از «دژموک» تا دیشموک: خوانش انسان شناختی هویت مکانی و فرهنگی ایل بهمئی

4 مهر 1405 - خواندن 8 دقیقه - 89 بازدید

مقدمه

نام ها در جوامع ایلی، صرفا برچسب های جغرافیایی نیستند؛ آن ها حافظه تاریخی، ساختار اجتماعی و نظام معنایی یک گروه انسانی را در خود حمل می کنند. نام «دیشموک» نیز از این قاعده مستثنا نیست. این نام که در اصل «دژموک» به معنای «دژ محکم» بوده، پس از حمله اعراب به ایران ساسانی به «دشموک» و سپس «دیشموک» تغییر یافته است. این تحول زبانی، خود روایتی فشرده از تحولات تاریخی، مقاومت مکانی و تداوم هویتی مردمانی است که در غربی ترین نقطه استان کهگیلویه و بویراحمد، در همسایگی خوزستان و چهارمحال و بختیاری، زیست می کنند. دیشموک امروز شهری است با جمعیت شهری حدود ۵٬۷۹۱ نفر و جمعیت بخشی بالغ بر ۲۰٬۷۴۶ نفر، که مردم آن از ایل بزرگ بهمئی (شاخه سردسیری) و به گویش لری بهمئی سخن می گویند.

پرسش کلیدی این مقاله آن است که هویت مکانی و فرهنگی ایل بهمئی در دیشموک، چگونه از خلال نام گذاری، ساختار ایلی، آثار تاریخی و چالش های ساختاری بازتولید می شود و این هویت در مواجهه با محرومیت مزمن چه سرنوشتی یافته است؟

یکم: نام به عنوان سند هویت مکانی

ریشه شناسی نام دیشموک، نخستین لایه از هویت مکانی این سرزمین را آشکار می کند. واژه «دژموک» ترکیبی است از «دژ» به معنای قلعه و استحکامات، و پسوند «موک» که در گویش های ایرانی غربی، تصغیر و تحبیب را می رساند. بنابراین «دژموک» نه یک قلعه عظیم، بلکه «دژ کوچک و محکم» معنا می دهد. این نام گذاری، بیانگر دو واقعیت است: نخست، موقعیت دفاعی منطقه در گذشته ای دور که آن را به یک نقطه استراتژیک در مرزهای تمدنی زاگرس بدل کرده بود؛ دوم، پیوند ناگسستنی هویت این سرزمین با قلعه ای که هنوز در مرکز شهر پابرجاست. تغییر تدریجی «دژموک» به «دشموک» و سپس «دیشموک» نیز خود روایتی از تحولات زبانی و تاریخی است: حمله اعراب و فروپاشی ساسانیان، نه فقط ساختار سیاسی، بلکه ساختار نام گذاری مکانی را نیز دگرگون کرد. با این حال، هسته معنایی «دژ» در نام باقی ماند؛ گویی مردمان این سرزمین، هویت دفاعی و مکانی خود را حتی در برابر تغییرات تاریخی حفظ کرده اند.

دوم: ساختار ایلی بهمئی به عنوان نظام سازمان دهنده هویت

مردم دیشموک از ایل بزرگ بهمئی هستند که پس از ایل بویراحمد، دومین ایل بزرگ استان کهگیلویه و بویراحمد محسوب می شود. ایل بهمئی به دو شاخه «احمدی» و «محمدی» تقسیم می شود که بهمئی احمدی نیمه جنوبی و بهمئی محمدی نیمه شمالی منطقه را پوشش می دهند. نظام رده بندی اجتماعی این ایل بر پایه ساختاری سلسله مراتبی استوار است: ایل، طایفه، تیره، تش، اولاد، مال و خانوار. طوایف اصلی ساکن در دیشموک شامل عالی محمد، علاءالدینی، کمایی، محمدموسایی، نری میسا، نوروزی و... است. این ساختار، صرفا یک نظام خویشاوندی نیست، بلکه یک نظام سازمان دهنده هویت است: هر فرد، جایگاه خود را در شبکه ای از روابط خویشاوندی، تعهدات متقابل و مرزهای گروهی می یابد. زبان مردم، لری با گویش بهمئی است که برخی پژوهشگران آن را دنباله زبان اوستایی دانسته اند. دین و مذهب تمام مردم بهمئی، اسلام و شیعه دوازده امامی است و اعتقاد عمیقی به ائمه اطهار و سادات دارند. این عناصر (ساختار ایلی، زبان و مذهب) سه ستون هویت فرهنگی بهمئی را شکل می دهند که در طول قرون، در برابر تغییرات بیرونی مقاومت کرده اند.

سوم: آثار تاریخی به عنوان حافظه مادی هویت

هویت مکانی و فرهنگی ایل بهمئی در آثار تاریخی منطقه تجسم مادی یافته است. مهم ترین این آثار، قلعه دیشموک است با ابعاد تقریبی ۲۵۰×۲۵۰ متر و ارتفاع ۲۵ متر که بر بلندای صخره ای گچی در غرب شهر واقع شده است. قدمت لایه های زیرین آن به دوره اشکانی و ساسانی می رسد، بافت معماری جدید آن به دوره های زندیه و قاجاریه تعلق دارد، و حیاط غربی آن به دوره اول پهلوی بازمی گردد. راهروهای زیرزمینی آن بیش از ۲۰۰ متر طول دارد که برای تامین آب آشامیدنی ساکنان و راه ورودی قلعه استفاده می شده است. قلعه شاه منصور در روستای لیراب نیز که سفال ها و بافت معماری آن از عصر اشکانی و ساسانی حکایت دارد، نشانه ای دیگر از تداوم استقرار انسان در این سرزمین است. گور دخمه یا «برد دالو» در کوه بر فراز شهر نیز از آثار کهن این منطقه است. این آثار نشان می دهد دیشموک در گذشته ای نه چندان دور، نه یک «حاشیه» منزوی، بلکه بخشی از شبکه تمدنی زاگرس بوده است. تخریب ضلع جنوبی قلعه دیشموک در بهار ۱۳۹۳ بر اثر بارش باران و ترک خوردگی، و عدم اقدام سازمان میراث فرهنگی برای مرمت آن، خود نشانه ای از گسست میان هویت مادی و سیاست های حفاظتی است.

چهارم: فرهنگ شفاهی به عنوان حافظه معنایی هویت

هویت بهمئی نه فقط در ساختار ایلی و آثار تاریخی، بلکه در فرهنگ شفاهی آن نیز بازتولید می شود. «سرو» یا «شروه»، سروخوانی زنان بهمئی، یکی از سوزناک ترین آواهای محلی ایران توصیف شده است. «یاریار بهمئی» نیز از آوازهای کهن قوم لر است که از فطرت پاک نیاکان سرچشمه گرفته و بخشی از هویت فرهنگی ایل بهمئی را تشکیل می دهد. بازی های محلی مانند «الختر»، «چوکلی»، «کوس» و «کل کله برد» نیز نه فقط سرگرمی، بلکه آیین های اجتماعی سازی و انتقال ارزش های ایلی هستند. این فرهنگ شفاهی، حافظه معنایی ایل را در برابر فرسایش تاریخی حفظ می کند. اما نکته قابل تامل آن است که همین فرهنگ، «غم» و «سوگ» را در مرکز خود جای داده است. سروخوانی زنان، آوازی سوزناک است؛ و این سوزناکی، در شرایط محرومیت مزمن، به یک الگوی فرهنگی پایدار بدل شده که می تواند با آسیب های اجتماعی مانند خودکشی و خودسوزی زنان پیوند یابد.

پنجم: چالش ساختاری و آینده هویت

هویت بهمئی در دیشموک، در مواجهه با چالشی ساختاری قرار دارد: انزوای جغرافیایی و محرومیت مزمن. فقدان راه های مناسب، اساسی ترین مشکل منطقه توصیف شده است. بخشدار دیشموک می گوید: «شاه کلید همه این گرفتاری ها یک چیز است: راه». جاده های منتهی به دیشموک از هر سه جهت باریک، پرپیچ وخم و کوهستانی اند و در زمستان ارتباط برخی روستاها کاملا قطع می شود. این انزوای جغرافیایی، پیامدهای عمیقی برای هویت فرهنگی دارد: ترک تحصیل دختران، ازدواج زودهنگام، مهاجرت جوانان به خوزستان و فارس، و خالی شدن روستاها. در چنین شرایطی، پرسش از آینده هویت بهمئی در دیشموک، پرسشی جدی است. آیا این هویت می تواند در برابر فشار مهاجرت و فرسایش ساختاری مقاومت کند؟ پاسخ، به میزان توانایی سیاست های توسعه ای در پیوند دادن «هویت» با «معیشت» بستگی دارد.

نتیجه گیری

دیشموک، از «دژموک» تا امروز، سرزمینی است که هویت مکانی و فرهنگی ایل بهمئی را در لایه های نام، ساختار ایلی، آثار تاریخی و فرهنگ شفاهی خود حمل می کند. این هویت، محصول تداوم تاریخی است: از دوره اشکانی و ساسانی تا امروز، مردمان این سرزمین ساختار اجتماعی، زبان و آیین های خود را حفظ کرده اند. با این حال، این هویت در مواجهه با محرومیت ساختاری و انزوای جغرافیایی، در معرض فرسایش قرار دارد. تخریب قلعه دیشموک، مهاجرت جوانان، ترک تحصیل دختران و آسیب های اجتماعی مانند خودسوزی، همه نشانه هایی از فشار ساختاری بر این هویت هستند. هر سیاست توسعه ای در دیشموک، اگر بخواهد پایدار باشد، باید هویت ایلی و فرهنگی بهمئی را نه به عنوان مانع، بلکه به عنوان سرمایه اجتماعی در نظر بگیرد. راه دیشموک، پیش از آنکه راه آسفالت باشد، راه پیوند «هویت» با «معیشت» است.