حقوق بین الملل و حفاظت از آموزش در برابر حمله
« مدرسه آخرین سنگر صلح است؛ چه کسی از کودکان در برابر جنگ دفاع می کند؟ »

۹ سپتامبر؛ روز جهانی حفاظت از آموزش در برابر حمله و مسئولیت جامعه جهانی در دفاع از حق آموختن
نویسنده : سید کیهان اسدی
پژوهشگر حقوق بین الملل و مدرس دانشگاه
مقدمه :
گاهی برای فهم یک فاجعه، کافی است تصور کنیم در میان آوارهای یک مدرسه، به جای ساختمان و نیمکت و کتاب، آینده یک نسل فرو ریخته است. کودکی که قرار بود صبح به مدرسه برود، معلمی که قرار بود درس بدهد و خانواده ای که مدرسه را امن ترین نقطه برای فرزند خود می دانست، ناگهان با واقعیتی مواجه می شوند که در آن « آموزش » نیز به یکی از قربانیان جنگ تبدیل شده است.
جنگ فقط خانه ها را ویران نمی کند؛ بیمارستان، دانشگاه، کتابخانه، مدرسه، معلم و دانش آموز را نیز در معرض خطر قرار می دهد. اما حمله به آموزش، از جنس یک خسارت معمولی جنگ نیست؛ زیرا وقتی مدرسه نابود می شود، تنها یک ساختمان از بین نرفته است، بلکه بخشی از آینده یک جامعه نیز هدف قرار گرفته است.
به همین دلیل، سازمان ملل متحد ۹ سپتامبر را به عنوان « روز جهانی حفاظت از آموزش در برابر حمله » تعیین کرده است. این روز بر اساس قطعنامه ۷۴/۲۷۵ مجمع عمومی در سال ۲۰۲۰ ایجاد شد تا جامعه جهانی را نسبت به خطراتی که دانش آموزان، معلمان و مراکز آموزشی در مخاصمات مسلحانه با آن مواجه اند، حساس تر کند.
اما امروز، پس از گذشت چند سال از تعیین این روز، پرسش اصلی همچنان پابرجاست: آیا جامعه جهانی توانسته است مدرسه را از میدان جنگ بیرون بکشد؟
پاسخ آمارهای امروز، چندان امیدوار کننده نیست.
بر اساس گزارش یونسکو در سال ۲۰۲۶، در سال ۲۰۲۵ حدود ۱۶۸۰ حمله به مدارس در جهان ثبت شده که نسبت به سال قبل ۳۳ درصد افزایش داشته است. یونسکو همچنین اعلام کرده است که حدود ۲۵۸ میلیون کودک و نوجوان در جهان به دلیل بحران ها، روند آموزش خود را از دست داده اند و حدود ۹۳ میلیون نفر اساسا خارج از مدرسه مانده اند. دبیرکل سازمان ملل نیز در پیام سال ۲۰۲۶ اعلام کرده است که طی دو سال گذشته بیش از ۸۵۰۰ حمله در سراسر جهان مدارس، دانش آموزان و معلمان را هدف قرار داده است.
این اعداد، صرفا آمار نیستند؛ پشت هر عدد، کودکی وجود دارد که ممکن است دیگر به مدرسه بازنگردد، معلمی که ممکن است قربانی خشونت شود و نسلی که ممکن است سال های مهم رشد خود را در سایه جنگ، ترس، آوارگی و بی سوادی سپری کند.
آموزش؛ یک حق بشری، نه امتیازی قابل تعلیق
از منظر حقوق بین الملل، آموزش یک خدمت لوکس یا امتیازی وابسته به شرایط سیاسی نیست؛ یک حق بنیادین بشری است.
ماده ۲۶ اعلامیه جهانی حقوق بشر، حق برخورداری از آموزش را به رسمیت شناخته است. میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نیز در ماده ۱۳، حق هر فرد به آموزش را شناسایی کرده و دولت ها را مکلف می کند برای تحقق این حق، نظام آموزشی قابل دسترس و موثر ایجاد کنند.
اهمیت آموزش در این است که خود، ابزار تحقق بسیاری از حقوق دیگر نیز محسوب می شود. آموزش می تواند انسان را با حقوق خود آشنا کند، امکان مشارکت اجتماعی را افزایش دهد، فقر را کاهش دهد، فرصت های اقتصادی ایجاد کند و زمینه تفاهم میان ملت ها و گروه های مختلف را فراهم سازد.
به همین دلیل، حمله به آموزش را نباید صرفا حمله به یک ساختمان یا یک فعالیت اداری تلقی کرد. هنگامی که یک مدرسه هدف قرار می گیرد، زنجیره ای از حقوق انسانی تحت تاثیر قرار می گیرد: حق حیات، امنیت، سلامت روان، آموزش، رشد کودک، مشارکت اجتماعی و حتی حق برخورداری از آینده ای شایسته.
کمیته حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نیز در تفسیر عمومی شماره ۱۳ تاکید کرده است که آموزش هم یک حق مستقل و هم ابزاری اساسی برای تحقق سایر حقوق بشر است.
بنابراین، حفاظت از مدرسه در زمان جنگ، در حقیقت بخشی از تعهد گسترده تر دولت ها برای حمایت از کرامت انسانی است.
حقوق بشردوستانه؛ مدرسه در اصل یک هدف نظامی نیست
در حقوق بشردوستانه بین المللی، اصل بنیادین «تفکیک» میان اهداف نظامی و غیرنظامی جایگاه محوری دارد.
بر اساس ماده ۵۲ پروتکل الحاقی اول به کنوانسیون های ژنو، اموال غیرنظامی نباید هدف حمله یا اقدامات تلافی جویانه قرار گیرند و حملات باید صرفا علیه اهداف نظامی صورت گیرد. این ماده حتی تصریح می کند که در صورت تردید درباره استفاده نظامی از مکانی که معمولا برای مقاصد غیر نظامی، از جمله مدرسه، اختصاص یافته است، اصل بر غیرنظامی بودن آن است.
بنابراین، مدرسه تا زمانی که شرایط حقوقی لازم برای تبدیل شدن به «هدف نظامی» را پیدا نکرده باشد، از حمایت حقوق بشردوستانه برخوردار است.
البته این نکته نیز باید با دقت حقوقی بیان شود: حقوق بشردوستانه به صورت مطلق و مستقل، استفاده نظامی از تمام مدارس را در هر شرایطی ممنوع نکرده است؛ اما استفاده نظامی از مدارس می تواند ماهیت و وضعیت حفاظتی آنها را پیچیده کند و خطر حمله را افزایش دهد. به همین دلیل، جامعه جهانی طی سال های اخیر تلاش کرده است علاوه بر قواعد الزام آور حقوق بشردوستانه، استانداردهای عملی و سیاستی مشخصی برای جلوگیری از استفاده نظامی از مدارس ایجاد کند.
اینجاست که «اعلامیه مدارس امن» اهمیت پیدا می کند.
اعلامیه مدارس امن؛ از شعار تا مسئولیت عملی
«اعلامیه مدارس امن» که در سال ۲۰۱۵ برای تایید دولت ها گشوده شد، یک تعهد سیاسی بین دولتی برای حفاظت از دانش آموزان، معلمان، مدارس و دانشگاه ها در برابر آثار مخاصمات مسلحانه است.
اهمیت این اعلامیه در آن است که تلاش می کند حفاظت از آموزش را از سطح شعار به سطح سیاست عملی منتقل کند.
بر اساس این چارچوب، دولت ها باید در حد امکان، رهنمودهای حفاظت از مدارس و دانشگاه ها در برابر استفاده نظامی را در قوانین داخلی، سیاست های دفاعی، دکترین نظامی، دستورهای عملیاتی و آموزش نیروهای مسلح وارد کنند.
همچنین جمع آوری اطلاعات درباره حملات به مدارس، حمایت از قربانیان، تحقیق درباره نقض قوانین داخلی و بین المللی، پیگرد عاملان، تداوم آموزش در شرایط جنگ و بازگرداندن دانش آموزان به نظام آموزشی پس از حملات، از مهم ترین محورهای این رویکرد است.
این نگاه یک پیام بسیار مهم دارد:
حفاظت از آموزش فقط وظیفه وزارت آموزش وپرورش نیست؛ یک مسئولیت ملی و بین المللی است.
وزارت دفاع، نیروهای مسلح، دستگاه قضایی، نهادهای امنیتی، وزارت امور خارجه، سازمان های امدادی، نهادهای حقوق بشری و سازمان های بین المللی، هرکدام در این زنجیره مسئولیتی دارند.
مسئولیت دولت ها؛ از پیشگیری تا مجازات
دولت ها در برابر حمله به آموزش، صرفا یک وظیفه منفعلانه برای «خودداری از حمله» ندارند؛ بلکه باید برای پیشگیری، حفاظت، تحقیق و جبران نیز اقدام کنند.
نخستین وظیفه، پیشگیری است. دولت ها باید مدارس را در برنامه های امنیتی و مدیریت بحران شناسایی کنند، برای شرایط اضطراری برنامه داشته باشند، مسیرهای امن برای دانش آموزان ایجاد کنند و از قرار گرفتن مراکز آموزشی در معرض عملیات نظامی جلوگیری کنند.
دومین وظیفه، حفاظت است. در مناطق درگیر جنگ، مدارس باید تا حد امکان از اهداف نظامی، انبارهای تسلیحاتی و استقرار نیروهای مسلح فاصله داشته باشند. استفاده نظامی از مدرسه باید تا حد امکان منتفی شود؛ زیرا چنین استفاده ای می تواند دانش آموزان و معلمان را در معرض خطر قرار دهد.
سومین وظیفه، تحقیق و پاسخگویی است. حمله عمدی به یک مرکز آموزشی که واجد حمایت غیرنظامی است، می تواند در شرایط مقرر حقوقی، واجد عنوان جنایت جنگی باشد.
اساسنامه رم دیوان کیفری بین المللی در ماده ۸، حمله عمدی به ساختمان هایی را که به آموزش اختصاص دارند، مشروط بر اینکه هدف نظامی نباشند، در زمره مصادیق جنایت جنگی قرار داده است.
پس در نظام حقوقی بین المللی، حمله به مدرسه صرفا یک حادثه تلخ نیست؛ ممکن است مسئولیت کیفری بین المللی نیز ایجاد کند.
شورای امنیت و مسئولیت جامعه جهانی
شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز در این زمینه نقش مهمی ایفا کرده است.
قطعنامه ۲۶۰۱ شورای امنیت در سال ۲۰۲۱، حملات و تهدیدهای مغایر با حقوق بشردوستانه علیه مدارس و افراد غیرنظامی مرتبط با مدارس، از جمله کودکان و معلمان، را محکوم کرد و از طرف های مخاصمه خواست فورا چنین حملاتی را متوقف کنند.
این قطعنامه همچنین بر ضرورت حفاظت و تداوم حق آموزش حتی در زمان مخاصمه مسلحانه تاکید کرده و از دولت ها خواسته است اقدامات موثر داخلی برای پیشگیری و مقابله با حملات علیه مدارس و مراکز آموزشی ایجاد کنند.
اهمیت این قطعنامه در آن است که موضوع آموزش را از یک مسئله صرفا فرهنگی و اجتماعی به موضوعی مرتبط با صلح و امنیت بین المللی ارتقا می دهد.
در واقع، جامعه جهانی به تدریج به این واقعیت رسیده است که نابودی آموزش می تواند زمینه ساز بازتولید خشونت در نسل بعد باشد.
یونسکو و یونیسف؛ از آموزش در بحران تا ساختن صلح
در این میان، نقش سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد، یونسکو، و صندوق کودکان ملل متحد، یونیسف، بسیار مهم است.
یونسکو مسئولیت مهمی در زمینه سیاست گذاری، پایش، حمایت از نظام های آموزشی و ارتقای تاب آوری آموزش در شرایط بحران دارد. یونیسف نیز در زمینه حمایت از کودکان، تداوم آموزش، حفاظت از کودک و بازگشت کودکان آسیب دیده به محیط های آموزشی نقش مهمی ایفا می کند.
اما کار این سازمان ها نمی تواند جایگزین مسئولیت دولت ها شود.
سازمان های بین المللی می توانند آموزش و حمایت فنی ارائه دهند، اطلاعات جمع آوری کنند، هشدار دهند، ظرفیت دولت ها را افزایش دهند و از قربانیان حمایت کنند؛ اما دولت ها و طرف های مخاصمه، صاحبان اصلی تعهدات حقوقی هستند.
به همین دلیل، همکاری میان دولت ها، سازمان ملل، یونسکو، یونیسف، کمیته بین المللی صلیب سرخ و سازمان های غیردولتی باید به یک شبکه منسجم حفاظتی تبدیل شود.
افغانستان ، اوکراین و ایران و دیگر مناطق بحران؛ وقتی کلاس درس به خط مقدم تبدیل می شود
واقعیت تلخ جهان امروز را می توان در مناطق مختلف مشاهده کرد.
در افغانستان، محدودیت های گسترده علیه آموزش دختران، علاوه بر آثار اجتماعی و انسانی، آینده سرمایه انسانی کشور را با پرسش های جدی مواجه کرده است.
در ایران در جنگ اخیر و در جنگ اوکراین، جنگ موجب آسیب گسترده به زیرساخت های غیرنظامی از جمله مراکز آموزشی شده و میلیون ها کودک را با تجربه آوارگی، آموزش از راه دور، اختلال در تحصیل و آسیب های روانی مواجه کرده است.
اما نباید حفاظت از آموزش را فقط به جنگ های مشهور و رسانه ای محدود کرد. از ساحل آفریقا تا یمن، سوریه، سودان و دیگر مناطق درگیر بحران، کودکان بسیاری وجود دارند که جنگ، مدرسه را از آنها گرفته است.
در همه این موارد، مسئله فقط ساختمان مدرسه نیست؛ مسئله نسلی است که ممکن است فرصت ساختن آینده خود را از دست بدهد.
جنگ علیه مدرسه، جنگ علیه آینده است
یک مدرسه ویران شده ممکن است چند ماه یا چند سال بعد دوباره ساخته شود؛ اما کودکی که سال های طلایی آموزش خود را از دست داده، الزاما نمی تواند آن زمان از دست رفته را بازگرداند.
آثار حمله به آموزش فقط جسمانی نیست. ترس، اضطراب، اختلال روانی، مهاجرت اجباری، ترک تحصیل، ازدواج زودهنگام، کار کودک، فقر، جذب در گروه های مسلح و افزایش آسیب های اجتماعی، همگی می توانند پیامدهای زنجیره ای نابودی آموزش باشند.
به همین دلیل، حفاظت از مدرسه باید بخشی از سیاست پیشگیری از جنگ و خشونت نیز تلقی شود.
اگر جامعه جهانی می خواهد چرخه خشونت را متوقف کند، باید از کلاس درس آغاز کند؛ زیرا مدرسه جایی است که کودک در آن به جای یادگیری خشونت، امکان یادگیری گفت وگو، مدارا، قانون، حقوق بشر و همزیستی را پیدا می کند.
مسئولیت جامعه جهانی؛ محکومیت کافی نیست
یکی از مشکلات نظام بین المللی این است که گاهی فاصله میان «محکومیت» و «اقدام» بسیار زیاد می شود.
بیانیه ها، قطعنامه ها و محکومیت های سیاسی لازم اند، اما کافی نیستند.
جامعه جهانی باید بتواند چهار مرحله را دنبال کند:
پیشگیری، حفاظت، پاسخگویی و بازسازی.
پیشگیری یعنی کاهش خطر حمله و جلوگیری از نظامی شدن مدارس.
حفاظت یعنی تضمین امنیت دانش آموز و معلم و فراهم کردن امکان ادامه آموزش.
پاسخگویی یعنی تحقیق مستقل و موثر و در صورت احراز شرایط، محاکمه عاملان.
و بازسازی یعنی بازگرداندن مدرسه، معلم و دانش آموز به زندگی عادی پس از پایان حمله یا مخاصمه.
این چرخه باید در کنار هم دیده شود؛ زیرا ساختن مدرسه بدون تضمین امنیت آن، بازسازی بدون عدالت و آموزش بدون حمایت روانی از کودکان، پاسخ کاملی به مسئله نخواهد بود.
آموزش در جنگ؛ یک ضرورت برای صلح
شاید مهم ترین نکته این باشد که آموزش نباید منتظر پایان جنگ بماند.
اتفاقا در زمان جنگ، آموزش اهمیت بیشتری پیدا می کند.
کودک جنگ زده به مدرسه نیاز دارد تا احساس کند هنوز آینده ای وجود دارد. معلم فقط انتقال دهنده دانش نیست؛ در بسیاری از بحران ها، معلم نخستین حلقه حمایت اجتماعی و روانی کودک است.
به همین دلیل، تداوم آموزش در شرایط اضطراری باید بخشی از برنامه های ملی و بین المللی باشد؛ از مدارس موقت و آموزش از راه دور گرفته تا حمایت روانی، آموزش های ایمنی، تامین تجهیزات و بازگرداندن کودکان به محیط آموزشی.
این موضوع درباره دختران اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا در بسیاری از بحران ها، دختران نخستین گروهی هستند که از آموزش خارج می شوند و آخرین گروهی هستند که امکان بازگشت به مدرسه را پیدا می کنند.
سخن پایانی؛ کتاب را از کودک نگیرید
۹ سپتامبر فقط یک مناسبت در تقویم بین المللی نیست؛ یک هشدار حقوقی و اخلاقی است.
هشدار به دولت ها که حق آموزش را جدی بگیرند.
هشدار به طرف های مخاصمه که مدرسه را میدان جنگ نکنند.
هشدار به سازمان های بین المللی که میان گزارش و اقدام فاصله نیندازند.
هشدار به جامعه جهانی که حمله به آموزش را یک حادثه فرعی جنگ تلقی نکند.
و مهم تر از همه، هشداری به وجدان بشری است که هیچ کودکی نباید برای رفتن به مدرسه بهای جنگ را بپردازد.
وقتی موشک به مدرسه ای اصابت می کند، فقط دیوارها فرو نمی ریزند؛ امنیت، امید، رویا و آینده یک نسل نیز آسیب می بیند.
امروز حقوق بین الملل ابزارهای لازم برای حفاظت از آموزش را تا حد زیادی در اختیار ما گذاشته است؛ از حق بنیادین آموزش در اسناد حقوق بشری گرفته تا قواعد تفکیک و حمایت از اموال غیرنظامی در حقوق بشردوستانه، از کنوانسیون حقوق کودک تا اساسنامه رم، از قطعنامه های شورای امنیت تا اعلامیه مدارس امن.
آنچه بیش از هر چیز کمبود آن احساس می شود، اجرای موثر همین تعهدات است.
جامعه جهانی باید به نقطه ای برسد که حمله به مدرسه نه فقط با یک بیانیه محکوم شود، بلکه با سازوکارهای پیشگیرانه متوقف، با نظام های ملی و بین المللی مورد تحقیق قرار گیرد و در صورت تحقق شرایط، با مسئولیت کیفری پاسخ داده شود.
زیرا مدرسه فقط یک ساختمان نیست.
مدرسه، وعده آینده است.
و شاید بتوان پیام ۹ سپتامبر را در یک جمله خلاصه کرد:
«اگر می خواهیم جنگ، آینده بشر را نابود نکند، باید نخست از مدرسه دفاع کنیم؛ زیرا کسی که کلاس درس را هدف می گیرد، در حقیقت آینده یک ملت را هدف گرفته است.»