حقوق بین الملل و حق شنیده شدن
«روز جهانی گوش دادن ؛ حق شنیده شدن در پرتو اسلام، قرآن و حقوق بین الملل »
( یک مسئولیت اجتماعی ، الهی و بین المللی در عصر مدرن )
به مناسبت روز جهانی گوش دادن ( شنیدن ) ، ۱۶ سپتامبر / ۲۵ شهریور ماه
نویسنده : سید کیهان اسدی
پژوهشگر حقوق بین الملل و مدرس دانشگاه
S.kayhanasadi@gmail.com

مقدمه :
روز جهانی گوش دادن ( شنیدن ) نه صرفا یادآور یک مهارت فردی، بلکه بازتاب دهنده یکی از بنیادین ترین نیازهای جامعه بشری است؛ یعنی شنیدن و درک متقابل. و همچنین یک مسئولیت اجتماعی بسیار مهم نسبت به شهروندان و مسئولان در جامعه می باشد ، جامعه ای که در آن گوش ها تنها برای شنیدن صداها به کار می رود، اما درک و توجه به پیام ها وجود ندارد، جامعه ای است در معرض بحران اعتماد، شکاف اجتماعی و فروپاشی ارتباطی. امروز بیش از هر زمان دیگر باید به گوش دادن نه تنها به عنوان یک مهارت فردی، بلکه به مثابه یک مسئولیت اجتماعی، حقوقی و سیاسی نگریست.
در جامعه مدنی، « گوش دادن » با مفهوم رعایت قانون، شنیدن صدای مردم، و احترام به حقوق شهروندان گره خورده است. در حالی که مردم عموما به قوانین گوش فرا می دهند و تلاش می کنند تا نظم اجتماعی حفظ شود، متاسفانه یکی از معضلات جدی، بی توجهی برخی مسئولان به قوانین، مقررات و مطالبات جامعه است. این نابرابری در شنیدن، چرخه اعتماد اجتماعی را می شکند و بحران مشروعیت و کارآمدی به دنبال می آورد.
بخش اول: گوش دادن در زندگی فردی و اجتماعی
گوش دادن، پایه ای ترین عنصر گفت وگو است. در زندگی فردی، گوش دادن به خانواده، دوستان و همکاران موجب پیوند عاطفی، اعتماد و کاهش سوءتفاهم می شود. در سطح اجتماعی، این مهارت به شکلی عمیق تر مطرح می شود؛ گوش دادن به قوانین، مقررات، حقوق شهروندان و سخن مردم، اساس هر نظام مردم سالار و مدنی است.
جامعه ای که شهروندانش به قوانین گوش می دهند، اما مسئولانش از شنیدن انتقادات و پیشنهادات مردم سر باز می زنند، در واقع جامعه ای با ارتباط یک طرفه است. چنین جامعه ای دیر یا زود با بحران مشروعیت و گسست اجتماعی روبه رو خواهد شد.
بخش دوم: مردم و گوش دادن به قوانین
بخش مهمی از انسجام اجتماعی ناشی از تعهد شهروندان به قانون است. رعایت مقررات رانندگی، پرداخت مالیات، احترام به حقوق دیگران و مشارکت در انتخابات، همگی نشان دهنده گوش دادن مردم به صدای قانون است. این رفتار شهروندی نوعی سرمایه اجتماعی تولید می کند و پایه های نظم و امنیت جامعه را تقویت می سازد.
با این حال، شهروندان زمانی با میل و رغبت به قانون گوش می دهند که مطمئن باشند مسئولان نیز به همان اندازه به قانون وفادار هستند و خود را ملزم به رعایت آن می دانند. فقدان این تقارن، احساس تبعیض و بی عدالتی ایجاد می کند.
بخش سوم: مسئولان و گوش دادن به مردم
یکی از اصول بنیادین جامعه مدنی این است که مسئولان باید نه تنها مجری قانون، بلکه شنونده ی مطالبات مردم باشند. گوش دادن به مردم به معنای شنیدن مشکلات معیشتی، دغدغه های جوانان، خواسته های زنان، نیازهای کارگران و کشاورزان، و صدای خاموش حاشیه نشینان است.
اما واقعیت تلخ این است که در بسیاری از موارد، مسئولان بیش از آنکه شنونده باشند، سخنران اند. آنان بیشتر به بازگو کردن دستاوردها، طرح ها و وعده ها می پردازند و کمتر به شنیدن نقدها و دردهای واقعی مردم توجه می کنند. این یک سویه بودن ارتباط، باعث بی اعتمادی اجتماعی و گسترش شکاف میان مردم و حاکمیت می شود.
بخش چهارم: آسیب شناسی – گوش ندادن به قانون و مردم، بیماری مزمن جامعه مدنی
مشکل اساسی جامعه مدنی امروز، گوش ندادن بخشی از مسئولان به قانون و به صدای مردم است. این بی اعتنایی در چند سطح بروز پیدا می کند:
1. بی اعتنایی به قوانین و مقررات: هنگامی که برخی مسئولان خود را فراتر از قانون بدانند و مصونیت عملی برای خود قائل شوند، نه تنها نظم اجتماعی تضعیف می شود، بلکه الگوی نادرستی برای جامعه ایجاد می شود.
2. بی توجهی به خواسته های مردمی: نادیده گرفتن اعتراضات و انتقادات مسالمت آمیز، موجب سرکوب اعتماد و افزایش ناامیدی اجتماعی می گردد.
3. فرهنگ تک گویی به جای گفت وگو: جامعه ای که در آن مسئولان فقط می خواهند شنیده شوند و خود گوش نمی دهند، به سوی استبداد ارتباطی و انحصار قدرت پیش می رود.
4. بحران اعتماد اجتماعی: نتیجه نهایی این چرخه معیوب، شکاف بین مردم و حاکمیت است که بازسازی آن بسیار دشوار خواهد بود.
بخش پنجم : اسناد بین المللی و اقدامات سازمان ملل متحد درباره « حق شنیده شدن »
اگرچه در معاهدات بین المللی اصطلاح « گوش دادن » به طور مستقیم کمتر به کار رفته است، اما مفهوم آن به صورت گسترده در قالب «حق شنیده شدن»، « حق مشارکت » و « حق آزادی بیان » انعکاس یافته است. این اسناد نشان می دهند که گوش دادن به مردم و گروه های اجتماعی، نه فقط یک وظیفه اخلاقی، بلکه یک تعهد حقوقی برای دولت ها محسوب می شود.
۱. اعلامیه جهانی حقوق بشر ( ۱۹۴۸ )
در ماده ۱۹ این اعلامیه، حق آزادی بیان و تبادل اطلاعات به رسمیت شناخته شده است. این اصل نه تنها به معنای حق سخن گفتن، بلکه الزام دولت ها به شنیدن صدای مردم و فراهم آوردن بستر گفت وگوست.
۲. میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی ( ۱۹۶۶ )
در مواد ۱۹ و ۲۵، حق مشارکت شهروندان در زندگی عمومی و حق دسترسی آزادانه به اطلاعات مورد تاکید قرار گرفته است. این مفاد در عمل یعنی دولت ها باید به مردم گوش دهند، نظرات آن ها را در تصمیم گیری ها دخیل کنند و امکان نقد آزادانه را فراهم سازند.
۳. کنوانسیون حقوق کودک ( ۱۹۸۹ )
ماده ۱۲ این کنوانسیون، حق شنیده شدن کودکان را به عنوان یک اصل بنیادین به رسمیت می شناسد. بر اساس این ماده، کودکان باید در موضوعات مربوط به خود، فرصت بیان نظر داشته باشند و بزرگسالان و دولت ها موظف به گوش دادن جدی به آنان هستند.
۴. کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت ( ۲۰۰۶ )
در این معاهده نیز حق مشارکت کامل افراد دارای معلولیت در جامعه و شنیده شدن صدای آن ها مورد توجه قرار گرفته است. این سند بر ضرورت ایجاد کانال های ارتباطی موثر برای شنیدن صدای اقشار آسیب پذیر تاکید دارد.
اقدامات سازمان ملل متحد :
سازمان ملل متحد همواره گوش دادن را به عنوان بخشی از فرهنگ صلح و گفت وگو ترویج کرده است. برخی از اقدامات مهم عبارت اند از:
1. یونسکو: در اسناد و برنامه های آموزشی خود، بارها بر اهمیت گوش دادن به فرهنگ ها، زبان ها و روایت های متنوع بشری برای تحقق گفت وگوی تمدن ها تاکید کرده است.
2. برنامه های توسعه ملل متحد ( UNDP ): یکی از رویکردهای کلیدی UNDP، شنیدن صدای جوامع محلی در فرآیند توسعه پایدار است تا سیاست ها تنها از بالا به پایین نباشند.
3. شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد : این شورا با بررسی گزارش های ادواری کشورها ( UPR )، در واقع مکانیسمی برای شنیدن صدای جامعه مدنی و گروه های مردمی فراهم می کند.
4. اهداف توسعه پایدار ( SDGs ): به ویژه در هدف ۱۶ ( صلح، عدالت و نهادهای قوی )، سازمان ملل متحد بر ضرورت مشارکت همگانی، شنیده شدن نظرات و تقویت سازوکارهای پاسخگویی تاکید دارد.
بخش ششم : دیدگاه اسلام و قرآن کریم درباره حق شنیده شدن
اسلام به عنوان دینی که بر عدالت، مشورت و کرامت انسانی تاکید دارد، مقوله « شنیدن » را نه تنها یک مهارت ارتباطی، بلکه یک وظیفه اخلاقی و الهی می داند. در قرآن کریم و سیره پیامبر اکرم ( ص ) و ائمه اطهار( ع )، توجه به سخن مردم و شنیدن صدای ضعفا و مظلومان جایگاه ویژه ای دارد.
۱. قرآن کریم و فضیلت گوش دادن
قرآن کریم در موارد متعدد گوش دادن را نشانه ایمان و عقلانیت معرفی می کند. در آیه ۱۸ سوره زمر آمده است:
« الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه »
یعنی « کسانی که سخن را می شنوند و بهترین آن را پیروی می کنند ».
این آیه نشان می دهد که شنیدن، مقدمه انتخاب آگاهانه و عقلانی است. جامعه ای که سخن ها را نشنود و تنها یک صدا را تقویت کند، از مسیر رشد و حقیقت منحرف می شود.
۲. اصل مشورت و شنیدن مردم
اسلام، مشورت را به عنوان یکی از اصول حکمرانی عادلانه معرفی می کند:
« و امرهم شوری بینهم » ( شوری، ۳۸ )
مشورت بدون گوش دادن به نظر مردم معنایی ندارد. بر این اساس، مسئولان در نگاه اسلام موظف اند صدای مردم را بشنوند و در تصمیم گیری ها آن را لحاظ کنند.
۳. حق مظلوم در شنیده شدن
پیامبر اکرم( ص ) در روایتی فرمودند: « اتقوا دعوه المظلوم فانها مستجابه »؛ یعنی « از دعای مظلوم بپرهیزید که مستجاب است ». این سخن، نشان دهنده اهمیت گوش دادن به صدای مظلومان است. حتی اگر در دنیا صدای آنان شنیده نشود، در پیشگاه الهی شنیده خواهد شد.
۴. عدالت و گوش دادن به همه اقشار
اسلام عدالت را در گرو رعایت حقوق همه افراد جامعه می داند. عدالت زمانی تحقق می یابد که صدای همه گروه ها از نخبگان گرفته تا محرومان شنیده شود. امام علی( ع ) در نامه معروف خود به مالک اشتر، حاکم مصر، تاکید می کنند که مسئولان باید به مردم عادی و ضعیف ترین اقشار جامعه توجه ویژه کنند و سخن آنان را بشنوند.
۵. تحلیل معاصر
در جهان امروز ، « حق شنیده شدن » در قالب حقوق بشر و حقوق بین الملل مطرح است. اما اسلام قرن ها پیش این اصل را بنیان نهاده بود. در واقع، گوش دادن در اسلام فقط یک عمل اخلاقی نیست، بلکه یک مسئولیت دینی و اجتماعی بسیار مهم است که هم حاکمان و هم مردم ملزم به رعایت آن هستند. اگر جامعه ای به این اصل قرآنی و اسلامی پایبند باشد، نه تنها بحران اعتماد و شکاف اجتماعی کاهش می یابد، بلکه صلح و آرامش نیز تقویت می شود .
بخش هفتم : انجمن بین المللی گوش دادن و نقش آن در جهان امروز
« انجمن بین المللی گوش دادن »
( International Listening Association - ILA ) که در سال ۱۹۷۹ میلادی تاسیس شد، یکی از مهم ترین نهادهای جهانی در زمینه ترویج فرهنگ گوش دادن است. هدف این انجمن ارتقای مهارت های شنیداری در حوزه های مختلف از آموزش و رسانه گرفته تا سیاست، حقوق و روابط بین الملل است. ILA بر این باور است که بسیاری از بحران های جهانی، سوءتفاهم ها و حتی جنگ ها، نتیجه نشنیدن و نادیده گرفتن صداهای متنوع انسانی است.
این سازمان از سال ۱۹۷۹ ، شبکه بین المللی که از اعضای بیش از ۲۵ کشور در شکل دهی به هنر و علم گوش دادن در همه زمینه ها از جمله آموزش، تجارت، مراقبت های بهداشتی، مهمان نوازی، معنویت، پژوهش و هنر، حمایت می کند. این سازمان یک فضای گفتگو، شبکه منابع، منبع خبری و جامعه جهانی است که راه هایی برای فعال کردن فرهنگ های گوش دادن پیدا می کند.
همچنین به لحاظ اهمیت بسیار مهم موضوع پیش رو ، این سازمان، شانزدهم سپتامبر ( مصادف با ۲۵ شهریور ماه ) را روز جهانی شنیدن نامگذاری کرده است.
وظایف اصلی این انجمن را می توان در سه حوزه خلاصه کرد :
1. پژوهش و آموزش: ترویج دانش و تحقیقات علمی درباره اهمیت گوش دادن در زندگی فردی و اجتماعی.
2. ایجاد شبکه جهانی متخصصان: فراهم کردن بستری برای ارتباط اساتید، پژوهشگران، معلمان، مدیران و رهبران اجتماعی به منظور تبادل تجربه در زمینه گوش دادن موثر.
3. ترویج فرهنگ صلح و درک متقابل: تاکید بر اینکه گوش دادن، راهی برای کاهش تعارضات، ایجاد گفت وگو و حل مسالمت آمیز اختلافات است.
یادآوری نقش این انجمن برای جامعه ما اهمیت ویژه ای دارد، زیرا نشان می دهد گوش دادن نه فقط یک موضوع فردی یا اخلاقی، بلکه یک مقوله بین المللی، حقوقی و اجتماعی است که می تواند بنیان صلح و همزیستی را در سطح جهانی تحکیم بخشد.
بخش هشتم : راهکارها – بازآموزی فرهنگ گوش دادن
برای خروج از این بحران و ارتقای فرهنگ گوش دادن در جامعه مدنی، چند راهکار نوآورانه و عملی قابل طرح است:
1. نهادینه سازی «گوش دادن» در نظام آموزشی: از مدارس تا دانشگاه ها باید مهارت گوش دادن فعال و احترام به دیگران به عنوان بخشی از تربیت اجتماعی آموزش داده شود.
2. پاسخگویی واقعی مسئولان: ایجاد سازوکارهای شفاف برای دریافت و پیگیری شکایات و خواسته های مردم، می تواند گوش دادن را از سطح شعار به عمل تبدیل کند.
3. رسانه های آزاد و مردمی: رسانه ها اعم از دیداری ، شنیداری ، گفتاری و نوشتاری مانند ( روزنامه ها ، مجلات چاپی و آنلاین، تلویزیون، رادیو، بیلبوردها، تلفن، اینترنت، فکس و حتی بیلبورد و تبلیغات محیطی هم می شود ) باید پل ارتباطی واقعی بین مردم و مسئولان باشند و امکان بیان آزادانه انتقادات و پیشنهادات را فراهم آورند.
4. تقویت جامعه مدنی: نهادهای مردمی و سازمان های غیردولتی باید تقویت شوند تا بتوانند صدای اقشار مختلف را به گوش مسئولان برسانند.
5. پایبندی همه جانبه به قانون: مسئولان باید بیش از دیگران به قانون گوش دهند و در عمل نشان دهند که قانون بالاتر از هر فرد و مقام است.
نتیجه گیری :
روز جهانی گوش دادن ( شنیدن ) فرصتی است برای باز اندیشی در یکی از مهم ترین بحران های جوامع امروز : بحران شنیده نشدن. جامعه ای که گوش نمی دهد، جامعه ای است در مسیر بی اعتمادی و فروپاشی ارتباطی. در ایران و دیگر جوامع، راه بازسازی اعتماد و تقویت جامعه مدنی صرفا از « شنیدن » می گذرد؛ شنیدن صدای قانون، شنیدن صدای مردم، و شنیدن حقیقت.
بنابراین، گوش دادن نه فقط یک مهارت فردی، بلکه یک وظیفه اجتماعی ، اخلاقی ، حقوقی ، شرعی - الهی و سیاسی است. تا زمانی که مسئولان بیش از آنکه سخن بگویند، گوش دهند؛ و مردم بیش از آنکه ناامید شوند، شنیده شوند؛ می توان امید داشت که جامعه به سوی مدنیت واقعی، قانون مداری و صلح اجتماعی گام بردارد.