از چه سنی باید به نظر بچه ها گوش بدهیم؟

5 مهر 1405 - خواندن 4 دقیقه - 17 بازدید



 

از چه سنی باید به نظر بچه ها گوش بدهیم؟ آیا کودک واقعا حق انتخاب دارد؟

«تو هنوز بچه ای، بزرگ ترها بهتر می دانند.» جمله ای آشنا که خیلی از ما بارها شنیده ایم و شاید خودمان هم به فرزندمان گفته باشیم. اما آیا بزرگ تر بودن همیشه به این معناست که نظر کودک اهمیت ندارد؟ اگر تصمیمی مستقیما روی زندگی کودک اثر می گذارد، آیا نباید خودش هم در آن تصمیم دیده و شنیده شود؟

کودک قرار نیست جای والد تصمیم بگیرد، اما قرار هم نیست درباره زندگی خودش کاملا بی صدا باشد. انتخاب مدرسه، کلاس های فوق برنامه، لباس، برنامه روزانه، دوستان، محل زندگی یا حتی قوانینی که در خانه برای او تعیین می شود، همگی به نوعی با زندگی او ارتباط دارند. هرچه کودک بزرگ تر و توانمندتر می شود، طبیعی است که سهم نظر او در تصمیم گیری ها بیشتر شود.

حق کودک بر شنیده شدن دقیقا به این معنا نیست که هرچه گفت باید اجرا شود. ممکن است کودک بخواهد مدرسه اش را عوض کند و والد پس از شنیدن دلایل او به این نتیجه برسد که فعلا امکانش وجود ندارد. تفاوت در این است که کودک بداند نظرش شنیده شده و دلایل تصمیم برایش توضیح داده می شود. شنیدن، با تسلیم شدن یکی نیست.

این موضوع حتی در انتخاب های کوچک روزمره هم اهمیت دارد. اینکه کودک امروز چه لباسی بپوشد، کدام کتاب را بخواند، در اوقات فراغتش چه کاری انجام دهد یا بین دو گزینه مشخص کدام را انتخاب کند، فرصت هایی برای تمرین تصمیم گیری هستند. استقلال از تصمیم های کوچک شروع می شود. کودکی که هیچ وقت اجازه انتخاب ندارد، ممکن است در آینده برای تصمیم های مهم زندگی هم بیش از حد به دیگران وابسته بماند.

البته میزان مشارکت کودک باید با سن و توانایی او متناسب باشد. از یک کودک خردسال نمی توان انتظار داشت درباره همه مسائل خانوادگی تصمیم بگیرد. اما نوجوان را هم نمی توان مثل یک کودک خردسال نادیده گرفت. با افزایش سن و رشد توانایی درک پیامدها، نقش کودک در تصمیم های مربوط به خودش باید جدی تر شود.

گاهی والدین از شنیدن نظر کودک می ترسند، چون تصور می کنند اگر به او حق اظهار نظر بدهند، اقتدارشان از بین می رود. در حالی که گوش دادن به کودک اقتدار والد را کم نمی کند؛ کیفیت آن را بیشتر می کند. والد همچنان مسئول تعیین مرزها و تصمیم های مهم است، اما کودک یاد می گیرد که در خانواده فقط موضوع تصمیم گیری نیست؛ یک عضو خانواده است که صدایش ارزش شنیده شدن دارد.

مهم تر از خود تصمیم، گاهی تجربه ای است که کودک از این فرایند به دست می آورد. وقتی والد واقعا گوش می دهد، سوال می پرسد، دلیل می خواهد و حتی اگر مخالف باشد نظر کودک را جدی می گیرد، کودک یاد می گیرد نظر داشتن، گفت وگو کردن و دفاع محترمانه از خواسته هایش بخشی از زندگی است. همین مهارت بعدها در مدرسه، دانشگاه، روابط اجتماعی و زندگی مستقل به کارش می آید.

بنابراین شاید به جای اینکه همیشه بپرسیم «آیا باید اجازه بدهم بچه ام خودش تصمیم بگیرد؟»، سوال دقیق تر این باشد: «در این تصمیم، چه بخشی را می توانم به خودش بسپارم؟» شاید لازم نباشد کودک درباره اصل یک تصمیم اختیار کامل داشته باشد، اما بتواند درباره بخشی از آن انتخاب کند.

و یک سوال ساده برای والدین: آخرین بار که فرزندتان با شما مخالفت کرد، واقعا به دلیلش گوش دادید یا فقط منتظر بودید نوبت شما برسد که بگویید «نه»؟



محمدمهدی سیدناصری |پژوهشگر حقوق کودک و آینده کودکی در عصر دیجیتال