محمد فروهر
32 یادداشت منتشر شدهرهبری مثبت گرا: گذر از اسطوره قهرمان به مدل تسهیلگری در سازمان های آموزشی
رهبری مثبت گرا: گذر از اسطوره قهرمان به مدل تسهیلگری در سازمان های آموزشی

مقدمه: پایان عصر رهبران تنها
در طول دهه های متمادی، تصور ما از «رهبر موفق» با تصویر فردی کاریزماتیک، مقتدر و دانای کل گره خورده بود. در این الگوی سنتی که آن را رهبری «قهرمانانه» می نامیم، سازمان ها به مثابه کشتی هایی تصویر می شدند که تنها با سکان داری یک ناخدای نابغه به مقصد می رسیدند. اما دنیای پیچیده و غیرقابل پیش بینی امروز، این مدل را به چالش کشیده است. سازمان های آموزشی، به ویژه مدارس، دیگر نمی توانند بر نبوغ یک فرد تکیه کنند. پژوهشگران حوزه رهبری، از جمله فرهولم (۱۹۹۱)، استدلال می کنند که تداوم اصرار بر این مدل، مانع رشد سازمان است. گذار به عصر پسا-قهرمانی، نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی برای بقا و شکوفایی است. در این گذار، «رهبری مثبت گرا» نقشی کلیدی ایفا می کند؛ چرا که بستری فراهم می سازد تا قدرت از فرد به شبکه منتقل شود.
کالبدشکافی رهبری قهرمانانه و محدودیت های آن
رهبری قهرمانانه ریشه در نظریات قدیمی «مرد بزرگ» دارد؛ نظریه ای که معتقد بود تاریخ و سازمان ها محصول اراده و توانایی های استثنایی رهبران است. در این پارادایم، پیروان به جای مشارکت کنندگان فعال، به «اجراکنندگان» تقلیل می یافتند. والدمن و همکاران (۲۰۰۱) نشان دادند که این سبک، اگرچه در بحران های آنی ممکن است اثربخش باشد، اما در بلندمدت منجر به فرسودگی رهبر و ایجاد وابستگی ناسالم در سازمان می شود. مشکل اصلی اینجاست: وقتی همه تصمیمات از بالا به پایین دیکته می شود، لایه های میانی سازمان و معلمان، «عاملیت» خود را از دست می دهند. در مدارس، این وضعیت باعث می شود خلاقیت آموزشی قربانی دستورات اداری شود. رهبر قهرمان، سدی در برابر ظهور خرد جمعی است.
ظهور رهبری مثبت گرا: پارادایم جدید تسهیلگری
رهبری مثبت گرا در اینجا به عنوان راهکار اصلی ظاهر می شود. برخلاف مدل قهرمان که بر «اصلاح ضعف ها» و «کنترل انحرافات» تمرکز دارد، رهبری مثبت گرا بر «شکوفایی توانمندی ها» تاکید می کند. کوزز و پوزنر (۱۹۹۹) با شناسایی رفتارهای کلیدی نظیر «به چالش کشیدن فرآیند» و «توانمندسازی دیگران برای اقدام»، عملا زیربنای تغییر پارادایم را بنا نهادند. در این رویکرد، رهبر، معمار بستر است. او وظیفه دارد امنیت روانی ایجاد کند تا همکاران نه از سر ترس، بلکه از سر اشتیاق و مسئولیت پذیری اقدام کنند. رهبری مثبت گرا، «عاملیت» افراد را به رسمیت می شناسد. این رهبران، با انتقال قدرت، اعتماد را بازسازی می کنند و به جای ایجاد وابستگی، «استقلال مسئولانه» را ترویج می دهند.
پیوند رهبری مثبت گرا و مدل پسا-قهرمانی
چگونه رهبری مثبت گرا، گذار به مدل پسا-قهرمانی را تسهیل می کند؟ پاسخ در تغییر جایگاه رهبر است. در مدل پسا-قهرمانی، رهبر دیگر ستاره نمایش نیست، بلکه کارگردانی است که صحنه را برای درخشش دیگران آماده می کند. رهبر مثبت گرا با «توزیع عاملیت»، مرزهای سنتی قدرت را می شکند. او می داند که برای حل مسائل پیچیده مدرسه، به دانش توزیع شده نیاز دارد. به همین دلیل، ابزارهایی مانند «توسعه مهارت همکاران» و «ترسیم چشم انداز مشترک» را به کار می گیرد. این دقیقا همان جایی است که نظریات فرهولم درباره «مدل رهبر توسعه دهنده» با اصول روانشناسی مثبت در سازمان تلاقی می کند. رهبر در اینجا به معنای تسهیلگری است که با حذف موانع، اجازه می دهد توانمندی های نهفته در ساختار آموزشی شکوفا شود.
گام های عملی برای مدیران مدارس
برای انتقال از مدل قهرمان به مدل پسا-قهرمانی با تکیه بر رهبری مثبت گرا، مدیران باید سه تغییر رفتاری بنیادین را مد نظر قرار دهند:
اول، بازتعریف مسئولیت: از «کنترل عملکرد» به «حمایت از رشد». رهبر باید بداند که مسئولیت او، نه رصد لحظه ای معلمان، بلکه ایجاد بستر امن برای یادگیری آن هاست.
دوم، ترویج مشارکت: ساختارهای سلسله مراتبی را به شبکه های هم افزا تبدیل کنید. اجازه دهید تیم های کوچک و تخصصی درباره بخش های مختلف آموزش تصمیم گیری کنند. این همان «توانمندسازی برای اقدام» است که کوزز و پوزنر بر آن تاکید دارند.
سوم، پرورش فرهنگ سپاس و قدردانی: سازمان های قهرمان محور، سازمان های «بدهکار» هستند؛ یعنی معلمان همیشه بدهکار دستورات رهبرند. اما در رهبری مثبت گرا، با تشویق قلب ها و تقدیر از تلاش های خرد، سازمان به فضایی سرشار از انگیزه درونی تبدیل می شود.
نتیجه گیری
تغییر پارادایم از رهبری قهرمانانه به پسا-قهرمانی، حرکتی به سمت بلوغ سازمانی است. رهبری مثبت گرا، نقشه ی راه این سفر است. این رویکرد به ما می آموزد که قدرت، منبعی محدود نیست که رهبر باید آن را نزد خود حفظ کند؛ بلکه منبعی است که با تقسیم کردن آن، چند برابر می شود. مدارس آینده، سازمان هایی هستند که در آن ها «عاملیت معلم» و «هوشمندی مدیر» در هم تنیده شده است. ما نه به قهرمانانی که همه پاسخ ها را می دانند، بلکه به تسهیلگرانی نیاز داریم که با خلق محیطی امن، بستر پاسخ جویی جمعی را فراهم می کنند. این همان تحولی است که نظام آموزشی امروز به شدت به آن نیاز دارد.
برای مطالعه بیشتر درباره رهبری مثبت گرا نگاه کنید به:
1. رهبری مثبت گرا: استراتژی هایی برای عملکرد فوق العاده. نوشته کیم کامرون. ترجمه رضا هویدا، محمد فروهر و عبدالرسول جمشیدیان. اصفهان، انتشارات پیام علوی.(1390)
2. خلق سازمان الهام بخش با استفاده از رهبری مثبت گرا و توانمندکاوی. نوشته سارا لوئیس، ترجمه محمد فروهر، عبدالرسول جمشدیان و مریم قانع نیا. تهران. انتشارات پتروشیمی (1393)
3. رهبری مثبت گرا در مدارس: ایجاد ظرفیت و تقویت روابط. جوزف مورفی و کارن لویس. ترجمه محمد فروهر، رضا هویدا و محمدباقر روزگار. تهران، انتشارات ارجمند (زیر چاپ).
محمد فروهر
دکتری مدیریت آموزشی
توسعه گر و مشاور توانمندی رهبران آموزشی.
تخصص: رهبری مثبت گرا، تحول فرهنگ سازمانی و یادگیری مبتنی بر توانمندی.
تلفن مستقیم: ۰۹۱۲۰۲۴۳۶۲۷
همکاری: آماده پذیرش پروژه های مشاوره و آموزش سازمانی.