آسمان اصفهان، کارناوال جنگنده ها
باران، این روزها اصفهان را رها نمی کند، بارانی که چندین سال بود نظیرش را در اضفهان ندیده بودیم؛ کبوتران پر می زنند، باران خیابان ها را برق انداخته، آنقدر که شب، نور چراغ تیربرقها در کف خیابان چنان انعکاسی دارد که چشم را خیره می کنند؛ جنگنده ها پرواز می کنند؛ گاهی صدای رعد و برق می شنوی؛ گاهی صدای جنگنده و گاهی صدای انفجار!!! در آسمان کارناوال جنگنده ها را هر چند ساعت یکبار می بینی و شبها حدود دو الی سه دقیقه صدای ویراژ چند موتور و ماشین( حدود ده الی بیست فروند!!!) با صدای بلندگویی که حیدر حیدر می کند و چهار راه را ساکن می کند تا قدرت نمایی خیابانی تکمیل شود.
امروز آسفالت خیابان کاوه اصفهان در اثر انفجار ساختمان اپتیک ( صا ایران) و...ترک برداشت؛ کاش حافظان امنیت که نیم قرن است دم از امنیت می زنند به ساکنان همجوار با این ساختمانها اطلاع داده بودند که منزل یا مغازه اشان را تخلیه کنند تا امنیتشان بخطر نیفتد( این کمترین انتظاریست که در جنگ از مسئولان و حافظان امنیت، می توان داشت و دریغ!!!)
اصفهانی که خود درگیر فرونشست زمین بود و حالا بمب ها مانند کاتالیزوری برای فرونشست عمل می کنند؛ سالهاست اصفهان فرونشست دارد فرونشستی که مانند پوکی استخوانیست که اگر کنترل نشود بمرور زمان اصفهان را از پا در می آورد ؛ زاینده رودمان که چشم اصفهان است سالهاست که خشک شده؛ دریغ از قطره ای اشک درون چشم زیبای اصفهان!
شهرهای موشکی که در زیر خاک ایران؛ شهرها را در معرض خطر فرونشست های عظیم و نابودی قرار می دهند و باعث صعودی شدن سرعت فرونشست هایی می شوند که بعلت بهره برداری بیش از حد آب های زیر زمینی و ... دچارش شده بود و... شهرهایی که از خاک ایرانند؛ ایرانی که عده ای سنگش را به سینه می زنند و هرگز به آنچه و آنان که از اساس تیشه به ریشه اش زده اند، توجهی ندارند؛ گویا وطن و سرزمین تنها تکیه کلامشان است و نه چیزی بیشتر؛ زیرا نه منفعت ایران را می شناسند و نه مصلحتش را، نه دردش را می شناسند و نه درمانش را و....
زمین ایران سپر موشکها شد و مردمی که سپر موشک پرانها می شوند!!! وطنی که همین زمین و مردمش هستند....
چه ها دیدیم که دیدنی نبود.
چه ها شنیدیم که شنیدنی نبود.