جامعه شناسی انتخابات اسرائیل: از شکاف مذهبی–سکولار تا بن بست قبیله های رای
در اسرائیل، رای دادن پیش از آنکه یک انتخاب سیاسی باشد، یک اعلام هویت است. صندوق رای در این جامعه پیش از آنکه از برنامه اقتصادی بپرسد، از جایگاه فرد در طیف مذهبی می پرسد: حریدی یا سکولار، ملی-مذهبی یا سنتی، مزراحی یا اشکنازی، یهودی یا عرب. به همین دلیل است که در انتخابات ۲۰۲۲، ۹۷٪ رای دهندگان حریدی به احزاب ائتلاف حاکم رای دادند، در حالی که ۷۴٪ سکولارها از احزاب مخالف حمایت کردند. این شکاف تنها یک آمار انتخاباتی نیست؛ نقشه شکاف های ساختاری جامعه ای است که در آن رای، هم بیان هویت گروهی است و هم ابزار توزیع منابع و اعمال نفوذ ائتلافی. انتخابات پایان اکتبر ۲۰۲۶ نیز در همین بستر برگزار شد: با مشارکتی بی سابقه، جهشی چشمگیر در آرای احزاب عرب، و بن بستی که — بر اساس گزارش های اولیه — هیچ یک از دو بلوک را به ۶۱ کرسی لازم برای تشکیل دولت نرساند. از این منظر، انتخابات اسرائیل را نباید فقط رقابت احزاب خواند؛ باید آن را همه پرسی عملی درباره هویت جمعی، مرزهای «سهم عادلانه» و رابطه دین و دولت دید.
تحلیل جامعه شناختی رفتار انتخاباتی در اسرائیل را می توان حول یک گزاره مرکزی سازمان داد: مهم ترین پیش بین رای دادن، جایگاه فرد در طیف مذهبی است، نه صرفا طبقه اقتصادی یا گرایش ایدئولوژیک انتزاعی. داده های موسسه دموکراسی اسرائیل بر پایه بیش از دوازده هزار پاسخ دهنده یهودی نشان می داد که در ۲۰۲۲، ۹۷٪ حریدی ها به احزاب ائتلاف حاکم و ۷۴٪ سکولارها به احزاب مخالف رای دادند. این شکاف بازتاب ساختار «قبیله ای شده» جامعه ای است که در آن رای، تنها بیان ترجیح ایدئولوژیک نیست؛ ابزاری برای حفظ هویت گروهی، توزیع منابع و اعمال نفوذ در ائتلاف های شکننده است.
ترکیب جمعیتی یهودیان اسرائیل — حدود ۴۳.۶٪ سکولار، نزدیک به یک سوم سنتی، حدود ۱۳٪ ملی-مذهبی و ۱۱.۶٪ حریدی — در حال تغییر سریع است. حریدی ها با نرخ زادوولد حدود ۶.۵ فرزند برای هر زن، سریع ترین رشد جمعیتی را دارند و پیش بینی می شود تا ۲۰۵۰ حدود یک سوم جمعیت یهودی را تشکیل دهند. رای دهی حریدی عمدتا بر اساس توصیه خاخام ها و به صورت بلوکی انجام می شود؛ در ۲۰۲۲، ۸۶٪ آن ها به احزاب سکتوری حریدی، یعنی یهودوت هتوراه و شاس، رای دادند. همین انسجام سازمانی، احزاب کوچک حریدی را به شرکای حیاتی هر ائتلافی بدل می کند. در سوی دیگر، سکولارها به طور فزاینده ای خود را در برابر این بلوک تعریف می کنند و مناقشه بر سر خدمت سربازی حریدی ها از یک اختلاف فرهنگی به آزمون «سهم عادلانه» از امنیت و اقتصاد تبدیل شده است.
شکاف قومی-طبقاتی میان مزراحی ها و اشکنازی ها نیز پایگاه اصلی پوپولیسم ملی گرا را شکل می دهد. مزراحی ها بیش از نیمی از جمعیت یهودی را تشکیل می دهند و شهرهای پیرامونی و کمتربرخوردار پایگاه های سنتی لیکود هستند. ریشه این گرایش را باید در حاشیه رانی تاریخی مزراحی ها توسط جنبش کارگری-صهیونیستی تحت سلطه اشکنازی ها در دهه های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ جست وجو کرد؛ زخمی که با رقابت بر سر منابع و ناامنی وجودی تشدید شده است. لیکود در میان رای دهندگان «سنتی» موقعیت خود را از ۳۹٪ در ۲۰۲۱ به ۴۶.۵٪ در ۲۰۲۲ رساند و این روند در دوره کنونی نیز تداوم یافته است. در کنار این شکاف، جامعه روس زبان با وزن تخمینی ۱۴ تا ۱۷ کرسی، به عنوان یک رای سیال و بالقوه «کینگ میکر» عمل می کند؛ بخشی از آن به لیکود و راست گرایش دارد و بخشی، به ویژه تازه واردان، به احزاب میانه یا حتی چپ متمایل است.
شهروندان عرب، حدود ۲۰٪ از جمعیت اسرائیل، الگویی متمایز دارند: مشارکت پایین تر در سطح ملی و بالاتر در سطح محلی، و اولویت دادن به مسائل مدنی و معیشتی. با این حال، در دوره های اخیر افزایش مشارکت عرب ها به عنوان ابزاری برای جلوگیری از تشکیل کابینه نتانیاهو مطرح شده و احزاب عرب را به بازیگری تعیین کننده در معادلات ائتلافی بدل کرده است. در سوی دیگر، جوانان نیز به سمت راست چرخیده اند؛ بر اساس نظرسنجی کانال ۱۲، ۷۴٪ از اسرائیلی های ۱۸ تا ۲۲ ساله خود را در طیف راست میانه تا راست افراطی جای می دهند و حدود ۱۶٪ به طور مشخص از احزاب فوق ملی گرا حمایت می کنند. برای این نسل، که «نسل نتانیاهو» نام گرفته و صلح با فلسطینی ها را تجربه نکرده است، امنیت و «ترس از دشمن» اولویت اول است. شکاف باروری نیز این روند را تشدید می کند: حریدی ها نزدیک به هفت فرزند و سکولارها کمتر از سه فرزند دارند، بنابراین ترکیب جمعیتی رای دهندگان به طور ساختاری به سمت راست مذهبی متمایل می شود.
در انتخابات کنونی، که گزارش های اولیه منتشرشده در پایان اکتبر ۲۰۲۶ حکایت از مشارکت بالای بی سابقه و نبود اکثریت برای هیچ یک از دو بلوک دارد، همین ساختار عمل کرده است. اگر این گزارش ها مبنای تحلیل قرار گیرد، ائتلاف به رهبری بنیامین نتانیاهو و ائتلاف مخالفان به رهبری گادی آیزنکوت هیچ کدام به ۶۱ کرسی لازم برای تشکیل دولت نرسیده اند؛ لیکود همچنان بزرگ ترین حزب مانده، اما پراکندگی احزاب و آستانه انتخاباتی ۳.۲۵٪ تشکیل ائتلاف را دشوارتر کرده است. شگفتی اصلی، جهش احزاب عرب و افزایش مشارکت در مناطق عرب نشین است؛ روندی که پاسخی عملی به سال ها حاشیه رانی و نیز واکنشی به تلاش های پیش از انتخابات برای رد صلاحیت احزاب عرب بود. با این حال، رهبران احزاب یهودی مخالف اعلام کرده اند که احزاب عرب را در ائتلاف آینده مشارکت نخواهند داد. این تناقض ساختاری — افزایش وزن انتخاباتی عرب ها در کنار طرد سیاسی آن ها — احزاب عرب را به «کینگ میکر منفور» بدل کرده است: بدون آن ها هیچ یک از دو بلوک اکثریت ندارد، اما هیچ یک نیز حاضر به ائتلاف رسمی با آن ها نیست.
اولویت های رای دهندگان نیز در این دوره تغییر کرده است. در نظرسنجی IDI، ۴۱٪ از پاسخ دهندگان اقتصاد و هزینه زندگی را یکی از دو اولویت اصلی خود نامیدند و ۳۸٪ امنیت و سیاست خارجی را؛ در حالی که در آستانه انتخابات ۲۰۲۲ تنها ۱۱٪ امنیت را اولویت اصلی می دانستند. در میان یهودیان، خدمت سربازی و دین و دولت اولویت های سوم و چهارم بودند. تجربه ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و جنگ غزه، امنیت را به محور مسلط کارزار تبدیل کرده و «منطق نظامی گری» را در رقابت سیاسی عادی سازی کرده است. همزمان، دادگاه نتانیاهو، اصلاحات قضایی و مناقشات پیرامون نهادهای نظارتی، شکاف «دموکراسی و حاکمیت قانون» را به شکاف انتخاباتی بدل کرده و فشار هزینه زندگی و مسکن، به ویژه برای جوانان و خانواده های پیرامونی، به رای اعتراضی دامن زده است.
نتیجه ساختاری این وضعیت، سیاستی است مبتنی بر ائتلاف های شکننده، قبیله های انتخاباتی و رقابت هویتی؛ نه رقابت ساده برنامه ای. هر انتخابات به همه پرسی عملی درباره هویت جمعی، مرزهای «سهم عادلانه»، رابطه دین و دولت و معنای شهروندی تبدیل می شود. در انتخابات ۲۰۲۶، ترکیب سه عامل — انسجام بلوک حریدی-مذهبی، جهش انتخاباتی عرب ها، و امتناع همزمان رهبران یهودی از ائتلاف با عرب ها — یک بن بست ساختاری ایجاد کرده است. سناریوهای پیش رو محدودند: یا یکی از بلوک ها با جلب حمایت بیرونی و بدون عضویت رسمی احزاب عرب به اکثریتی شکننده دست می یابد، یا یک دولت وحدت ملی گسترده شکل می گیرد که موانع شخصی و ایدئولوژیک جدی دارد، یا اسرائیل به سمت دور دیگری از انتخابات می رود. در هر سه حالت، پیش بینی رفتار انتخاباتی نه بر اساس نظرسنجی های مقطعی، بلکه بر اساس ترکیب جمعیتی، جغرافیای اجتماعی و انسجام سازمانی بلوک های مذهبی-قومی ممکن می شود؛ و این همان نکته ای است که جامعه شناسی انتخابات اسرائیل را از تحلیل صرفا سیاسی آن متمایز می کند.