کودک کار را سرزنش کنیم یا بپرسیم چرا مجبور به کار شده است؟
دکتر محمدمهدی سیدناصری
حقوقدان،پژوهشگر حقوق کودک و آینده کودکی در عصر دیجیتال
کودک کار را سرزنش کنیم یا بپرسیم چرا مجبور به کار شده است؟
وقتی کودکی در خیابان، کارگاه یا محیطی پرخطر مشغول کار است، ممکن است واکنش نخست جامعه سرزنش خانواده یا خود کودک باشد. گاهی نیز کارکردن او نشانه زودرس مسئولیت پذیری معرفی می شود. اما پیش از هر قضاوت باید پرسید کودک در چه شرایطی کار می کند، آیا امکان تحصیل دارد، آیا سلامت و امنیتش در معرض خطر است و آیا کار او نتیجه اجبار اقتصادی، بهره کشی یا فقدان حمایت کافی است. مسئله حقوق کودک، نادیده گرفتن واقعیت اقتصادی خانواده ها نیست؛ مسئله جلوگیری از آن است که هزینه این دشواری ها بر دوش رشد و آینده کودک گذاشته شود.
ماده ۳۲ کنوانسیون حقوق کودک از کودک در برابر بهره کشی اقتصادی و انجام کاری که احتمال دارد خطرناک باشد، با آموزش او تداخل پیدا کند یا به سلامت و رشدش آسیب بزند، حمایت می کند. این ماده دولت ها را به اتخاذ اقدامات قانونی، اداری، اجتماعی و آموزشی مناسب فرامی خواند. کنوانسیون سازمان بین المللی کار شماره ۱۳۸درباره حداقل سن اشتغال و کنوانسیون شماره ۱۸۲درباره بدترین اشکال کار کودک نیز در تحلیل این موضوع اهمیت دارند. بااین حال، تشخیص وضعیت قانونی هر نوع کار به سن کودک، ماهیت فعالیت و قوانین داخلی قابل اعمال بستگی دارد.
راه حل پایدار را نمی توان فقط در برخورد با کودک یا جمع آوری او از محیط کار جست وجو کرد. اگر کودک پس از مداخله همچنان با فقر، ترک تحصیل یا نبود حمایت خانوادگی روبه رو باشد، احتمال بازگشت او به همان وضعیت وجود دارد. حمایت اجتماعی از خانواده، دسترسی به آموزش، شناسایی موارد بهره کشی و فراهم کردن مسیرهای حمایتی و توانمندساز، بخش مهمی از پاسخ هستند.
همچنین باید میان فعالیت های سبک و ایمن متناسب با سن، در صورت مجازبودن، و کار خطرناک یا استثماری تفاوت گذاشت. هر نوع مشارکت کودک در کار، تعریف حقوقی یکسانی ندارد؛ اما هیچ ملاحظه اقتصادی نباید توجیهی برای نادیده گرفتن سلامت، آموزش و کرامت او باشد.
جامعه ای که کودک کار را فقط در خیابان می بیند و شرایطی را که او را به آنجا رسانده نادیده می گیرد، با ریشه مسئله روبه رو نشده است. حمایت از حقوق کودک یعنی دیدن هم زمان کودک، خانواده و ساختارهایی که فرصت های زندگی او را محدود می کنند.