وجدانهای بی بازگشت

7 خرداد 1405 - خواندن 3 دقیقه - 1382 بازدید

انسانها با هم فرق دارند، انسانی می تواند بدون در نظر گرفتن منافع دیگران ، صاحب شغل و در آمد، پست و مقام و... شود اما انسانهایی هم هستند که به کم قانع اند اما حاضر نیستند در پستی باشند که حقوق سایرین را پایمال کنند. این افراد بیشتر از آنکه منفعت طلب باشند بیشتر از آنکه رفاه و آسایش و شهرت ، شادشان کند؛ بی تفاوت بودن و شتر دیدی ندیدی ها، آزارشان می دهد،، چنین افرادی برایشان تفاوتی نمی کند طرفشان از نزدیکانشان است یا غریبه. افراد با وجدانهای بیدار، شاید ندانسته مرتکب اشتباه شوند اما کمتر می شود آنان را در هنگام مواجهه با بی عدالتی ها، ستم ها و... خاموش دید؛ برایشان فرقی نمی کند فرد ظالم مسلمان باشد یا کافر؛ آشنا باشد یا دور، صاحب پست و مقام باشد یا نه و... چنین افرادی یا وارد شغل های دولتی که دچار فساد سیستماتیک هستند؛ نمی شوند و یا اگر وارد آن شدند، تاب نمی آورند؛ یا اخراج می شوند یا استعفا می دهند. وجدان چنین انسانهایی هیچ وقت بخواب نمی رود حتی اگر بالاترین دوز آرامبخش به چنین وجدانهایی خورانده شود" شایدوجدانشان تلوتلو بخورد اما خیلی زود به حالت اولیه خود باز می گردد. اما کسی که می داند دیگری از او شایسته تر و متخصص تر است اما با رابطه جایگاه او را می گیرد وجدانش با هیچ انرژی زایی بیدار نمی شود. کسانی هستند که حتی اگر شاهد به دار آویختن بی گناهی باشند، دم بر نمی آورند، مبادا پست، شغل و مقامشان از کف برود. اینان در مقابل کشتار توسط دیگر کشورها، حکومت ها و... ممکن است بیانیه ها، استوری ها و.... صادر کنند اما اگر بالا دستی های خودشان کشتارو شکنجه کردند ترجیح می دهند ساکت بمانند و شتر دیده را چنان ندیده کنند که در مخیله هیچ نابینایی هم نگنجد!!! چنین انسانهایی وجدانشان، خیلی وقت است در گهواره بی تفاوتی و بی عدالتی، بخواب رفته؛ گویا وجدان چنین انسانهایی به خواب مرگ رفته و بی بازگشت است...