قاصدک عرفان

7 خرداد 1405 - خواندن 3 دقیقه - 1412 بازدید

باد، قاصدک ها را جدا می کرد! 

این روزها اما! قاصدک هنوز معرفتش را به دشت بی خبر، نرسانده ست که جدایش می کنند. حقیقت قربانی شد همان حوالی که عرفان قاصدک را سربریدند...

قاصدکهایی را که آفتاب آخر را ندیدند؛ یادت هست؟!!! 

تکرار قساوت، این روزها در رخت ثواب مانند گرگیست در لباس میش!!!

گرگ و میش هوا هم، سر در نیاورد از این همه دورویی!!!

 خورشید هنوز بالا نیامده از افق تا آفتابش را ارزانی شهر و روستا کند، قاصدک ها را از گلو می فشاردند تا خفقان در شهر مانند طوفانی بپیچد!!!

باد این روزها ناله می کند و بدنبال قاصدکی می گردد که آگاهی در رگهایش می جوشد!

اعتراف اجباری, کار قاصدک ها نیست!!!

خون گریست آنکه، قاصدک ها را پرپر دید!!!

قطره ی اشک روی گونه صنوبر را ندیدی؟!

کمر خمیده سرو با هیچ داربستی، قد علم نخواهد کرد!

ابرها چشمشان به زمین سفید شد تا از اوج آسمان, قاصدکی را ببینند که با ساز باد می رقصد نه با زور دار!

 شقایق در دشت دیگر به فکر تنهاییش نیست!قاصدک، پیامش را نرسانده بود که سرش را بر دار دادند و باد, سیه پوشش شد!

آن زمان که گلبول های سفید این شهر معرفتشان رو به نقصان گذاشت، قاصدک ها را به باد فنا دادند!

گلبول های سفید, کارشان حمله به قاصدک ها نبود! کارشان دفاع از قاصدک ها بود!

 سیستم ایمنی فاسد؛ ضامن تعفنشان شد؛ دیگر نه قاصدک ها را شناختند و نه ویروس ها را!!!

سیستم ایمنی این روزها از ویروس ها و... توقع انصاف دارد،؛ خودش اما؛ روی ویروس ها را چون ابر، سفید کرده ست!!!

دادرس ها اینروزها دادبرند؛ به این دادبرها امیدی نیست؛ به درختان بیشتر می توان دلخوش کرد تا این دادبرهای دادرس نما تا که شاید برای چوبه دار، سبز نشوند!!!

قاصدک ها؛ زیر چکمه های بی داد، له شدند!

و خبر امید قاصدک ها، زیر اخبار این شهر گم شد.

 امید اما! زیر آوارها هم، نفس می کشد و تا آخر زنده می ماند!

 بذر امید غلاف سختی دارد، غلاف امید، گرچه جوانه زدن امید را کش می دهد؛ اما دلیل زنده ماندنش هم هست! 

غلاف امید روزی شکافته خواهد شد و جوانه ای به روشنایی خورشید از آن سر برخواهد آورد!


 این غزل معروف مولانا به چشمم خورد:

 دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر

کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست....


ربط دی ( دیشب) مولانا با دی زرتشت را،با دی ماه را، با day (روز) انگلیسی را و...شاید قاصدک ها بفهمند...