در جنگ، زلزله یا بحران، کودکان دقیقا چه حقوقی دارند؟
دکتر محمدمهدی سیدناصری
حقوقدان،پژوهشگر حقوق کودک و آینده کودکی در عصر دیجیتال
در جنگ، زلزله یا بحران، کودکان دقیقا چه حقوقی دارند؟
در شرایط جنگ، زلزله، سیل یا دیگر بحران ها، توجه عمومی معمولا به آمار خسارت ها، عملیات امداد و بازسازی زیرساخت ها معطوف می شود. در این میان، تجربه کودکان ممکن است در میان گزارش های کلی گم شود. کودک فقط فردی کوچک تر در یک بحران عمومی نیست؛ به دلیل وابستگی بیشتر به بزرگسالان، نیازهای رشدی و احتمال جدایی از خانواده، ممکن است با خطرها و آسیب های ویژه ای مواجه شود. ازاین رو، برنامه ریزی اضطراری باید از ابتدا حقوق و نیازهای او را در نظر بگیرد.
کنوانسیون حقوق کودک در مواد ۶، ۱۹، ۲۲، ۲۴، ۲۸ و ۳۸، موضوعاتی مانند حق حیات و رشد، حمایت در برابر خشونت، حمایت از کودکان پناه جو، سلامت، آموزش و حمایت در مخاصمات مسلحانه را پوشش می دهد. افزون بر آن، حقوق بشردوستانه بین المللی در شرایط مخاصمه مسلحانه، قواعد ویژه ای برای حمایت از کودکان و غیرنظامیان دارد. شکل و دامنه تعهدات در هر وضعیت به قواعد قابل اعمال و شرایط مشخص بستگی دارد؛ اما بحران، کودکان را از برخورداری از حمایت های حقوقی محروم نمی کند.
در سطح خانواده، می توان اطلاعات تماس ضروری، راه ارتباطی در صورت جدایی، داروهای لازم و برنامه ای متناسب با سن کودک برای شرایط اضطراری آماده کرد. در مدرسه نیز باید مسیرهای خروج ایمن، روش اطلاع رسانی به خانواده، حمایت از دانش آموزان دارای معلولیت و سازوکار شناسایی کودکان جداافتاده روشن باشد. اطلاع رسانی به کودکان باید دقیق، قابل فهم و متناسب با سن باشد؛ نه اینکه با پنهان کردن همه واقعیت ها آنان را سردرگم کند یا با جزئیات هراس انگیز اضطرابشان را افزایش دهد.
پس از بحران نیز نیازهای کودکان پایان نمی یابد. بازگشت به آموزش، حمایت روانی و اجتماعی، حفظ پیوندهای خانوادگی و جلوگیری از بهره کشی از کودکان باید بخشی از برنامه بازسازی باشد. کودکی که خانه یا مدرسه اش را از دست داده، فقط به سرپناه موقت نیاز ندارد؛ او به امکان ادامه رشد و بازگشت تدریجی به زندگی نیز نیازمند است.
معیار حمایت موثر در بحران، تنها تعداد افراد امدادرسانی شده نیست؛ باید پرسید آیا کودکان توانسته اند زنده بمانند، در امنیت قرار گیرند، به خانواده و آموزش دسترسی داشته باشند و کرامتشان حفظ شود.