رقیه پورغفار
98 یادداشت منتشر شدهتاملی بر سندرم اردک شناور در سازمانها و ادارات

تاملی بر «سندرم اردک شناور» در نظام اداری و رفتار سازمانی
Ø نقاب آرامش بر بستر تلاطم پنهان؛
گاه پدیده های رفتاری و روانی در پس تمثیل های ساده و طبیعی، حقایقی پیچیده از ساختار ذهن و روابط انسانی را برملا می کنند. استعاره «اردک شناور» یکی از همین تصاویر گویاست؛ پرنده ای که بر فراز پهنه آب با آرامشی خیره کننده، طمانینه و وقار سر می خورد، در حالی که در تاریکی و زیر سطح آب، پاهایش بی وقفه، نفس گیر و با اضطرابی پنهان در حال پارو زدن است تا مانع از غرق شدنش شود.
اگرچه این پدیده نخست در محیط های نخبگانی دانشگاهی مطرح شد، اما ژرف نگری در روابط انسانی و آسیب شناسی اداری نشان می دهد که این سندرم امروز به آفتی خاموش و فرساینده در پیکره سازمان ها و ادارات ما تبدیل شده است. در فرهنگ های اداری که به جای صداقت حرفه ای و واقع گرایی، «نمایش بی نقصی» ارزش گذاری می شود، کارکنان و حتی مدیران ناگزیرند نقابی از تسلط، لبخند و رضایت کاذب بر چهره بزنند. در این ساختارها، گویی پذیرش خستگی، اذعان به کمبود امکانات، یا درخواست راهنمایی و کمک، نشانه ای از ضعف، بی کفایتی یا عدم تعهد تلقی می شود. در نتیجه، کارمند یا کارشناس سازمان ترجیح می دهد بار نامتوازن وظایف، ابهامات فرایندی و فشارهای غیرمنطقی را در سکوت تحمل کند؛ بر روی آب لبخند بزند و در گزارش ها همه شاخص ها را سبز و بی نقص نشان دهد، اما در زیر آب با فرسودگی، بی خوابی و استرس های مخرب دست وپنجه نرم کند.
این بحران در سطح مدیریتی نیز چهره ای دیگر دارد. مدیرانی که دچار این عارضه می شوند، برای حفظ جایگاه یا پرستیژ سازمانی، هرگز چالش های واقعی واحد خود را به مدیران بالادستی منعکس نمی کنند؛ زیرا گمان می برند اعلام بحران یا اعتراف به نقص، کارآمدی آنان را زیر سوال می برد. این «سکوت سازمانی» و «آرامش تصنعی» در کوتاه مدت اوضاع را بر وفق مراد نشان می دهد، اما در باطن، سازمان را به سمت فرسودگی ساختاری و سکته ناگهانی هدایت می کند. درست همان طور که در حکمت های کهن و احادیث اخلاقی بر پرهیز از دورویی و تصنع تاکید شده است؛ چنان که در کلام علوی آمده است: «النفاق اخو الربا» و در فرازی دیگر، بر پرهیز از تظاهر به آنچه در درون نیست، هشدار داده شده است: «ما اضمر احد شیئا الا ظهر فی فلتات لسانه وصفحات وجهه»(نهج البلاغه، حکمت ۲۶) ؛ "هیچ کس چیزی را در دل پنهان نکرد، مگر اینکه در لغزش های زبان و چهره اش نمایان شد". فشاری که در پنهان کاری و تصنع به جان نیروهای سازمان تحمیل می شود، دیر یا زود در قالب بی انگیزگی، ترک خدمت ناگهانی نیروهای نخبه، افت کیفی کارها یا درگیری های درون فردی و میان فردی سر باز خواهد کرد.
برای رهایی از این آسیب مزمن، سازمان ها و ادارات به چند گام بنیادین نیاز دارند:
1. ارتقای فرهنگ امنیت روانی: مدیران باید فضایی امن خلق کنند که کارمند بدون ترس از سرزنش یا پرونده سازی، موانع کاری، فرسودگی توان جسمی و فکری، و چالش های فرایندی را بی پرده مطرح کند. آسیب پذیری و درخواست کمک، عیب نیست؛ بلکه نشانه بلوغ و مسئولیت پذیری است.
۲. گذار از نمایش گرایی به واقع نگری: در نظام ارزیابی عملکرد، نباید تنها ظاهر گزارش های پر زرق وبرق و شاخص های بی عیب سنجیده شوند؛ بلکه باید با شنیدن عمیق صدای کف سازمان، میزان اصالت تلاش ها، فشار وارد بر منابع انسانی و تعادل کار و زندگی سنجیده شود.
3. پرهیز از کمال گرایی سمی: ترویج این باور غلط که «نیروی نمونه کسی است که هیچ گاه خسته نمی شود و هیچ مشکلی ندارد»، موتور محرک سندرم اردک شناور است.
باید پذیرفت که انسان ها ماشین های بی احساس نیستند و عملکرد درخشان نیازمند بازسازی روحی و روانی مداوم است. سرمایه واقعی هر دستگاه اداری، منابع انسانی سالم، صادق و باانگیزه است. تداوم ساختار مبتنی بر نمایش و پنهان کاری، سازمان را به دریاچه ای از اردک های شناور بدل می کند که در سطح، آرامش کاذب دارد و در عمق، آکنده از فرسودگی، تقلای فرساینده و اضطراب غرق شدن است.
هنر یک مدیریت فهیم و بصیر آن است که این نقاب تزویر و اجبار را بشکند و به کارکنانش بیاموزد که می توان با صدق، شفافیت و گشاده رویی، بر امواج کار چیره شد، بی آنکه زیر پایه های آرامش ظاهری، روحی در حال فروریختن باشد.
یا حق
رقیه پورغفار ۱۴۰۵/۰۸/۱۳