آیا والدین امروزی بیش از حد مراقب فرزندانشان هستند؟

17 شهریور 1405 - خواندن 6 دقیقه - 21 بازدید




 

آیا والدین امروزی بیش از حد مراقب فرزندانشان هستند؟

هیچ پدر و مادری نمی خواهد فرزندش آسیب ببیند. مراقبت از کودک بخشی طبیعی و ضروری از والد بودن است. ما دستش را می گیریم تا زمین نخورد، درباره دوست هایش سوال می کنیم، مراقب درس و سلامتش هستیم و وقتی مشکلی برایش پیش می آید، سعی می کنیم هرچه زودتر حلش کنیم. اما در سال های اخیر، مراقبت گاهی از یک نیاز طبیعی به یک سبک زندگی تبدیل شده است؛ انگار والد خوب کسی است که همیشه یک قدم جلوتر از کودک باشد، همه خطرها را پیش بینی کند و نگذارد هیچ اتفاق ناخوشایندی برای او بیفتد. اینجاست که باید از خودمان بپرسیم: آیا ممکن است آن قدر مراقب کودک باشیم که فرصت مراقبت از خودش را از او بگیریم؟

کودک برای بزرگ شدن فقط به امنیت نیاز ندارد؛ به تجربه کردن هم نیاز دارد. باید گاهی زمین بخورد، اشتباه کند، با دوستش اختلاف پیدا کند، چیزی را فراموش کند، تصمیم اشتباهی بگیرد و بعد بفهمد چگونه آن را جبران کند. اگر هر بار که مشکلی پیش می آید، قبل از اینکه کودک فرصتی برای فکر کردن پیدا کند وارد شویم، شاید در کوتاه مدت از ناراحتی او جلوگیری کنیم، اما در بلندمدت چیزی مهم را از او می گیریم: تجربه حل کردن مسئله.

گاهی مراقبت بیش از حد خیلی آرام اتفاق می افتد. کیف کودک را خودمان آماده می کنیم چون سریع تر است. تکالیفش را پیگیری می کنیم چون می ترسیم عقب بماند. وقتی با دوستش اختلاف پیدا می کند، فورا با والد آن کودک تماس می گیریم. اگر معلم از او ناراضی باشد، پیش از اینکه خودش توضیح بدهد، ما وارد ماجرا می شویم. حتی وقتی ناراحت است، سریع می خواهیم حالش را خوب کنیم. در همه این موقعیت ها نیت ما خوب است، اما یک پیام ناخواسته ممکن است به کودک منتقل شود: «تو به تنهایی از عهده این کار برنمی آیی.»

از طرف دیگر، مراقبت بیش از حد فقط کودک را وابسته نمی کند؛ والد را هم مضطرب تر می کند. هرچه بیشتر بخواهیم همه چیز را کنترل کنیم، خطرهای بیشتری می بینیم. دوست داریم بدانیم کجاست، با چه کسی است، چه چیزی می بیند، چه می خورد، چه کسی به او پیام داده و چرا امروز حالش خوب نیست. بخشی از این نظارت لازم است، اما اگر کودک هیچ حریم شخصی و فرصتی برای تجربه استقلال نداشته باشد، رابطه والد و فرزند به جای اعتماد، بر کنترل بنا می شود.

این مسئله در دنیای دیجیتال پیچیده تر شده است. والدین امروز برخلاف نسل های قبل تقریبا همیشه راهی برای رسیدن به کودک دارند. تماس، پیام، موقعیت مکانی و شبکه های اجتماعی باعث شده فاصله میان والد و کودک کمتر شود. اما «در دسترس بودن» همیشه به معنای «مراقبت بهتر» نیست. کودک باید به تدریج یاد بگیرد بخشی از تصمیم هایش را خودش بگیرد و بداند والدینش در مواقع ضروری حضور دارند، نه اینکه در تمام لحظه های زندگی او حضور داشته باشند.

البته استقلال کودک باید متناسب با سن و شرایط او باشد. قرار نیست کودک خردسال را بدون نظارت رها کنیم یا خطرهای واقعی را به اسم تجربه کردن نادیده بگیریم. مراقبت زمانی سالم است که امنیت را فراهم کند و بعد، قدم به قدم فضا را برای استقلال بیشتر باز کند. والد باید بداند کجا لازم است وارد شود و کجا بهتر است چند قدم عقب بایستد.

شاید یک معیار ساده بتواند کمکمان کند: قبل از اینکه مشکلی را برای فرزندمان حل کنیم، از خودمان بپرسیم «آیا واقعا به کمک من نیاز دارد یا فقط تحمل دیدن سختی او برای من دشوار است؟» اگر کودک می تواند خودش مسئله را حل کند، بهتر است اجازه بدهیم تلاش کند؛ حتی اگر کندتر، ناقص تر یا همراه با اشتباه باشد. اگر دوستش با او قهر کرده، شاید لازم نباشد ما رابطه را درست کنیم. اگر تکلیفش را فراموش کرده، شاید یک بار روبه رو شدن با پیامد فراموشکاری برای یادگیری او مفیدتر از تذکر همیشگی ما باشد.

بعضی وقت ها بهترین شکل مراقبت، مراقبت نکردن به موقع است؛ یعنی اجازه بدهیم کودک تجربه ای را که خطری جدی ندارد، خودش پشت سر بگذارد. چون هدف والدگری این نیست که کودک همیشه در حبابی امن زندگی کند. هدف این است که روزی بتواند بدون آن حباب هم از خودش مراقبت کند.

شاید فرزند ما بیشتر از آنکه به والدینی نیاز داشته باشد که همه خطرها را از سر راهش بردارند، به والدینی نیاز داشته باشد که کنارش بایستند و بگویند: «اگر مشکلی پیش آمد، من هستم؛ اما اول خودت امتحان کن.»

کودک باید کم کم تجربه کند که می تواند تصمیم بگیرد، اشتباه کند، عذرخواهی کند، جبران کند، کمک بخواهد و دوباره تلاش کند. اینها چیزهایی نیستند که بتوانیم فقط با حرف زدن به او یاد بدهیم؛ باید فرصت تجربه کردنشان را داشته باشد.

پس شاید سوال اصلی این نباشد که «چقدر باید مراقب فرزندمان باشیم؟» بلکه این باشد که مراقبت ما امروز دارد چه چیزی را در او قوی تر می کند؟ امنیت یا وابستگی؟ اعتماد یا ترس؟ استقلال یا نیاز دائمی به ما؟

والد خوب کسی نیست که اجازه ندهد فرزندش هیچ وقت زمین بخورد. کسی است که آن قدر نزدیک باشد که وقتی کودک زمین خورد، بداند تنها نیست؛ و آن قدر عاقل باشد که هر بار به جای بلند کردن او، گاهی فقط دستش را دراز کند تا خودش بلند شود.



دکتر محمدمهدی سیدناصری

حقوقدان، پژوهشگر حقوق کودک و آینده کودکی در عصر دیجیتال