیعتا به نظارت و همراهی بیشتری نیاز دارد، اما هرچه کودک بزرگ تر می شود، نیازش به خلوت و استقلال هم بیشتر می شود. اینکه والد این تغییر را نپذیرد، می تواند رابطه را به جای اعتماد، به رابطه ای مبتنی بر کنترل تبدیل کند.

یکی از جاهایی که این مسئله خیلی جدی می شود، گوشی و زندگی دیجیتالاست. والد ممکن است بگوید «فقط می خواهم مطمئن شوم اتفاق بدی نمی افتد»، اما اگر کودک احساس کند هر پیام، جست وجو یا گفت وگویش ممکن است بدون اطلاع او بررسی شود، احتمالا کمتر درباره زندگی اش با والد حرف خواهد زد. گاهی نتیجه نظارت بیش از حد، امنیت بیشتر نیست؛ بلکه پنهان کاری بیشتر است.

البته حق حریم خصوصی به معنای این نیست که والد باید چشمش را روی خطرها ببندد. اگر نشانه ای از آزار، تهدید، اخاذی، سوءاستفاده، ارتباط خطرناک یا آسیب جدی وجود داشته باشد، مسئولیت والد اقتضا می کند مداخله کند. تفاوت مهم اینجاست که دلیل موجه برای ورود به حریم خصوصی با کنجکاوی والد یکی نیست. اینکه «می خواهم بدانم» با اینکه «دلیلی دارم نگران باشم» دو وضعیت کاملا متفاوت اند.

حتی دفتر خاطرات کودک هم مثال خوبی است. ممکن است کودک در آن چیزی بنویسد که برای والد نگران کننده یا عجیب باشد؛ اما دفتر خاطرات اساسا جایی برای بیان آزادانه احساسات است. اگر کودک بداند هر چیزی که می نویسد ممکن است خوانده شود، ممکن است حتی از نوشتن درباره ترس ها و ناراحتی هایش هم دست بکشد. حریم خصوصی فقط پنهان کردن چیزی از والدین نیست؛ گاهی فضایی است که کودک در آن می تواند خودش را بدون ترس بشناسد.

در روابط دوستانه هم همین مرز وجود دارد. والد حق دارد بداند فرزندش با چه کسانی در ارتباط است و اگر خطری وجود داشته باشد دخالت کند، اما لازم نیست از تک تک مکالمات و جزئیات دوستی های او باخبر باشد. کودک باید کم کم یاد بگیرد روابطش را مدیریت کند، اختلاف ها را حل کند، «نه» بگوید و اگر در رابطه ای احساس خطر کرد، بداند که می تواند به والد مراجعه کند.

شاید بهترین راه، ساختن اعتماد به جای جاسوسی باشد. والد می تواند از ابتدا با کودک توافق کند که چه چیزهایی خصوصی است، در چه شرایطی لازم است نظارت بیشتری وجود داشته باشد و اگر اتفاق نگران کننده ای افتاد، کودک بدون ترس از تنبیه بتواند موضوع را مطرح کند. حتی درباره گوشی هم بهتر است قواعد نظارت تا حد امکان روشن باشد؛ کودک بداند چه چیزی بررسی می شود، چرا و در چه شرایطی.

یک سوال مهم برای والدین این است: «اگر فرزندم چیزی را از من پنهان می کند، آیا فقط مشکل از اوست؟» گاهی پنهان کاری نتیجه رفتار خود ماست. اگر کودک مطمئن باشد هر اعترافی با فریاد، تحقیر یا محرومیت شدید روبه رو می شود، طبیعی است که برای حفظ خودش سکوت کند. امنیت واقعی زمانی ایجاد می شود که کودک بداند می تواند حقیقت را بگوید، حتی وقتی حقیقت خوشایند نیست.

در نهایت، والد خوب کسی نیست که از تک تک لحظه های زندگی فرزندش خبر داشته باشد؛ کسی است که وقتی اتفاق مهمی افتاد، کودک بخواهد آن را با او در میان بگذارد.

آیا آن قدر به حریم خصوصی فرزندمان احترام گذاشته ایم که اگر روزی واقعا به کمک نیاز داشت، اولین نفری باشیم که سراغش می آید؟




محمدمهدی سیدناصری |پژوهشگر حقوق کودک و آینده کودکی در عصر دیجیتال