وقتی «بهتر شدن» برای کودک تبدیل به یک شغل تمام وقت می شود

وقتی «بهتر شدن» برای کودک تبدیل به یک شغل تمام وقت می شود
گاهی کودکی را تصور می کنیم که همیشه باید یک قدم جلوتر باشد؛ امروز بهتر از دیروز درس بخواند، مهارت تازه ای یاد بگیرد، ورزش کند، کتاب بخواند، اعتمادبه نفس بیشتری داشته باشد و برای آینده آماده تر شود. حرف ما هم معمولا همین است که «می خواهیم بهترین خودت باشی.» جمله ای که از عشق می آید، اما اگر مدام تکرار شود، ممکن است برای کودک معنای دیگری پیدا کند: «همین طور که هستی، کافی نیستی.»
مشکل از جایی شروع می شود که «رشد کردن» دیگر یک مسیر طبیعی نیست و به وظیفه دائمی کودک تبدیل می شود. هر نمره باید بهتر شود، هر اشتباه باید اصلاح شود، هر علاقه باید به مهارت تبدیل شود و حتی اوقات فراغت هم باید مفید باشد. کودک کم کم یاد می گیرد که همیشه باید چیزی را بهتر کند؛ خودش، ظاهرش، عملکردش، نمره اش، رفتار اش یا حتی احساساتش.
در چنین شرایطی، موفقیت هم دیگر لذت بخش نیست. چون به محض رسیدن به یک هدف، هدف بعدی ظاهر می شود. بیست می گیرد و می شنود «حالا باید همین را حفظ کنی». در مسابقه برنده می شود و می شنود «دفعه بعد می توانی بهتر باشی». کتابی را تمام می کند و کلاس بعدی شروع می شود. کودک ممکن است از بیرون بسیار موفق به نظر برسد، اما در درون احساس کند دائما در حال امتحان دادن است.
کودک برای رشد کردن به تلاش نیاز دارد، اما به تجربه «کافی بودن» هم نیاز دارد.باید لحظاتی در زندگی اش باشد که هیچ چیزی برای اثبات کردن نداشته باشد؛ نه نمره ای، نه مسابقه ای، نه مهارتی و نه هدفی. فقط بازی کند، حرف بزند، خیال پردازی کند یا کاری را صرفا چون دوست دارد انجام دهد.
والدین می توانند از یک تغییر کوچک شروع کنند: وقتی فرزندمان کاری را خوب انجام می دهد، فورا هدف بعدی را جلوی پایش نگذاریم. اجازه بدهیم موفقیتش را تجربه کند. وقتی اشتباه می کند، لازم نیست همیشه بگوییم «دفعه بعد بهتر انجام بده». گاهی کافی است بگوییم «اشتباه کردی؛ اشکالی ندارد، بیا ببینیم چه چیزی از آن یاد می گیری.»
حتی بد نیست بعضی وقت ها عمدا هیچ سوالی درباره عملکردش نپرسیم. نه «امتحان چطور بود؟»، نه «چند گرفتی؟»، نه «معلم چه گفت؟» فقط درباره چیزی که دوست دارد با او حرف بزنیم. کودک باید احساس کند رابطه اش با ما بزرگ تر از کارنامه و عملکرد اوست.
یک سوال ساده هم می تواند به والدین کمک کند: اگر فرزندم امروز هیچ پیشرفتی نکند، آیا باز هم از بودن کنار او لذت می برم؟ اگر جوابمان مثبت است، باید اجازه بدهیم خودش هم این را احساس کند.
قرار نیست کودک را از تلاش دور کنیم. برعکس، می خواهیم انسانی باشد که بتواند رشد کند، یاد بگیرد و برای خواسته هایش تلاش کند. اما تفاوت بزرگی وجود دارد میان کودکی که می گوید «می خواهم بهتر شوم» و کودکی که احساس می کند «باید بهتر شوم تا کافی باشم.»
اولی رشد است؛ دومی فشار.
شاید وظیفه ما این نباشد که هر روز کودکمان را یک پله بالاتر ببریم. شاید گاهی لازم باشد کنار او بنشینیم و به او نشان بدهیم که لازم نیست همیشه در حال بهتر شدن باشد تا دوست داشتنی باشد.
کودک باید بداند بعضی روزها می تواند بهترین نسخه خودش نباشد.
می تواند خسته باشد.
می تواند اشتباه کند.
می تواند حتی هیچ پیشرفتی نداشته باشد.
و باز هم همان کودکی باشد که ارزش دوست داشته شدن دارد.
چون زندگی قرار نیست یک مسابقه بی پایان برای بهتر شدن باشد؛ و کودکی که از همان سال های اول زندگی این را یاد بگیرد، شاید در بزرگسالی هم بتواند به جای دویدن دائمی برای «بیشتر»، گاهی بایستد و از «همین حالا» لذت ببرد.
دکتر محمدمهدی سیدناصری
حقوقدان، پژوهشگر حقوق کودک و آینده کودکی در عصر دیجیتال