حکم در ادراک حقیقت وجودی

[محیی الدین بن عربی]
«و لهذا کنی ایوب فی المس فاضافه الی الشیطان مع قرب المس».(1)
***
[ابو العلا عفیفی]
اگر شیطان را به معنای حالت بعد و مس را به معنای حالت قرب بفهمیم، معنای سخن ایوب: «انی مسنی الشیطان – ص/41» این خواهد بود که حالت بعد از دریافت حقیقت همانند نزدیکی بساونده به بساویده به من نزدیک شده است. پس ایوب کلمه ی مس را به گونه ای کنایی به جای کلمه ی قرب به کار برده است و آن را به شیطانی نسبت می دهد که به معنای بعد است با این مس اقتضای قرب دارد یا همان خود قرب است. پس انگار چنین گفته است: «من بسیار نزدیکم به حالت دوری از ادراک حقیقت». معنا اندکی بیشتر روشن می شود آن گاه که سخن مولف را پس از آن می خوانیم که: «آنچه دور از من است، با حکمی [یا حکومتی] که در من دارد به من نزدیک است». آنچه از او دور است ادراک او از حقیقت وجودی است؛ در عین حال او اثر این دوری را [که ابن عربی این اثر را حکم می نامد] در درون خود لمس می کند. یا [بگوییم معنای آن جمله این است] که حالت حجاب از حقیقت، سخت به من نزدیک است؛ زیرا آن را احساس می کنم.(2)
***
[یزدانپناه عسکری]
سرعت استجابت دعا با روپوش همت و قرب به حق، حکم در ادراک حقیقت وجودی است.
__________________
1 – محیی الدین بن عربی، فصوص الحکم، دار احیاء الکتب العربیه - قاهره، چاپ: اول، 1946 م. ج2 ؛ ص238
- لو فهمنا الشیطان علی انه حاله البعد، و المس علی انه حاله القرب، کان معنی قول ایوب: «انی مسنی الشیطان» ان حاله البعد عن ادراک الحقیقه قد قربت منی قرب اللامس من الملموس. فهو یستعمل کلمه مس علی سبیل الکنایه بدلا من کلمه قرب، و ینسب المس الی الشیطان الذی هو البعد، بالرغم من ان المس یقتضی القرب او انه هو القرب نفسه. فکانه قال: «اننی قریب من حاله البعد عن ادراک الحقیقه». و یتضح المعنی بعض الشیء عند ما نقرا قول المولف بعد ذلک «البعید منی قریب لحکمه فی». فالبعید منه هو ادراکه للحقیقه الوجودیه، و هو یلمس فی نفسه اثر ذلک البعد (و هو الذی یسمیه بالحکم)، او ان حاله الحجاب عن الحقیقه شدیده القرب منی لانی احس بها.
2 - شرحی بر فصوص الحکم : شرح نقد اندیشه ابن عربی، نوشته ابو العلا عفیفی، ترجمه نصراله حکمت – تهران: الهام 1380 صفحه 295
