رقیه پورغفار
99 یادداشت منتشر شدهآرازی آییردیلار!... ارس؛ از حائل تحمیلی تا گذرگاه خویشتن

مقاله علمی–پژوهشی
عنوان مقاله:
آرازی آییردیلار!...
ارس؛ از حائل تحمیلی تا گذرگاه خویشتن
Ø واکاوی پدیدارشناختی رخداد ۱۹ ژانویه در بستر همبستگی تمدنی، هویت دینی و ژئوپلیتیک
Ø همایش بزرگداشت رویداد تاریخی، مردمی ۱۹ ژانویه 1990 (روز همبستگی مسلمانان قفقاز و آذری های دو سوی ارس) – استان اردبیل
چکیده
رخداد تاریخی ۱۹ ژانویه ۱۹۹۰ (دی ماه ۱۳۶۸)، نقطه عطفی تعیین کننده در تاریخ معاصر قفقاز جنوبی و پیوندهای دو سوی رود ارس به شمار می رود؛ رویدادی که طی آن، مردم مسلمان شمال ارس با برچیدن موانع سیم خاردار نظام شوروی، به آغوش مام میهن و خاک ایران اسلامی شتافتند چرا که قفقاز به لحاظ تاریخی در حوزه فرهنگ و تمدن ایرانی –اسلامی تعریف می شود. این مقاله با رویکردی پدیدارشناختی و مبتنی بر مطالعات تاریخ شفاهی و تمدنی، در پی پاسخ به این پرسش است که چرا و چگونه رود ارس از یک «مرز حائل تحمیلی» در پیمان های گلستان و ترکمانچای، به «محور اتصال و خودآگاهی هویتی» تغییر ماهیت داد؟
یافته های این پژوهش نشان می دهد که این خیزش مردمی، فراتر از تکانه های گذرای سیاسی یا مطالبات صرفا ناسیونالیستی، تجلی یک «خویشتن یابی مذهبی و علایق شیعی_ ایرانی» پس از هفت دهه دین زدایی و سرکوب هویتی نظام الحادی مارکسیستی بود. این مقاله با تحلیل جایگاه محوری مردم مومن و غیرتمند استان اردبیل و شهرهای مرزی (نظیر بیله سوار، پارس آباد و اصلاندوز) در میزبانی گرم و آغوش گشایی برای برادران دینی خود، راهبردهای معاصر برای بازخوانی این واقعه در برابر جریان های تحریف گر و تقویت ژئوپلیتیک همگرایی در حوزه قفقاز جنوبی را تبیین می نماید.
واژگان کلیدی: رود ارس (آراز)، ۱۹ ژانویه، همبستگی آذری های مسلمان، هویت شیعی، ژئوپلیتیک قفقاز، اردبیل، تاریخ پیوستگی تمدنی، ارس، آذربایجان، ایران
مقدمه:
جغرافیای ارس و زخم جدایی تحمیلی رود ارس به مثابه شمشیری که یک پیکر را به دو نیم کرده! در حافظه جمعی مردمان دو سوی این رود جدایی افکن همواره واجد طنینی عمیق و دوگانه و حسرت آمیز بوده است؛ رودی پرخروش که با انعقاد عهدنامه های تحمیلی گلستان (۱۸۱۳) و ترکمانچای (۱۸۲۸)، نه به اراده ساکنان دو سو، بلکه با جبر چکمه های استعمار تزاریسم روسیه، به خطی قهرآمیز برای پاره پاره کردن یک پیکره زنده فرهنگی، مذهبی و تاریخی تبدیل شد. برای بیش از یک قرن و نیم، سیستم های سلطه کوشیدند تا خاطره این یگانگی را بزدایند. به ویژه در دوران اتحاد جماهیر شوروی، احداث پرده های آهنین، دیوارهای مرزی و موانع الکتریکی در امتداد ارس، نمادی از انکار هویت طبیعی منطقه ای بود. با این حال، رخداد دی ماه ۱۳۶۸ (ژانویه ۱۹۹۰) نشان داد که مرزهای قراردادی و تدابیر امنیتی مکاتب مادی گرا هرگز قادر به محو ریشه های تمدنی و عاطفی یک ملت نیستند. این پژوهش می کوشد تا لایه های معنایی آن روز تاریخی را از منظر هویت دینی، همبستگی امت اسلام و بازخوانی نقش تاریخی منطقه اردبیل بازتاب دهد. شاید «ادبیات حسرت» بهترین و زلالترین آینه همه وقایع صد و پنجاه سال اخیر در دو سوی ارس باشد و این بایاتی جانسوز از زبان مردم قوم و خویش و حسرتکشیده دو ساحل ارس:
آرازی آییردیلار / قوم ایله دوییوردولار
من سندن آیریلمازدیم / ظلم ایله آییردیلار!
۲. ریشه یابی تاریخی و زمینه های خیزش ۱۹ژانویه :
تحلیل رخداد ۱۹ ژانویه1990 مستلزم درک اتمسفر اجتماعی و روانی حاکم بر قفقاز جنوبی در اواخر دهه ۱۹۸۰ است.
1. شکست پروژه انسان شوروی (Homo Sovieticus): نظام کمونیستی با سیاست های ضد دینی، تخریب و تغییر کاربری مساجد و تغییر الفبا تلاش کرد تا هویت اسلامی و پیشینه مشترک ایرانی مردمان قفقاز را بزداید؛ اما ارادت قلبی به ارزشهای معنوی و تاریخی در نهانخانه های مردم زنده ماند.
2. انعکاس خیزش انقلاب اسلامی ایران: پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره) پیام استقلال و احیای معنویت را در سراسر منطقه طنین انداز کرد. این امر برای مسلمانان ستمدیده قفقاز، الگویی زنده از بازیابی کرامت انسانی و مذهبی بود.
3. فروریختن سدهای ترس: در ۱۹ ژانویه ۱۹۹۰، در میان سرمای استخوان سوز زمستان، هزاران زن و مرد و پیر و جوان، بدون استفاده از سلاح گرم و تنها با نیروی ایمان و اشتیاق تاریخی، موانع مرزی را در هم شکستند، خود را به آب سرد ارس زدند و خاک این سوی مرز را بوسیدند.
4. خوانش پدیدارشناختی عبور از ارس: سلام به خاک و اقامه اذان لحظه عبور مردم از ارس در دی ماه ۱۳۶۸ واجد نشانه های پدیدارشناختی بسیار مهمی است که ماهیت حرکت را برملا می سازد:
* سجده بر خاک و استشمام عطر وطن: روایت های ثبت شده نشان می دهد اولین کنش بسیاری از کسانی که از رودخانه گذشتند، سجده بر خاک، بوسیدن زمین ایران و اشک شوق بود. این واکنش، پیوند خونی و تمدنی را فراتر از هر تحلیل سیاسی صرف اثبات می کرد.
* شعارها و نمادهای مذهبی: غریو «الله اکبر»، صلوات، زیارت پرچم های مزین به نام اباعبدالله الحسین (ع) و تقاضای قرآن کریم و مهر نماز از مرزبانان و مردم ایران، اثبات کرد که محور پیونددهنده دو سوی ارس، "حبل الله توحید و مکتب اهل بیت (ع)" بوده است. این رخداد، ادعای کسانی را که می کوشند ۱۹ژانویه را صرفا حرکتی در چارچوب ناسیونالیسم سکولار یا واگرایی قومی معرفی کنند، به طور کامل ابطال می کند؛ چرا که مقصد این پناهندگان عاطفی، اغوش یک کشور بیگانه نبود، بلکه بازگشت به خانه و منبع هویت اصیل خویش بود.
5. نقش تاریخی و غیرتمندانه اردبیل و خطه مرزی در میزبانی مهرورزانه استان اردبیل، با پیشینه درخشان تاریخی خود به عنوان دارالارشاد، خاستگاه انسجام ملی و حکومت صفویه و پایگاه تشیع، در حادثه دی ماه ۱۳۶۸ نقشی یگانه و ماندگار ایفا کرد از جمله:
الف_ آغوش گشوده مرزنشینان (بیله سوار، پارس آباد، اصلاندوز و گرمی): در حالی که شرایط اداری و بین المللی پیچیده ای حاکم بود، مردم مرزنشین مغان و اردبیل بدون هیچ چشم داشتی، با نان و سفره های خود به استقبال برادران و خواهران هم کیش خویش شتافتند و آنان را در خانه های خود اسکان دادند.
ب_ پیوستگی زبانی، عاطفی و تبادل فرهنگی: زبان مشترک، مداحی های اصیل اردبیلی برای سالار شهیدان و اشعار حسینی، فضا را به مجلسی عظیم از صله رحم تاریخی بدل کرد. این رویداد نشان داد که اگر سیاست مداران مرز کشیده اند، فرهنگ و مذهب مردم اردبیل و قفقاز ناگسستنی است.
6. چالش ها و ضرورت مواجهه با تحریف تاریخی امروزه در مواجهه با واقعه ۱۹ ژانویه با دو رویکرد مواجهیم: رویکرد تحریف و مصادره: جریان های غرب گرا و قوم گرا می کوشند این رخداد را از بار معنایی اسلامی، اشتیاق به ایران و علایق شیعی تهی سازند و آن را صرفا یک شکاف سیاسی در تقابل با شرق یا تجلی ایدئولوژی های سکولار قرن بیستمی تصویر کنند.
و دومین رویکرد، وظیفه پژوهشگران متعهد: بازنشر مستندات، عکس ها، مصاحبه های میدانی شاهدان عینی در بیله سوار و اردبیل، و ثبت سخنان عبورکنندگان در آن مقطع تاریخی الزامی است تا نشان داده شود که آب ارس، وضوگاه پیوند مومنان بود و هرگونه حذف عنصر دین، قلب حقیقت تاریخ است.
7. آینده پژوهی: ارس به مثابه پل توسعه، امنیت و همگرایی پایدار نگاه امروز ما به ارس نباید متوقف در حسرت گذشته باشد؛ بلکه ارس باید پایه ای برای یک »معماری ژئوپلیتیک نوین مبتنی بر برادری و منافع متقابل« باشد.
8. ترانزیت و اقتصاد مکمل: ارتقای گذرگاه های رسمی مانند گمرک بیله سوار و پل های ارتباطی جهت گسترش تجارت، گردشگری سلامت (با محوریت مجتمع های درمانی و آب درمانی استان اردبیل) و همکاری های کشاورزی در دشت مغان.
9. دیپلماسی فرهنگی و مذهبی: ساماندهی سفرهای زیارتی عتبات عالیات و مشهد مقدس برای مسلمانان جمهوری آذربایجان از طریق خاک ایران و استان اردبیل.
10. امنیت درون زا و طرد بیگانگان: یادآوری این نکته که امنیت قفقاز و حوزه ارس تنها توسط کشورهای خود منطقه و با تکیه بر مشترکات تاریخی محقق می شود و هرگونه حضور نیروهای فرامنطقه ای و صهیونیستی، سم مهلکی برای آسایش مردمان دو سوی ارس است.
با توجه به مطالب فوق چنین می توان استنباط و نتیجه گرفت که: واقعه ۱۹ ژانویه ۱۹۹۰ گواهی جاودان بر این حقیقت است که هندسه جغرافیایی هرچقدر هم دستخوش تغییرات تحمیلی شود، «جغرافیای عاطفی و توحیدی» ملت ها محو نخواهد شد. ارس، نه نماد فصل و جدایی، بلکه رودی است که در آیینه اش تصویر دو برادر تشنه دیدار نقش بسته است. رخداد ۱۹ ژانویه تجسم پیروزی معنویت بر دیوارهای اختناق و سندی بر ریشه های ناگسستنی مردم آذربایجان با تمدن اسلامی و ایران بود. بر دانشمندان، نویسندگان و مراکز علمی به ویژه در اردبیل سرافراز فرض است که این میراث معنوی را صیانت کرده و آن را به چراغ راهی برای ساختن آینده ای سرشار از همگرایی، صلح و برادری پایدار در قفقاز جنوبی بدل سازند. به امید تجربه هایی زیباتر در این دیار از سرزمینمان ایران.
منابع و مآخذ:
_ اسناد تاریخ شفاهی مرزبانی جمهوری اسلامی ایران در منطقه مغان و بیله سوار (دی ماه ۱۳۶۸). پورمحمد، رحیم. (۱۳۸۵).
- خاطرات حاج علی اکرام علی اف رهبری اسلامگرایان جمهوری آذربایجان، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران 1385، عبدالحسین شهیدی ارسباران
_ بررسی تحولات ژئوپلیتیک قفقاز پس از فروپاشی شوروی. تهران: انتشارات وزارت امور خارجه. حسینی، سید رضا. (۱۳۹۴).
_ پیوندهای هویتی و فرهنگی آذری های دو سوی ارس. فصلنامه مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، دوره ۲۱، شماره ۸۸.
_ خدمات متقابل اسلام و ایران، مطهری، مرتضی. (۱۳۶۸).انتشارات صدرا. نیازمند، شاپور. (۱۳۹۰).
- قره باغ، باغی بزرگ، انتشارات سوره مهر، تهران 1404، حامد خسروشاهی
_ تاریخ روابط ایران و روسیه در قفقاز؛ از گلستان تا ارس. تهران: نشر تاریخ معاصر
_ Goltz, Thomas. (1998). *Azerbaijan Diary: A Rogue Reporter's Adventures in an Oil-rich, War-torn, Post-Soviet Republic*. M.E. Sharpe.
ü رقیه پورغفار (دکترای مدیریت، نویسنده، پژوهشگر، ارومیه)
رقیه پورغفار 23/07/1405