تنبیه برای تربیت یا تربیت برای اطاعت؟ مرز باریک میان انضباط و خشونت
دکتر محمدمهدی سیدناصری
حقوقدان،پژوهشگر حقوق کودک و آینده کودکی در عصر دیجیتال
تنبیه برای تربیت یا تربیت برای اطاعت؟ مرز باریک میان انضباط و خشونت
در بسیاری از خانواده ها هنوز این باور وجود دارد که کودک باید گاهی بترسد تا حرف شنوی داشته باشد. برخی والدین فریادزدن، تحقیرکردن، تهدیدکردن یا تنبیه بدنی را بخشی از فرایند تربیت می دانند و معتقدند اگر کودک با سخت گیری مواجه نشود، مسئولیت پذیر نخواهد شد. مسئله اینجاست که اطاعت ظاهری همیشه نشانه یادگیری نیست. کودکی که فقط برای فرار از تنبیه رفتار خاصی را انجام می دهد، ممکن است نه دلیل درستی آن رفتار را بفهمد و نه در غیاب فرد تنبیه کننده به آن پایبند بماند.
ماده ۱۹ کنوانسیون حقوق کودک، دولت های عضو را موظف می کند اقدامات قانونی، اداری، اجتماعی و آموزشی لازم را برای حمایت از کودک در برابر خشونت جسمانی و روانی، آسیب، بدرفتاری، غفلت و بهره کشی اتخاذ کنند. کمیته حقوق کودک نیز در تفسیر عمومی شماره ۸ بر حق کودک برای حمایت در برابر تنبیه بدنی و دیگر شیوه های تنبیه تحقیرآمیز تاکید کرده است. این رویکرد، میان انضباط سازنده و خشونت تفاوت می گذارد: کودک به قواعد روشن و پیامدهای قابل پیش بینی نیاز دارد، اما این قواعد نباید با تحقیر شخصیت یا آسیب زدن به او اجرا شوند.
برای مثال، اگر کودکی وسیله ای را عمدا خراب کند، می توان از او خواست در حد توان برای جبران خسارت همکاری کند، درباره پیامد رفتارش گفت وگو کرد و راه جایگزین را آموزش داد. اما توهین به او، مقایسه کردنش با دیگران یا تهدید به ترک کردن او، نه مسئولیت پذیری را تضمین می کند و نه احترام به قواعد را می آموزد. در این میان، باید میان آثار تربیتی یک رفتار و ارزیابی حقوقی آن نیز تفاوت گذاشت؛ هر رفتار نامناسبی لزوما عنوان حقوقی یکسانی ندارد، اما آسیب روانی را نباید به دلیل نامرئی بودنش نادیده گرفت.
آموزش حقوق کودک به والدین یعنی پذیرفتن این حقیقت که بزرگسالان نیز در برابر کودکان مسئول اند. هدف تربیت، ساختن انسانی نیست که هرگز مخالفت نکند؛ هدف، پرورش انسانی است که بتواند درست و نادرست را تشخیص دهد، مسئولیت رفتار خود را بپذیرد و در عین حال بداند کرامتش حتی هنگام اشتباه کردن محفوظ است.