محمدمهدی سیدناصری
پژوهشگر حقوق کودک و آینده کودکی در عصر دیجیتال/Scholar of Children’s Rights and the Digital Future of Childhood
119 یادداشت منتشر شدهاگر از کودکمان در اینترنت سوءاستفاده شد، اول چه کار کنیم؟

اگر از کودکمان در اینترنت سوءاستفاده شد، اول چه کار کنیم؟
دکتر محمدمهدی سیدناصری
حقوقدان،پژوهشگر حقوق کودک و آینده کودکی در عصر دیجیتال
گاهی اتفاقی می افتد که هیچ پدر و مادری دوست ندارد با آن روبه رو شود. کودک می گوید کسی در اینترنت تهدیدش کرده است؛ تصویری از او بدون اجازه منتشر شده؛ فردی ناشناس برایش پیام های نامناسب فرستاده؛ همکلاسی ها عکس یا ویدئویی از او را دست به دست کرده اند؛ کسی از او درخواست تصویر خصوصی کرده یا حتی او را برای انجام کاری که نمی خواهد تحت فشار گذاشته است. در چنین لحظه ای، بسیاری از والدین پیش از آنکه بدانند چه اتفاقی افتاده، واکنش نشان می دهند: گوشی را می گیرند، عصبانی می شوند، شروع به سوال پیچ کردن کودک می کنند و شاید اولین جمله شان این باشد که «چرا با این آدم حرف زدی؟» یا «مگر نگفتم عکس نفرستی؟» این واکنش از نگرانی می آید، اما ممکن است دقیقا در زمانی که کودک بیش از همیشه به حمایت نیاز دارد، او را به سکوت وادار کند. نخستین اصل در مواجهه با یک آسیب دیجیتال این است که والد باید پیش از هر اقدام دیگری، خودش را آرام کند. این به معنای بی اهمیت دانستن اتفاق نیست؛ برعکس، به این معناست که والد باید بتواند در چند دقیقه اول، به جای خشم و وحشت، تصمیم بگیرد. کودک در آن لحظه فقط به محتوای حادثه نگاه نمی کند؛ واکنش چهره، صدا و رفتار والد را هم می سنجد. اگر اولین واکنش، فریاد یا تهدید باشد، ممکن است کودک نتیجه بگیرد که گفتن حقیقت خطرناک تر از پنهان کردن آن است. یونیسف نیز در توصیه های خود درباره تجربه های منفی آنلاین، بر آرام ماندن، گوش دادن و اطمینان دادن به کودک تاکید می کند و هشدار می دهد که گرفتن فوری گوشی یا قطع اینترنت ممکن است باعث شود کودک در آینده کمتر درباره مشکلاتش صحبت کند.
بهتر است نخستین جمله والد چیزی در این حدود باشد: «خوبه که به من گفتی. اول از همه می خوام مطمئن بشم که امنی. با هم درستش می کنیم.» این جمله ساده، چند پیام مهم را همزمان منتقل می کند: کودک تنها نیست، قرار نیست به خاطر قربانی شدن تنبیه شود و مسئولیت حل مسئله بر عهده بزرگسالان نیز هست. حتی اگر کودک اشتباهی کرده باشد، مثلا عکس خود را برای فردی فرستاده باشد یا در یک گفت وگوی نامناسب ادامه داده باشد، این اشتباه نباید بهانه ای برای سرزنش او شود. ممکن است کودک تصمیم نادرستی گرفته باشد، اما این موضوع رفتار تهدیدآمیز، فریبکارانه یا سوءاستفاده گرانه طرف مقابل را توجیه نمی کند. در منابع حمایتی یونیسف نیز تاکید شده است که کودک باید بداند تجربه آزار یا مزاحمت تقصیر او نیست.
بعد از آرام کردن فضا، نوبت به فهمیدن ماجرا می رسد؛ اما «فهمیدن» با بازجویی فرق دارد. لازم نیست والد در همان دقایق اول ده ها سوال پشت سر هم بپرسد که «کی بود؟ از کجا پیداش کردی؟ چرا جوابش رو دادی؟ چی فرستادی؟ چند بار حرف زدین؟» بهتر است اجازه دهد کودک با زبان خودش توضیح دهد چه اتفاقی افتاده است. سوال هایی مانند «می تونی نشونم بدی چی شد؟»، «از چه زمانی این اتفاق شروع شد؟» و «الان بیشتر از همه از چی می ترسی؟» معمولا اطلاعات بیشتری به دست می دهد، بدون آنکه کودک احساس کند در جایگاه متهم قرار گرفته است. اگر بخشی از ماجرا برای والد نامفهوم است، می تواند از کودک بخواهد برنامه، بازی یا اصطلاحی را که نمی شناسد توضیح دهد. توصیه های تخصصی یونیسف نیز بر سوال های باز و گوش دادن بدون نتیجه گیری عجولانه تاکید دارد. در همین مرحله باید میان دو مسئله تفاوت گذاشت: «کودک چه کاری انجام داده؟» و «چه آسیبی به او وارد شده؟» این دو سوال یکی نیستند. ممکن است کودک برخلاف توصیه والدین، اطلاعاتی را در اختیار فردی قرار داده باشد، اما بعد تهدید شده باشد. ممکن است در ابتدا با فردی آشنا شده باشد که تصور می کرد دوست اوست، اما بعد آن فرد شروع به درخواست عکس یا اطلاعات خصوصی کرده باشد. ممکن است کودک خودش یک تصویر را ارسال کرده باشد، اما بعد طرف مقابل از همان تصویر برای تهدید یا اخاذی استفاده کرده باشد. در همه این موارد، تمرکز اولیه باید روی متوقف کردن خطر و حمایت از کودک باشد، نه تعیین اینکه «چه کسی مقصرتر است».
یکی از اشتباه های رایج این است که والد با دیدن پیام یا تصویر، بلافاصله همه چیز را پاک کند. این واکنش قابل فهم است؛ آدم دوست دارد چیزی را که باعث درد و ترس کودک شده، هرچه سریع تر از جلوی چشمش ناپدید کند. اما اگر احتمال گزارش موضوع به مدرسه، پلتفرم یا مراجع قانونی وجود دارد، حذف عجولانه پیام ها و حساب ها ممکن است بخشی از اطلاعات مربوط به حادثه را از بین ببرد. بهتر است تا حد امکان، پیش از حذف محتوا، از پیام ها، نام کاربری، نشانی صفحه، تاریخ و ساعت، تهدیدها، تصاویر و سایر اطلاعات مرتبط مستندات لازم تهیه شود. یونیسف نیز صراحتا توصیه می کند که در صورت احتمال گزارش، پیام ها، تصاویر یا پست های مرتبط پیش از حذف مستند شوند. البته «حفظ مدرک» به معنای پخش کردن آن برای دیگران نیست. اگر تصویر خصوصی یا محتوای حساس کودک در اختیار والد قرار گرفته است، نباید آن را برای اعضای خانواده، دوستان، گروه های خانوادگی یا شبکه های اجتماعی ارسال کرد تا دیگران ببینند و درباره اش قضاوت کنند. در چنین شرایطی، خود والد می تواند ناخواسته دامنه انتشار آسیب را بیشتر کند. در حقوق ایران نیز قانون حمایت از اطفال و نوجوانان برای افشای هویت، اطلاعات و اسرار کودک بزه دیده یا در وضعیت مخاطره آمیز، در شرایط مقرر، محدودیت و ضمانت اجرای کیفری پیش بینی کرده است؛ به ویژه زمانی که انتشار عکس یا فیلم موجب ضرر یا آسیب به کودک یا خانواده او شود. بنابراین، مستندسازی برای پیگیری با انتشار و بازنشر عمومی کاملا متفاوت است.
پس از مستندسازی، باید دید خطر هنوز ادامه دارد یا نه. اگر فرد مزاحم همچنان پیام می فرستد، تهدید می کند، اطلاعات خصوصی کودک را منتشر می کند یا احتمال تماس حضوری وجود دارد، موضوع فقط یک «خاطره بد اینترنتی» نیست. در این وضعیت، باید دسترسی فرد به کودک تا حد امکان قطع شود و از امکانات مسدودسازی و گزارش خود پلتفرم استفاده شود. اما یک نکته مهم وجود دارد: قطع ارتباط نباید به معنای از بین بردن شواهد باشد. بهتر است ابتدا اطلاعات لازم ثبت شود و سپس، متناسب با شرایط، حساب یا فرد مزاحم مسدود و گزارش شود. پلتفرم های اجتماعی و بازی های آنلاین معمولا ابزارهایی برای block، mute و report دارند و بهتر است والد این اقدامات را همراه با کودک انجام دهد تا کودک بعدها نیز بتواند از آنها استفاده کند.
در مواردی که خطر جدی است، والد نباید تصور کند که «خودمان حلش می کنیم». تهدید جدی، اخاذی، آزار جنسی، درخواست یا انتشار تصاویر جنسی از کودک، تلاش برای قرار حضوری، تعقیب و مزاحمت مداوم یا تهدید به آسیب جسمی، از موقعیت هایی هستند که می توانند نیازمند مداخله تخصصی و قانونی باشند. در ایران، قانون حمایت از اطفال و نوجوانان مصوب ۱۳۹۹، وضعیت های مخاطره آمیز را مشمول مداخله و حمایت قانونی می داند و برای خطر شدید و قریب الوقوع، سازوکار مداخله فوری پیش بینی کرده است. همچنین ارتباط با طفل یا نوجوان در فضای مجازی با هدف آزار جنسی یا ارتباط جنسی نامشروع، در ماده ۱۰ همین قانون جرم انگاری شده است. بنابراین، وقتی حادثه از یک مزاحمت ساده عبور کرده و وارد قلمرو تهدید، سوءاستفاده یا خطر جدی شده است، کمک گرفتن از مراجع صالح نباید به روزها و هفته های بعد موکول شود.
قانون حمایت از اطفال و نوجوانان از این جهت نکته مهم دیگری هم دارد: حمایت از کودک فقط وابسته به شکایت خصوصی او نیست. ماده ۳۰، تقاضای خود طفل یا نوجوان و حتی گزارش ها و درخواست هایی را که دارای قرائن معقول باشند، از جهات شروع به تعقیب یا اتخاذ تدابیر حمایتی دانسته است و ماده ۳۱ نیز جرائم موضوع این قانون را در شمار جرائم عمومی قرار داده است. همچنین در شرایط خطر شدید و قریب الوقوع، ماده ۳۳ بر اقدام فوری برای رفع خطر، کاهش آسیب و پیشگیری از وقوع جرم تاکید می کند. این مقررات نشان می دهد که در پرونده های مربوط به آسیب به کودک، رویکرد حقوقی صرفا «منتظر ماندن تا کودک خودش شکایت کند» نیست؛ حمایت از کودک می تواند موضوع مداخله قانونی قرار گیرد.
در عین حال، خانواده باید مراقب باشد که پیگیری حقوقی به یک تجربه دوم آسیب زا برای کودک تبدیل نشود. اگر حادثه ای رخ داده است، کودک نباید مجبور شود ماجرا را بارها برای افراد مختلف تعریف کند یا تصاویر و پیام های خصوصی خود را برای هر کسی بفرستد. قانون حمایت از اطفال و نوجوانان نیز در فرایند بررسی وضعیت کودک بر محدود بودن تحقیقات به موضوع و اتخاذ تدابیر لازم برای جلوگیری از انتشار اطلاعات تاکید کرده است. این اصل در عمل اهمیت زیادی دارد: کودک نباید به خاطر یک حادثه، بارها در معرض شرم، پرسش های کنجکاوانه یا نگاه دیگران قرار بگیرد.
اگر ماجرا مربوط به همکلاسی ها یا محیط مدرسه باشد، مسئله شکل دیگری پیدا می کند. در اینجا سکوت خانواده برای اینکه «آبروی بچه نرود» لزوما بهترین تصمیم نیست. اگر انتشار عکس، تمسخر، تهدید یا آزار آنلاین به فضای مدرسه وصل شده باشد، مدرسه می تواند یکی از حلقه های مهم حمایت باشد. اما نحوه مراجعه مهم است. بهتر است والد مستندات را در اختیار مسئول مربوط قرار دهد و از مدرسه بخواهد به گونه ای مداخله کند که آسیب بیشتر متوجه کودک نشود؛ برای مثال، موضوع نباید به یک نمایش عمومی در کلاس تبدیل شود یا کودک قربانی در موقعیتی قرار بگیرد که مجبور شود در برابر جمع توضیح بدهد. منابع یونیسف نیز در موارد مرتبط با مدرسه، بر همکاری با مدرسه و انتخاب واکنشی تاکید می کنند که وضعیت را برای کودک بدتر نکند.
اما شاید سخت ترین بخش ماجرا بعد از تمام شدن حادثه آغاز شود. کودک ممکن است از خود بپرسد چرا چنین اتفاقی برای او افتاده، از دوستانش خجالت بکشد، از رفتن به مدرسه بترسد، خوابش تغییر کند یا حتی از گوشی و اینترنتی که قبلا دوست داشته فاصله بگیرد. بعضی کودکان نیز برعکس، بیشتر و پنهانی تر از قبل به گوشی وابسته می شوند. والد نباید تصور کند که با حذف برنامه یا گرفتن گوشی، مسئله تمام شده است. حادثه ممکن است اثر روانی خود را برای مدتی ادامه دهد و اگر تغییرات رفتاری یا عاطفی پایدار بماند، استفاده از کمک متخصص سلامت روان کودک می تواند لازم باشد. یونیسف نیز توصیه می کند که والدین بعد از حادثه، همچنان حال کودک را پیگیری کنند و در صورت تداوم تغییرات رفتاری یا خلقی، از متخصص کمک بگیرند.
از طرف دیگر، گرفتن کامل گوشی همیشه راه حل مناسبی نیست. گاهی والد تصور می کند اگر اینترنت را از کودک بگیرد، خطر تمام شده است؛ اما ممکن است نتیجه معکوس باشد. کودک احساس کند به خاطر اتفاقی که برایش افتاده مجازات شده، ارتباطش با دوستانش قطع شود و مهم تر از همه، در حادثه بعدی دیگر به والد مراجعه نکند. البته در بعضی شرایط، محدود کردن موقت یک برنامه یا قطع ارتباط با یک حساب مشخص کاملا منطقی و حتی ضروری است. تفاوت در اینجاست که محدودیت باید برای کاهش خطر باشد، نه برای تنبیه قربانی. همین تفاوت ظاهرا کوچک، از نظر تربیتی بسیار مهم است.
همچنین نباید کودک را مجبور کرد برای اثبات حرفش، همه جزئیات را دوباره و دوباره نشان دهد. اگر کودک می گوید کسی او را تهدید کرده است، نقطه شروع باید اعتماد و بررسی مسئولانه باشد، نه این فرض که «شاید خودش چیزی را پنهان می کند». البته والد باید واقعیت ها را بررسی کند، اما بررسی با بی اعتمادی و تحقیر تفاوت دارد. کودک ممکن است بعضی جزئیات را به دلیل ترس، خجالت یا آشفتگی روانی فراموش کند یا نتواند دقیق توضیح دهد. هدف از گفت وگو باید فهمیدن و حمایت کردن باشد، نه گرفتن اعتراف.
در چنین شرایطی، والدین باید به یک اصل ساده اما مهم وفادار بمانند: اول امنیت، بعد مستندسازی، سپس گزارش و پیگیری؛ و در تمام این مراحل، حفظ کرامت کودک. این ترتیب کمک می کند خانواده در میان خشم و اضطراب، تصمیم های عجولانه نگیرد. اگر خطر فوری وجود دارد، باید ابتدا کودک از موقعیت خطر دور شود. اگر شواهدی وجود دارد، باید تا حد امکان پیش از حذف یا تغییر محتوا ثبت شود. اگر رفتار ناقض قوانین پلتفرم یا قانون باشد، باید مسیر گزارش و پیگیری فعال شود. و اگر کودک از نظر روانی آسیب دیده باشد، حمایت عاطفی و در صورت نیاز کمک تخصصی باید ادامه پیدا کند. اینها مراحل جدا از هم نیستند؛ همزمان باید مراقب امنیت جسمی، روانی، حقوقی و دیجیتال کودک بود.
در نهایت، شاید مهم ترین چیزی که کودک باید از چنین تجربه ای یاد بگیرد این نباشد که «اینترنت جای خطرناکی است». چنین پیامی ممکن است فقط ترس تولید کند. پیام مهم تر این است که اگر اتفاق بدی افتاد، کمک خواستن همیشه ممکن است. کودک باید بداند که یک اشتباه، یک عکس فرستاده شده، یک دوستی اشتباه یا یک تصمیم نادرست، حق او برای دریافت حمایت را از بین نمی برد. والد نیز باید بداند که لحظه افشای حادثه، زمان حساب کشی نیست؛ زمان ساختن امنیت است. شاید کودک در آن لحظه به چیزی بیشتر از یک راه حل فنی نیاز داشته باشد: به این اطمینان که هنوز خانه برای او امن است، هنوز می تواند حقیقت را بگوید و هنوز بزرگسالی وجود دارد که به جای سرزنش کردنش، کنار او می ایستد و کمکش می کند دوباره کنترل زندگی اش را به دست بگیرد.
محافظت واقعی از کودک بعد از یک آسیب دیجیتال، پاک کردن یک پیام یا گرفتن یک گوشی نیست. محافظت واقعی یعنی کودک هم از خطر فعلی دور شود و هم یاد بگیرد که در آینده، هنگام مواجهه با تهدید، فریب، آزار یا انتشار محتوای خصوصی، تنها نماند. اگر خانواده بتواند این احساس امنیت را حفظ کند، حتی یک تجربه بسیار تلخ اینترنتی نیز می تواند به جای اینکه کودک را به سکوت و بی اعتمادی سوق دهد، به فرصتی برای یادگیری مهارت های دفاع از خود، شناخت مرزهای شخصی و اعتماد به یک رابطه سالم با والدین تبدیل شود.