آیا والدین حق دارند زندگی کودک را در اینترنت به اشتراک بگذارند؟

4 مهر 1405 - خواندن 24 دقیقه - 13 بازدید




 

آیا والدین حق دارند زندگی کودک را در اینترنت به اشتراک بگذارند؟

دکتر محمدمهدی سیدناصری

حقوقدان،پژوهشگر حقوق کودک و آینده کودکی در عصر دیجیتال


 

«این عکس بچه ام است، دلم می خواهد منتشرش کنم!» جمله ای است که شاید برای بسیاری از والدین کاملا طبیعی به نظر برسد. تولد کودک، اولین روز مدرسه، جشن پایان سال، سفر خانوادگی، خنده های بامزه، لباس تازه، موفقیت ورزشی، نمره خوب، بیماری، گریه، خوابیدن روی مبل، بازی کردن با خواهر و برادر یا حتی یک جمله خنده دار کودک؛ همه اینها ممکن است برای پدر و مادر خاطره هایی دوست داشتنی باشند که دلشان می خواهد با خانواده، دوستان یا دنبال کنندگانشان در فضای مجازی به اشتراک بگذارند. گاهی هم والد از روی افتخار این کار را می کند، گاهی برای ثبت خاطرات، گاهی برای گرفتن تبریک و گاهی صرفا چون تصور می کند «چیز خاصی نیست». اما یک سوال حقوقی و اخلاقی مهم در میان این رفتار روزمره پنهان شده است: این تصویر متعلق به چه کسی است؟ آیا چون کودک فرزند من است، هر تصویری از او نیز در اختیار من است؟ آیا می توانم از طرف او تصمیم بگیرم که چه چیزی از زندگی اش وارد اینترنت شود؟ و اگر امروز کودک از انتشار عکسش خوشحال باشد، آیا می توانم مطمئن باشم که ده سال بعد هم از اینکه آن تصویر همچنان در اینترنت وجود دارد، راضی خواهد بود؟

مشکل اصلی اینجاست که انتشار یک عکس در فضای دیجیتال با نشان دادن همان عکس به چند نفر در آلبوم خانوادگی یکسان نیست. عکس دیجیتال می تواند کپی شود، بازنشر شود، از یک پلتفرم به پلتفرم دیگر برود، در جست وجوها ظاهر شود، در حافظه افراد دیگر باقی بماند و حتی در زمینه ای کاملا متفاوت از قصد اولیه والد مورد استفاده قرار گیرد. ممکن است والد عکس را برای ده نفر از دوستانش منتشر کند، اما کنترل اینکه بعد از آن چه کسی آن را ذخیره، کپی یا منتشر می کند دیگر بسیار دشوار باشد. اگر عکس همراه با نام کودک، نام مدرسه، محل زندگی، تاریخ تولد، موقعیت مکانی یا اطلاعات دیگری منتشر شود، تصویر تنها یک تصویر باقی نمی ماند؛ تبدیل به قطعه ای از پرونده دیجیتال کودک می شود. این همان جایی است که مفهوم «هویت دیجیتال» اهمیت پیدا می کند. کودک ممکن است هنوز حساب کاربری مستقلی نداشته باشد، اما ردپای دیجیتال او از سال ها پیش توسط دیگران، حتی والدین خودش، ساخته شده باشد.

در حقوق کودک، این مسئله از نقطه ای بسیار بنیادی آغاز می شود: کودک نیز صاحب حق حریم خصوصی است. ماده ۱۶کنوانسیون حقوق کودک، کودک را در برابر مداخله خودسرانه یا غیرقانونی در حریم خصوصی، خانواده، خانه و مکاتبات و نیز تعرض غیرقانونی به حیثیت و اعتبارش حمایت می کند. بنابراین حریم خصوصی امتیازی نیست که کودک بعد از رسیدن به سن قانونی به دست آورد؛ او از دوران کودکی صاحب آن است. در محیط دیجیتال نیز این حق از بین نمی رود. کمیته حقوق کودک سازمان ملل در تفسیر عمومی شماره ۲۵ درباره حقوق کودک در محیط دیجیتال تاکید کرده است که حق حریم خصوصی کودکان باید در محیط دیجیتال نیز رعایت شود و اطلاعات شخصی کودک، از جمله داده ها و ردپای دیجیتال او، نیازمند حمایت است. 

از این منظر، باید میان «والد بودن» و «مالک بودن» تفاوت گذاشت. والد نسبت به کودک مسئولیت دارد، از او مراقبت می کند، هزینه های زندگی و تربیت او را بر عهده می گیرد و در بسیاری از امور قانونی نیز اختیار تصمیم گیری دارد؛ اما این اختیارات به معنای مالکیت بر شخصیت کودک نیست. فرزند، ملک والد نیست. همان طور که پدر و مادر نمی توانند صرفا با استناد به والد بودن، احساسات کودک را تحقیر کنند، نامه خصوصی او را بی دلیل بخوانند یا هویت او را مطابق میل خود بازسازی کنند، در فضای دیجیتال نیز نمی توان گفت چون عکس را والد گرفته است، پس هر نوع استفاده از آن به اختیار اوست. عکس کودک ممکن است توسط والد ثبت شده باشد، اما موضوع عکس انسانی است که خودش دارای حق، حیثیت و حریم خصوصی است.

البته این به معنای آن نیست که والد برای هر انتشار عادی عکس کودک باید مانند یک قرارداد تجاری از او اجازه کتبی بگیرد. چنین برداشتی نه عملی است و نه با واقعیت خانواده سازگار. والدین در زندگی روزمره ناچارند برای بسیاری از امور مربوط به کودک تصمیم بگیرند و در سنین پایین، کودک نیز ممکن است توانایی فهم کامل پیامدهای انتشار یک تصویر را نداشته باشد. مسئله مهم تر این است که والد در چنین تصمیم هایی خود را «امین منافع کودک» بداند، نه «صاحب تصویر کودک». این تفاوت در نگاه، کیفیت تصمیم را کاملا تغییر می دهد.

در واقع، یکی از مهم ترین مفاهیم در این بحث «مصلحت کودک» است. اگر انتشار تصویری هیچ خطر قابل توجهی برای کودک نداشته باشد، اطلاعات حساسی را فاش نکند، حیثیت او را خدشه دار نکند و با شان و منافع او تعارضی نداشته باشد، تصمیم والد با انتشار یک تصویر خانوادگی خصوصی یا عمومی تفاوت جدی پیدا می کند. اما هرچه تصویر شخصی تر، تحقیرآمیزتر یا اطلاعات همراه آن حساس تر باشد، ضرورت احتیاط بیشتر می شود. عکس کودک در لباس مدرسه که نام مدرسه و محل زندگی او را نیز نشان می دهد با عکس ساده ای از یک جشن خانوادگی یکسان نیست. تصویر کودک در حال بازی با دوستان نیز با فیلمی از گریه، بیماری، حمام، تنبیه، خشم یا یک موقعیت پزشکی کاملا متفاوت است. در همین جا باید یک خطای فرهنگی رایج را جدی گرفت: اینکه والدین گاهی «بامزه بودن» یک رفتار را با «مجاز بودن انتشار آن» اشتباه می گیرند. ممکن است گریه کودک برای والد خنده دار باشد، اما همان فیلم برای خود کودک در آینده شرم آور یا آزاردهنده باشد. ممکن است والدین از اشتباه تلفظ یک کلمه توسط کودک لذت ببرند و آن را برای دیگران منتشر کنند، اما همان کودک در سال های بعد نخواهد دوستان مدرسه یا همکاران آینده اش آن ویدئو را ببینند. کودک امروز مخاطب محدودی دارد؛ اما اینترنت می تواند مخاطب آینده ای ایجاد کند که او هنوز نمی شناسد. بنابراین مسئله فقط این نیست که «آیا کودک امروز ناراحت می شود؟» بلکه باید پرسید «آیا این انتشار ممکن است هویت، حیثیت یا اختیار کودک بر زندگی آینده خودش را محدود کند؟»

این همان نقطه ای است که مفهوم «رضایت» اهمیت پیدا می کند. رضایت کودک بسته به سن و میزان درک او باید جدی گرفته شود، اما نمی توان مسئولیت تصمیم گیری را به طور کامل بر عهده کودک گذاشت. کودک خردسال ممکن است نداند که تصویری که امروز در صفحه والد منتشر می شود، سال ها بعد نیز قابل دسترسی باشد. نوجوان اما احتمالا مفهوم شهرت آنلاین، مخاطب، بازنشر و پیامدهای اجتماعی تصویر را بهتر می فهمد. هرچه کودک بزرگ تر و آگاه تر می شود، نظر او درباره انتشار تصاویرش باید وزن بیشتری پیدا کند. اگر نوجوان صریحا بگوید «این عکس را منتشر نکن»، نادیده گرفتن چنین مخالفتی فقط به این دلیل که «من پدر یا مادرتم» از نظر تربیتی و حقوق کودک قابل دفاع نیست.

ماده ۱۲ کنوانسیون حقوق کودک نیز در اینجا اهمیت پیدا می کند؛ زیرا کودک در امور مرتبط با زندگی خود حق دارد نظرش را بیان کند و نظر او متناسب با سن و بلوغش مورد توجه قرار گیرد. بنابراین مسئله عکس هم می تواند از زاویه مشارکت کودک دیده شود. کودک موضوع تصمیم نیست؛ یکی از صاحبان حق در تصمیم است. این یعنی اگر کودک توانایی فهم موضوع را دارد، بهتر است پیش از انتشار تصویر از او پرسیده شود، توضیح داده شود که عکس قرار است کجا منتشر شود و چه کسانی ممکن است آن را ببینند و مخالفت او نیز بی اهمیت تلقی نشود. شنیدن کودک الزاما به این معنا نیست که هر بار بتواند تصمیم نهایی را وتو کند، اما قطعا به این معناست که نظر او را نمی توان هیچ تلقی کرد.

از سوی دیگر، باید به پدیده ای توجه کرد که در سال های اخیر در ادبیات حقوق کودک و مطالعات حریم خصوصی با عنوان «اشتراک گذاری والدین» شناخته می شود؛ یعنی انتشار مستمر اطلاعات، تصاویر و جزئیات زندگی کودک توسط والدین در فضای آنلاین. مشکل زمانی جدی می شود که این رفتار از یک عکس خانوادگی موردی فراتر می رود و به ساختن یک روایت دائمی از زندگی کودک تبدیل می شود: از دوران بارداری و تولد تا اولین کلمه، اولین بیماری، اولین شکست، اولین موفقیت، مدرسه، دوستان، جشن ها، سفرها و حتی لحظات بسیار خصوصی. در چنین حالتی، ممکن است والدین ناخواسته پیش از آنکه کودک خودش هویتش را بسازد، بخش قابل توجهی از هویت دیجیتال او را ساخته باشند.

هویت دیجیتال فقط نام کاربری و حساب اینستاگرام نیست. تصویری که دیگران از یک انسان در فضای آنلاین می سازند نیز بخشی از هویت دیجیتال اوست. اگر اینترنت پر از عکس های دوران کودکی فرد باشد، دیگران پیش از ملاقات با او ممکن است اطلاعات زیادی درباره گذشته اش بدانند. حتی اگر هیچ کدام از این تصاویر به تنهایی مسئله ساز نباشند، کنار هم قرار گرفتن آنها می تواند اطلاعات بسیار بیشتری تولید کند: چهره کودک، محل زندگی، مدرسه، اعضای خانواده، علایق، زمان سفر، برنامه های روزانه، دوستان و حتی الگوهای رفتاری. در عصر داده، گاهی خطر اصلی یک عکس نیست؛ ترکیب صدها قطعه اطلاعات ظاهرا بی ضرر است.

به همین دلیل است که کمیته حقوق کودک در تفسیر عمومی شماره ۲۵ بر حمایت از حریم خصوصی کودکان در محیط دیجیتال تاکید ویژه دارد و از دولت ها می خواهد سازوکارهایی برای حفاظت از داده های شخصی کودکان ایجاد کنند. این سند همچنین بر ضرورت توجه به منافع کودک در طراحی و اجرای سیاست های دیجیتال تاکید می کند و حق حریم خصوصی را در کنار سایر حقوق کودک در محیط آنلاین قرار می دهد.

از منظر حقوقی ایران نیز نمی توان گفت که حریم خصوصی کودک موضوعی کاملا بیگانه با نظام حقوقی داخلی است. قانون حمایت از اطفال و نوجوانان مصوب ۱۳۹۹ در ماده ۱۹ افشای هویت، اطلاعات و اسرار طفل یا نوجوان بزه دیده یا در وضعیت مخاطره آمیز را، در شرایط مقرر، ممنوع کرده و حتی انتشار فیلم یا عکس به نحوی که موجب ضرر یا آسیب به طفل یا نوجوان یا خانواده او شود، مورد توجه کیفری قرار داده است. این ماده مستقیما نمی گوید والدین حق ندارند هر عکس معمولی از فرزند خود را در شبکه اجتماعی منتشر کنند؛ چنین تفسیری فراتر از متن قانون خواهد بود. اما نشان می دهد که قانون گذار ایرانی نیز اطلاعات، اسرار، تصویر و هویت کودک را در موقعیت های حمایتی اموری می داند که ممکن است نیازمند حفاظت حقوقی باشند.

از سوی دیگر، «سند ملی حقوق کودک و نوجوان» مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز کودک را دارای حقوق مستقل می داند و در ماده ۵ بر رعایت مصلحت و منافع کودک در تربیت و نظارت والدین تاکید می کند. همین سند در ماده ۸، کودک و نوجوان را صاحب حقوق فکری نسبت به آثار علمی، ادبی و هنری خود می شناسد و در ماده ۱۱ بر حمایت از امنیت و کرامت کودک تاکید دارد. در آیین نامه اجرایی ماده ۶ قانون حمایت از اطفال و نوجوانان نیز «حفظ حریم خصوصی طفل و نوجوان و خانواده وی»، «مشارکت طفل و نوجوان در امور مربوط به خود و توجه به دیدگاه های وی» و «توجه به شرایط و اقتضائات سن، شخصیت و نیازهای دوران رشد» به عنوان اصول مورد توجه قرار گرفته اند. این مجموعه مقررات به ما اجازه می دهد در تحلیل حقوقی، کودک را صرفا موضوع اختیار والد ندانیم؛ بلکه او را شخصی بدانیم که مصلحت، کرامت، حریم خصوصی و دیدگاه هایش باید در تصمیم های مربوط به خودش مورد توجه قرار گیرد.

در عین حال، باید از یک افراط دیگر نیز پرهیز کرد. اینکه کودک صاحب حق حریم خصوصی است، به این معنا نیست که والدین هیچ اختیاری درباره تصویر او ندارند. خانواده نمی تواند برای هر عکس خانوادگی وارد یک فرایند حقوقی پیچیده شود. والدین در سنین پایین مسئول مراقبت و تربیت کودک اند و طبیعی است که در بسیاری از امور، از جمله ثبت و نگهداری خاطرات خانوادگی، نقش تصمیم گیرنده داشته باشند. مسئله اصلی این است که اختیار والد را باید با معیار مصلحت کودک محدود کرد. اگر انتشار یک عکس صرفا برای نمایش کودک به عنوان «دارایی خانوادگی» انجام می شود، والد باید یک لحظه مکث کند و بپرسد: آیا این کار واقعا به نفع کودک است یا فقط خواسته من است؟

این پرسش زمانی جدی تر می شود که تصویر مربوط به یک وضعیت آسیب پذیر باشد. عکس کودک در بیمارستان، عکس هنگام گریه شدید، تصویر جراحت، مشکلات جسمی، مسائل روانی، تنبیه، برهنگی یا نیمه برهنگی، اختلافات خانوادگی، شکست تحصیلی یا لحظات تحقیرآمیز را نباید صرفا به این دلیل که «خودمان پدر و مادرش هستیم» قابل انتشار دانست. در چنین مواردی، شان و کرامت کودک باید بر میل والد برای اشتراک گذاری مقدم باشد. اگر تصویری امروز خنده دار است اما احتمال دارد فردا موجب شرمندگی، تمسخر یا آزار کودک شود، ارزش انتشار آن بسیار پایین می آید.

همچنین باید میان «مخاطب محدود» و «فضای عمومی» تفاوت گذاشت. فرستادن یک عکس برای مادربزرگ یا یک گروه خانوادگی محدود با قرار دادن همان عکس در یک حساب عمومی که هزاران نفر به آن دسترسی دارند، از نظر ریسک یکسان نیست. حتی در گروه های خصوصی نیز نباید تصور کرد که عکس کاملا تحت کنترل باقی می ماند؛ اسکرین شات، ذخیره سازی و بازفرستادن همیشه ممکن است. بنابراین هرچه دامنه انتشار بزرگ تر و کنترل والد بر مخاطب کمتر باشد، مسئولیت او برای انتخاب محتوای مناسب نیز بیشتر می شود.

یکی از معیارهای بسیار مفید برای والدین این است که قبل از انتشار عکس، تصور کنند کودک بیست ساله شان روبه رویشان نشسته و همان عکس را می بیند. آیا می توانند با اطمینان بگویند: «این تصویر چیزی نیست که از دیدنش احساس تحقیر، شرمندگی یا نقض حریم خصوصی کنی»؟ البته این آزمون آینده نگرانه به معنای پیش بینی قطعی احساس کودک نیست، اما والد را وادار می کند از زاویه ای غیر از هیجان لحظه تصمیم بگیرد. زیرا مشکل انتشار دیجیتال دقیقا این است که والد در لحظه انتشار، بیشتر به احساس امروز خودش فکر می کند؛ در حالی که پیامد واقعی ممکن است سال ها بعد ظاهر شود.

در اینجا یک تفاوت مهم میان «خاطره» و «انتشار» وجود دارد. اگر والد می خواهد از لحظه ای زیبا خاطره داشته باشد، می تواند عکس را برای آرشیو خانوادگی نگه دارد. ثبت خاطره لزوما به معنای عمومی کردن آن نیست. یکی از خطاهای عصر شبکه های اجتماعی این است که میان «می خواهم این لحظه را حفظ کنم» و «می خواهم دیگران هم آن را ببینند» فاصله نمی گذاریم. در حالی که این دو تصمیم کاملا متفاوت اند. می توان صدها عکس از کودکی فرزند داشت بدون اینکه همه آنها را در اینترنت منتشر کرد.

مسئله دیگر، اطلاعات همراه عکس است. گاهی خود عکس خطر چندانی ندارد، اما کپشن همه چیز را تغییر می دهد. نوشتن نام کامل کودک، سن دقیق، نام مدرسه، محل زندگی، باشگاه ورزشی، مسیر رفت وآمد یا زمان سفر خانوادگی می تواند اطلاعاتی تولید کند که برای افراد سودجو ارزشمند باشد. عکس کودک در لباس مدرسه همراه با برچسب موقعیت مکانی و نام مدرسه، دیگر فقط یک عکس خاطره ای نیست؛ ممکن است به یک غریبه بگوید این کودک کجا درس می خواند و خانواده اش در چه محدوده ای زندگی می کنند. بنابراین حفاظت از هویت دیجیتال کودک فقط به «عکس منتشر نکنیم» خلاصه نمی شود؛ بلکه باید به مجموعه اطلاعاتی که همراه تصویر منتشر می کنیم نیز توجه داشته باشیم.

موضوع دیگری که کمتر دیده می شود، حق کودک برای بازتعریف خودش در آینده است. کودکان تغییر می کنند. چیزی که در پنج سالگی دوست دارند ممکن است در پانزده سالگی برایشان کاملا بیگانه باشد. شخصیتی که والدین از کودک در شبکه های اجتماعی ساخته اند نیز ممکن است با هویت آینده او ناسازگار باشد. اگر پدر و مادر سال ها کودک را با عنوان «بچه شیطون خانواده»، «دختر خجالتی»، «پسر خرابکار»، «بچه نابغه» یا «کودک همیشه بیمار» معرفی کرده باشند، ممکن است ناخواسته تصویری ثابت از او ایجاد کنند که کودک بعدها مجبور باشد با آن بجنگد. هویت دیجیتال نباید زندانی باشد که کودک آینده مجبور شود با آن زندگی کند.

این مسئله درباره کودکان مشهور یا کودکانی که والدینشان تولیدکننده محتوا هستند، اهمیت چند برابر دارد. وقتی تصویر کودک به بخشی از فعالیت اقتصادی یا اجتماعی والدین تبدیل می شود، مرز میان «اشتراک گذاری خانوادگی» و «استفاده از تصویر کودک برای تولید محتوا» بسیار مهم می شود. اگر حضور کودک باعث افزایش بازدید، درآمد یا شهرت صفحه والد شود، دیگر نمی توان مسئله را صرفا یک تصمیم شخصی خانوادگی دانست. در چنین شرایطی، پرسش های مربوط به رضایت، منافع کودک، کار کودک، درآمد حاصل از محتوا و حفاظت از هویت او اهمیت بیشتری پیدا می کنند. کودک نباید صرفا به دلیل اینکه والدش در فضای مجازی فعالیت اقتصادی دارد، به منبع دائمی محتوا تبدیل شود.

در چنین خانواده هایی حتی باید به یک سوال بنیادی تر فکر کرد: آیا کودک حق دارد «در معرض نمایش نبودن» را انتخاب کند؟ پاسخ اخلاقی و حقوقی به این پرسش به سن و شرایط بستگی دارد، اما اصل کرامت کودک ایجاب می کند که نمایش دائمی او در فضای عمومی را امری بدیهی تلقی نکنیم. کودک قرار نیست از بدو تولد مخاطب جمع آوری کند، برند شخصی داشته باشد یا تمام لحظات زندگی اش به محتوای قابل انتشار تبدیل شود. گاهی بهترین کاری که والد می تواند برای آینده دیجیتال کودک انجام دهد، این است که چیزی را منتشر نکند.

حتی در مورد عکس هایی که کودک ابتدا با انتشار آنها موافق است، بهتر است دامنه رضایت را روشن کرد. «می توانم این عکس را برای مادربزرگ بفرستم؟» با «می توانم آن را در صفحه عمومی بگذارم؟» یک سوال نیست. «می توانم عکس را در گروه خانوادگی منتشر کنم؟» با «می توانم آن را در یک صفحه عمومی یا تجاری قرار دهم؟» تفاوت دارد. رضایت واقعی باید تا حد امکان متناسب با نوع استفاده باشد. نوجوانی که با ارسال یک عکس برای گروه خانوادگی موافق است، لزوما با قرار گرفتن همان عکس در یک صفحه عمومی موافق نیست.

در این میان، والد باید به کودک نیز آموزش دهد که حریم خصوصی فقط حق خودش نیست؛ حریم خصوصی دیگران هم هست. اگر والد برای انتشار عکس دوست کودک از او اجازه می گیرد، در واقع یک درس مهم حقوقی و اجتماعی به فرزندش می دهد: «آدم ها صاحب حریم شخصی خود هستند و ما نمی توانیم بدون توجه به خواست آنها، زندگی شان را منتشر کنیم.» این آموزش بسیار ارزشمندتر از صدها توصیه درباره امنیت اینترنت است، زیرا کودک را از یک مصرف کننده صرف فناوری به یک شهروند مسئول دیجیتال تبدیل می کند.

اصل ۲۵ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز در سطح کلی، مصونیت مکاتبات و ارتباطات خصوصی را به رسمیت می شناسد و بازرسی، افشا و تجسس را جز به حکم قانون ممنوع اعلام می کند. این اصل مستقیما قاعده ای درباره انتشار عکس کودک توسط والدین ایجاد نمی کند، اما در کنار سایر قواعد حقوقی نشان می دهد که حریم خصوصی در نظام حقوقی ایران یک ارزش بی اعتبار یا صرفا اخلاقی نیست. از سوی دیگر، قانون حمایت از اطفال و نوجوانان و آیین نامه اجرایی آن نیز به صراحت از حریم خصوصی کودک و محرمانگی اطلاعات او سخن گفته اند. بنابراین نمی توان گفت که انتشار هر نوع اطلاعات یا تصویر کودک صرفا یک «تصمیم شخصی والدین» است که هیچ ملاحظه حقوقی ندارد.

البته از نظر حقوقی باید دقیق بود و میان «اصل حمایت از حریم خصوصی کودک» و «وجود یک ممنوعیت کیفری عام برای هر انتشار عکس کودک توسط والد» تفاوت گذاشت. حقوق ایران در حال حاضر قاعده ای ساده و فراگیر به این معنا ندارد که والد برای انتشار هر عکس فرزند خود حتما باید رضایت کودک را دریافت کند و در صورت عدم رضایت مرتکب جرم می شود. بنابراین نمی توان چنین نتیجه ای را بدون مستند قانونی بیان کرد. اما نبودن یک ممنوعیت کیفری عام به معنای بی حد و مرز بودن اختیار والد نیز نیست. در تصمیم گیری درباره کودک همچنان باید مصلحت، کرامت، حریم خصوصی، امنیت و حقوق او را در نظر گرفت و در موارد خاص، بسته به محتوای تصویر، نحوه انتشار و آسیبی که ایجاد شده است، قواعد کیفری یا مدنی دیگری ممکن است مطرح شوند.

به بیان دیگر، پرسش اصلی والد نباید این باشد که «آیا قانون مرا از انتشار این عکس منع کرده است؟» بلکه بهتر است یک قدم جلوتر برود و بپرسد: «آیا من به عنوان والد، حق دارم این تصمیم را به نفع فرزندم بدانم؟» حقوق کودک همیشه با مجازات شروع نمی شود. گاهی یک رفتار ممکن است جرم نباشد، اما همچنان از منظر اخلاق والدگری و حقوق کودک تصمیم مناسبی نباشد. همان طور که هر رفتار نامناسبی در خانواده الزاما جرم نیست، هر رفتار غیرکیفری نیز الزاما بهترین رفتار برای کودک نیست.

این نگاه، والد را از یک «مالک تصویر» به یک «امین هویت کودک» تبدیل می کند. امین کسی نیست که هر کاری با مال خود می کند؛ کسی است که باید در تصمیم هایش منافع صاحب حق را در نظر بگیرد. اگر چنین نگاهی جا بیفتد، شاید قبل از انتشار هر عکس، چند سوال ساده اما جدی از خود بپرسیم: آیا این تصویر اطلاعات حساسی درباره کودک آشکار می کند؟ آیا ممکن است باعث شرمندگی یا تمسخر او شود؟ آیا کودک می تواند پیامد انتشار را بفهمد؟ اگر می تواند، نظرش چیست؟ آیا انتشار آن برای آینده او فایده ای دارد یا فقط برای من و مخاطبانم جذاب است؟ آیا لازم است تصویر عمومی باشد یا می توان آن را خصوصی نگه داشت؟ آیا اطلاعاتی مثل نام مدرسه، محل زندگی یا موقعیت مکانی همراه آن قرار گرفته است؟ و مهم تر از همه، اگر ده سال دیگر خود کودک از من بپرسد «چرا این را منتشر کردی؟»، آیا پاسخ خوبی برایش دارم؟

این پرسش آخر شاید از همه مهم تر باشد. زیرا کودک امروز نمی تواند تمام مخاطبان فردای خود را بشناسد. ممکن است عکس کودکی او روزی توسط همکلاسی، کارفرما، شریک عاطفی، دوست یا حتی فردی ناشناس دیده شود. اینترنت حافظه ای دارد که از حافظه انسان بسیار طولانی تر است. بنابراین والد باید در برابر وسوسه «فقط یک عکس است» مقاومت کند. یک عکس شاید فقط یک عکس باشد؛ اما وقتی وارد شبکه ای از داده ها، حساب ها، جست وجوها و بازنشرها می شود، می تواند بخشی از داستان دیجیتال زندگی یک انسان شود.

در نهایت، مسئله این نیست که والدین دیگر حق ندارند از فرزندانشان عکس بگیرند یا خاطرات خانوادگی را ثبت کنند. مسئله این است که باید میان «ثبت خاطره» و «انتشار هویت» تفاوت بگذاریم. کودک برای اینکه از محبت والدین برخوردار باشد، مجبور نیست در اینترنت دیده شود. برای اینکه والدین به او افتخار کنند، لازم نیست تصویرش را عمومی کنند. و برای اینکه یک لحظه زیبا حفظ شود، لازم نیست آن لحظه به بخشی از زندگی عمومی کودک تبدیل شود.

شاید پاسخ درست به سوال «آیا والدین مالک تصویر فرزندشان در اینترنت اند؟» این باشد: نه؛ والد مالک کودک نیست و تصویر کودک نیز صرفا به دلیل اینکه در اختیار والد قرار گرفته، به ملک خصوصی او تبدیل نمی شود. والد مسئول مراقبت از کودک است و در بسیاری از امور حق تصمیم گیری دارد، اما این اختیار باید در جهت مصلحت و کرامت کودک اعمال شود. هرچه کودک بزرگ تر می شود، حق او برای مشارکت در تصمیم درباره تصویر و اطلاعات خودش نیز اهمیت بیشتری پیدا می کند. و هرچه تصویر خصوصی تر، حساس تر یا ماندگارتر باشد، مسئولیت والد در خودداری از انتشار آن بیشتر است.

در عصر دیجیتال، شاید یکی از زیباترین شکل های مراقبت از کودک این باشد که والد گاهی گوشی را کنار بگذارد، عکس را نگیرد یا اگر عکس گرفته است، آن را برای خودش نگه دارد. بعضی خاطرات لازم نیست دیده شوند تا ارزشمند باشند. بعضی لحظه ها حق دارند فقط متعلق به خانواده بمانند و بعضی تصاویر بهتر است اصلا به اینترنت سپرده نشوند. کودک روزی بزرگ می شود و حق دارد داستان زندگی خودش را تا حد امکان خودش روایت کند. والد خوب کسی نیست که زیباترین تصویر ممکن را از فرزندش برای دیگران بسازد؛ کسی است که مراقب باشد وقتی کودک بزرگ شد، هنوز بخش مهمی از حق انتخاب درباره اینکه «چه کسی هستم و دیگران درباره من چه می دانند» برای خودش باقی مانده باشد.