فرسایش سرمایه انسانی در سازمانها

6 آبان 1405 - خواندن 4 دقیقه - 146 بازدید


فرسایش سرمایه انسانی، خطای پنهان در مدیریت اداری سازمان ها

(یادداشتی تحلیلی کاربردی )

در بسیاری از سازمان های کشور، افت بهره وری نه از ناتوانی افراد، بلکه از «داوری های شتاب زده» و «برچسب های تثبیت کننده» برمی خیزد؛ داوری هایی که مسیر دسترسی افراد به فرصت، آموزش و ارتقا را مسدود می کنند. این مقاله با تکیه بر نظریه برچسب زنی در جامعه شناسی و الهام از آموزه های قرآنی و علوی، پیامدهای این پدیده را تحلیل کرده و راهکارهایی اجرایی پیشنهاد می دهد.

1. وقتی «توصیف» جای «تشخیص» می نشیند در فضای اداری، گاهی ارزیابی از مسیر حرفه ای خارج شده و به جای بررسی یک رفتار مشخص، فرد با صفتی کلی قضاوت می شود. این جا یک خطای پنهان رخ می دهد: برچسب، جایگزین مشاهده می شود و موفقیت ها کم رنگ و خطاها پررنگ جلوه می کنند. قرآن کریم دقیقا روی همین نقطه دست می گذارد: «یا ایها الذین آمنوا اجتنبوا کثیرا من الظن ان بعض الظن اثم» (حجرات/۱۲). پرهیز از گمان، یک اصل مدیریتی برای جلوگیری از هزینه های سازمانی است.

۲. منطق برچسب زنی و چرخه خودتحقق یابی برچسب در سازمان مثل یک «پرونده نامرئی» عمل می کند و طی سه مرحله محقق می شود:

الف. نام گذاری:شناخت فرد با یک صفت خاص

ب. فیلترشدن فرصت ها:محدود کردن دسترسی فرد به پروژه ها، آموزش ها و جلسات کلیدی

ج. خودتحقق یابی پیش گویی:کاهش انگیزه کارمند در اثر افت اعتماد، افت عملکرد او، و تفسیر این افت به عنوان «اثبات برچسب». در نگاه علوی، عدالت مدیریتی بدون «شنیدن و انصاف» ممکن نیست. مدیری که با یک روایت حکم صادر کند، عدالت را قربانی سرعت کرده است

۳. چرا این مسئله در ادارات پررنگ تر است؟ شاخص های غیردقیق ارزیابی، روابط غیررسمی، ترس از هزینه مخالفت و ابهام نقش ها، ساختار برچسب زنی را تقویت می کنند. این در حالی است که اسلام کرامت انسان را اصل می داند «ولقد کرمنا بنی آدم» (اسراء/۷۰)؛ کرامت در مدیریت یعنی حق دیده شدن منصفانه و داوری مبتنی بر شواهد

۴ . پیامدهای پنهان برچسب زنی:

· بی عدالتی در توزیع فرصت ها و انحصار آن به حلقه نزدیکان مدیریت

· خاموشی صدای هشداردهنده و از دست رفتن حسگرهای خطای سازمان

· کاهش سرمایه اجتماعی و سوق دادن کارکنان به خروج روانی یا سازمانی

· تبدیل مدیریت به داوری شخصی و تضعیف شایسته سالاری

مدیر حرفه ای باید به جای روایت سازی، «روایت» را به «داده» و «داده» را به «علت» تبدیل کند.

۵. راهکارهای اجرایی:

· تبدیل صفت به رفتار قابل سنجش: به جای صفت کلی، بررسی دقیق ریشه مشکل در دو موقعیت خاص

· شفاف سازی فرصت ها: تعیین معیارهای روشن برای واگذاری پروژه ها و آموزش ها جهت مبارزه با تبعیض

· ایجاد سازوکار «شنیدن»: فراهم سازی امکان بازخورد دوطرفه با الهام از آیه «یستمعون القول فیتبعون احسنه» (زمر/۱۸)

· توجه به فرآیندها: ریشه یابی خطاهای سازمانی در ابزار، آموزش و فرآیندها، پیش از متهم کردن فرد

· تعیین فرصت اصلاح: فراهم کردن انتظار روشن، حمایت لازم و شاخص پیشرفت برای افراد دارای ضعف

سازمانی که برچسب را جایگزین ارزیابی عادلانه کند، آینده خود را محدود می سازد. استعداد در بستر عدالت و اعتماد رشد می کند، نه در فضای قضاوت های قطعی. به امید روزی که سازمان های ما بستر شکوفایی کرامت انسانی و تبلور «احسن العمل» باشند؛ چرا که به فرموده امام علی (ع)، آبادانی زمین در گروی آبادانی دل ها و جان هاست.

به قلم: دکتر رقیه پورغفار