مهدی صفی آبادی
15 یادداشت منتشر شدهکارستان بهارستان؛ از وفور امکانات تا پرسش مرجعیت
کارستان بهارستان؛ از وفور امکانات تا پرسش مرجعیت
نقد عملکرد کارستان بهارستان از آغاز فعالیت تا مهر ۱۴۰۵
وقتی با در اختیار داشتن امکانات گسترده، به دنبال مرجعیت در حوزه کودک و نوجوان هستیم، باید پرسید: سهم واقعی کودکان و نوجوانان از این سرمایه گذاری چیست؟
نویسنده: مهدی صفی آبادی | پژوهشگر هنر و روزنامه نگار فرهنگ، هنر و رسانه
مقدمه؛ مرجعیت را نمی توان با ساختمان و امکانات به دست آورد
در سال های اخیر، ایجاد مراکز نوآوری، پردیس های خلاق، شتاب دهنده های فرهنگی و مجموعه های حمایت از تولیدکنندگان محصولات کودک و نوجوان، به یکی از رویکردهای نهادهای فرهنگی کشور تبدیل شده است. در این میان، کارستان بهارستان، وابسته به حوزه هنری، با برخورداری از فضای فیزیکی گسترده، امکانات تخصصی و ارتباط با مجموعه های تولیدکننده، تلاش کرده است خود را به عنوان یکی از مراکز اصلی جریان سازی در حوزه کودک و نوجوان معرفی کند.
اما پرسش اساسی این است که آیا برخورداری از امکانات، گردآوری تولیدکنندگان، برگزاری نشست ها و ایجاد فضای کار اشتراکی برای دستیابی به مرجعیت فرهنگی کافی است؟
مرجعیت فرهنگی نه با تعداد اتاق ها و میزهای کار، بلکه با میزان اثرگذاری بر تولید، مصرف، کیفیت و آینده فرهنگ کودک و نوجوان سنجیده می شود.
کارستان بهارستان را باید با همین معیار بررسی کرد؛ نه با پیش داوری درباره وابستگی نهادی آن و نه با تکرار گزارش های تبلیغاتی منتشرشده درباره دستاوردهایش.
این نقد بر گزارش های عمومی منتشرشده از آغاز فعالیت مجموعه تا ۲۶ مهر ۱۴۰۵ استوار است. ازآنجاکه صورت های مالی، قراردادهای حمایتی، ارزیابی مستقل محصولات و گزارش جامع عملکرد مجموعه در منابع بررسی شده در دسترس نبود، برخی پرسش ها همچنان نیازمند پاسخ مستند مدیریت کارستان هستند.
۱. از تاسیس تا امروز؛ کارستان چه مسیری را پیموده است؟
براساس گزارشی که آبان ۱۴۰۴ از بازدید اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس منتشر شد، کارستان بهارستان در آن مقطع حدود دو سال سابقه فعالیت داشته است. بنابراین می توان آغاز فعالیت آن را حدود سال ۱۴۰۲ دانست؛ هرچند تعیین تاریخ دقیق تاسیس حقوقی یا افتتاح رسمی نیازمند سند مستقل است.
این مجموعه با تمرکز بر تولید محتوا و محصولات فرهنگی کودک و نوجوان شکل گرفت و فعالیت هایی مانند تولید اسباب بازی، بازی های فکری، عروسک، نوشت افزار، پویانمایی و کتاب را در دستور کار قرار داد.
در گزارش آبان ۱۴۰۴، از حضور بیش از ۴۰ مجموعه تولیدی به صورت مستقیم و همکاری با بیش از ۱۰۰ مجموعه در سراسر کشور سخن گفته شده است. همچنین در جریان بازدید نمایندگان مجلس، نمایشگاهی شامل حدود سه هزار عنوان محصول از تولیدکنندگان مختلف معرفی شد.
در گزارش عملکرد منتشرشده در آذر ۱۴۰۴ نیز آمارهای زیر ارائه شده است:
۱. استقرار مجموعا ۴۶ تیم و ۳۱۹ نفر در دوره گزارش شده.
۲. فعالیت ۴۰ تیم و ۲۶۶ نفر در زمان انتشار گزارش.
۳. بهره برداری از ۹۲ درصد ظرفیت فاز نخست.
۴. برگزاری ۲۲۸ جلسه و ۱۰۹ عنوان رویداد و کارگاه تخصصی.
۵. مشارکت بیش از چهار هزار نفر در برنامه ها.
۶. ثبت بیش از ۵۱ هزار دقیقه فعالیت و تعامل.
۷. برخورداری از کتابخانه ای با بیش از ۸۰۰ جلد کتاب تخصصی، استودیوهای تولید محتوا، پلاتو، بلک باکس و فضاهای آموزشی.
در همان گزارش، توسعه فاز دوم شامل سینما، استودیوی ضبط صدا، پلاتو و عمارت هنر به عنوان برنامه آینده معرفی شده است.
این اعداد نشان دهنده شکل گیری یک زیرساخت قابل توجه و فعالیت مستمر مجموعه هستند. بنابراین نمی توان کارستان را نهادی فاقد فعالیت یا دستاورد معرفی کرد.
بااین حال، مسئله اصلی از همین نقطه آغاز می شود.
آیا تعداد جلسات، تیم ها و شرکت کنندگان، شاخص مناسبی برای سنجش موفقیت یک مرکز مدعی مرجعیت در حوزه کودک و نوجوان است؟
پاسخ، به تنهایی منفی است.
۲. مسئله نخست؛ غلبه آمار فعالیت بر شاخص های اثربخشی
یکی از آسیب های رایج مدیریت فرهنگی در ایران، جایگزینی آمار فعالیت به جای سنجش اثرگذاری است.
در چنین رویکردی، تعداد نشست ها، کارگاه ها، تفاهم نامه ها، بازدیدها و شرکت کنندگان به معیار موفقیت تبدیل می شود؛ درحالی که این شاخص ها بیشتر میزان فعالیت سازمان را نشان می دهند، نه نتیجه نهایی آن را.
برای مثال، وقتی کارستان از برگزاری ۱۰۹ رویداد و کارگاه سخن می گوید، پرسش های مهم تری مطرح می شوند:
- چند رویداد به تولید محصول جدید منجر شده است؟
- چند محصول توانسته وارد بازار شود و به فروش پایدار برسد؟
- چند تیم از مرحله ایده به کسب وکار مستقل رسیده اند؟
- چند محصول از نظر تربیتی، روان شناختی و آموزشی ارزیابی شده است؟
- چند محصول توانسته مخاطب کودک و نوجوان را به صورت مستمر حفظ کند؟
- چه تعداد شغل پایدار، نه صرفا فرصت استقرار موقت، ایجاد شده است؟
بدون پاسخ به این پرسش ها، نمی توان میان «پویایی یک مجموعه» و «موفقیت یک زیست بوم» رابطه قطعی برقرار کرد.
کارستان ممکن است در گردآوری فعالان فرهنگی موفق عمل کرده باشد، اما موفقیت در گردآوری تولیدکنندگان الزاما به معنای موفقیت در توسعه بازار، افزایش کیفیت محصولات یا تغییر الگوی مصرف فرهنگی کودکان نیست.
۳. مسئله دوم؛ آیا کارستان به جایگاه مرجعیت رسیده است؟
در گزارش آذر ۱۴۰۴، هدف کارستان تبدیل شدن به مرجع ملی جریان سازی محتوای کودک و نوجوان عنوان شده است.
این هدف، فراتر از مدیریت یک پردیس فرهنگی است.
مرجعیت ملی مستلزم برخورداری از چند ویژگی بنیادین است: تولید دانش معتبر، تعیین استانداردهای تخصصی، اعتماد عمومی، اثرگذاری بر سیاست گذاری، شبکه ارتباطی فراگیر و توانایی ارزیابی مستقل محصولات.
مرجعی که در حوزه کودک و نوجوان فعالیت می کند باید بتواند به پرسش هایی مانند این پاسخ دهد:
چه محتوایی برای کدام مرحله رشدی مناسب است؟ یک بازی آموزشی با چه شاخص هایی ارزیابی می شود؟ چگونه می توان کیفیت یک اثر نمایشی را از منظر هنری و تربیتی سنجید؟ چه استانداردهایی برای طراحی شخصیت، روایت، محصول تعاملی و تجربه کاربری کودک وجود دارد؟
همچنین باید مشخص شود چه نسبتی میان محصولات تولیدشده و نیازهای واقعی کودکان ایرانی برقرار است.
تا زمانی که گزارش های عمومی مجموعه، بیش از استانداردهای علمی و نتایج ارزیابی مستقل، بر تعداد رویدادها و امکانات تمرکز داشته باشند، ادعای مرجعیت همچنان نیازمند اثبات خواهد بود.
مرجعیت عنوانی نیست که یک مجموعه برای خود انتخاب کند؛ جایگاهی است که جامعه تخصصی و مخاطبان به آن می بخشند.
۴. مسئله سوم؛ تمرکز امکانات در تهران و پرسش عدالت فرهنگی
یکی از مهم ترین موضوعات در ارزیابی کارستان بهارستان، نسبت امکانات متمرکز آن با ظرفیت های پراکنده کشور است.
ایران تنها تهران نیست و تولید فرهنگی کودک و نوجوان نیز محدود به مجموعه های مستقر در پایتخت نمی شود.
در استان هایی مانند خوزستان، سیستان وبلوچستان، کردستان، هرمزگان، لرستان، گلستان، البرز و دیگر مناطق کشور، هنرمندان، نویسندگان، عروسک سازان، بازی سازان، مربیان و گروه های مستقل متعددی فعالیت می کنند.
بسیاری از این فعالان ممکن است به امکانات تولید، مشاوره حقوقی، سرمایه اولیه، شبکه توزیع و فرصت معرفی آثار دسترسی کافی نداشته باشند.
کارستان در گزارش های منتشرشده از همکاری با بیش از ۱۰۰ مجموعه خارج از ساختار استقرار مستقیم سخن گفته است. همچنین در جریان بازدید کمیسیون فرهنگی مجلس، موضوع ایجاد دست کم پنج قطب مشابه در کشور مطرح شده است.
این اقدامات و برنامه ها ارزش بررسی دارند، اما چند پرسش همچنان باقی است:
چه سهمی از حمایت های مالی و زیرساختی کارستان به تولیدکنندگان خارج از تهران اختصاص یافته است؟
آیا تولیدکننده مستقلی در اهواز، زاهدان، سنندج یا بندرعباس می تواند بدون استقرار فیزیکی در تهران از خدماتی مشابه برخوردار شود؟
آیا برای شناسایی استعدادهای شهرستانی، فراخوان های عمومی، داوری شفاف و سازوکار دسترسی برابر وجود دارد؟
و مهم تر از همه، آیا کارستان به دنبال ایجاد شبکه ای ملی است یا گسترش الگویی که همچنان مرکز تصمیم گیری و تخصیص منابع آن در تهران باقی می ماند؟
این پرسش ها به معنای انکار همکاری های استانی نیست، بلکه مطالبه انتشار شاخص های قابل سنجش درباره عدالت در توزیع فرصت هاست.
۵. مسئله چهارم؛ کودک و نوجوان کجای این زیست بوم قرار دارند؟
شاید بنیادی ترین نقد به الگوی بسیاری از مراکز تولید محتوای کودک و نوجوان، کم رنگ بودن نقش خود کودکان در فرایند طراحی و ارزیابی محصولات باشد.
در این مراکز، معمولا بزرگسالان درباره نیازهای کودکان تصمیم می گیرند، بزرگسالان محصول طراحی می کنند، بزرگسالان درباره کیفیت آن نظر می دهند و در نهایت، محصول برای کودکان عرضه می شود.
اما کودک تنها مصرف کننده نهایی نیست.
کودک و نوجوان باید در مراحل متناسب با سن خود، از شناسایی مسئله و طراحی اولیه تا آزمون محصول و ارزیابی تجربه استفاده، مشارکت داشته باشند.
اگر کارستان به دنبال مرجعیت ملی است، باید بتواند سازوکاری برای شنیدن صدای واقعی مخاطبان خود ارائه کند.
آیا آزمایشگاه تجربه کاربری کودک در این مجموعه فعال است؟
آیا محصولات پیش از عرضه با گروه های سنی مختلف آزمون می شوند؟
آیا کودکان دارای معلولیت یا نیازهای آموزشی متفاوت در طراحی و ارزیابی محصولات مشارکت دارند؟
آیا نتایج این ارزیابی ها منتشر می شود؟
در منابع بررسی شده، اطلاعات کافی برای پاسخ قطعی به این پرسش ها به دست نیامد.
این خلا اطلاعاتی به معنای نبود چنین فعالیت هایی نیست، اما نشان می دهد گزارش عمومی آنها برای ارزیابی مستقل ضروری است.
مرکز تخصصی کودک و نوجوان، بدون مشارکت نظام مند کودکان و نوجوانان، در معرض تبدیل شدن به مرکز تصمیم گیری بزرگسالان برای کودکان قرار می گیرد.
۶. مسئله پنجم؛ حمایت از تولید یا ایجاد بازار پایدار؟
در گزارش بازدید کمیسیون فرهنگی مجلس، وجود حدود سه هزار عنوان محصول در نمایشگاه کارستان مورد توجه قرار گرفته است.
اما باید میان نمایش محصول، تولید محصول و فروش موفق محصول تفاوت قائل شد.
نمایشگاه می تواند فرصتی برای معرفی توانمندی تولیدکنندگان باشد، اما به تنهایی نشان دهنده موفقیت اقتصادی آنها نیست.
برای سنجش اثرگذاری واقعی کارستان باید مشخص شود:
چه تعداد از محصولات معرفی شده در بازار توزیع شده اند؟ چه میزان فروش داشته اند؟ چند محصول توانسته اند به بازارهای صادراتی راه پیدا کنند؟ چه سهمی از درآمد حاصل به تولیدکنندگان مستقل رسیده است؟
حضور کارستان در فعالیت های مرتبط با نمایشگاه کودک و نوجوان بغداد نیز نشان دهنده توجه به ظرفیت بازار منطقه ای است. در گزارشی از این رویداد، از حضور ۵۰ تولیدکننده ایرانی با حدود ۴۰۰ محصول سخن گفته شده است. بااین حال، میزان فروش، قراردادهای منعقدشده و سهم مستقیم کارستان از نتایج اقتصادی این حضور، در اطلاعات بررسی شده روشن نیست.
تفاوت مهمی میان «فراهم کردن فرصت معرفی» و «ایجاد زنجیره پایدار ارزش» وجود دارد.
اگر قرار است کارستان از تولیدکنندگان حمایت کند، ارزیابی عملکرد آن باید شامل میزان دسترسی تولیدکنندگان به بازار، رشد درآمد، توسعه شبکه توزیع و پایداری کسب وکارها نیز باشد.
۷. مسئله ششم؛ نسبت امکانات عمومی با دستاوردهای قابل اندازه گیری
کارستان بهارستان به عنوان مجموعه ای وابسته به حوزه هنری، از ظرفیت های نهادی و زیرساختی برخوردار است که دسترسی به آنها برای بسیاری از فعالان مستقل آسان نیست.
استودیو، فضای اجرا، امکانات تولید، شبکه ارتباطی و ظرفیت معرفی رسانه ای، همگی سرمایه های ارزشمندی هستند.
اما هرچه ظرفیت نهادی یک مجموعه بیشتر باشد، انتظار پاسخ گویی و شفافیت نیز افزایش می یابد.
نقد اصلی در این بخش، صرفا میزان امکانات نیست؛ بلکه نسبت هزینه ها و منابع اختصاص یافته با نتایج حاصل از آنهاست.
برای داوری منصفانه باید اطلاعات زیر منتشر شود:
۱. میزان سرمایه گذاری اولیه و هزینه های توسعه زیرساخت.
۲. بودجه عملیاتی سالانه و منابع تامین آن.
۳. ارزش حمایت های نقدی و غیرنقدی از تیم ها.
۴. شرایط و معیارهای انتخاب مجموعه های مستقر.
۵. سهم درآمدهای اختصاصی و میزان وابستگی به حمایت نهادی.
۶. میزان اشتغال پایدار و رشد اقتصادی تیم ها.
۷. گزارش مستقل از اثربخشی فرهنگی و آموزشی محصولات.
تا زمانی که این اطلاعات در دسترس نباشد، نه می توان درباره بهره وری اقتصادی کارستان حکم قطعی صادر کرد و نه می توان ادعای استفاده بهینه از منابع را به صورت مستقل تایید کرد.
۸. مسئله هفتم؛ آیا نشست های تخصصی به تصمیم و تغییر منجر شده اند؟
کارستان بهارستان میزبان نشست ها و جلسات متعددی در حوزه سیاست گذاری و تولید فرهنگی بوده است.
ازجمله در آذر ۱۴۰۳، نشستی با موضوع نقش حکمرانی در نظام مصرف کالای فرهنگی کودک و نوجوان در این مجموعه برگزار شد. همچنین در خرداد ۱۴۰۵، جلسه ای مرتبط با برنامه هفتم پیشرفت در حوزه بازی های رایانه ای و حمایت از تولید بازی های بومی کودک و نوجوان در کارستان برگزار شد.
برگزاری این نشست ها می تواند نشانه ای از ظرفیت ارتباطی مجموعه باشد.
اما پرسش مهم تر آن است که چه تعداد از این جلسات به تصمیم اجرایی، برنامه حمایتی، اصلاح فرایند یا تولید سند سیاستی قابل استفاده منجر شده اند؟
آیا صورت جلسات و مصوبات منتشر می شوند؟
آیا امکان پیگیری اجرای تصمیمات وجود دارد؟
آیا تولیدکنندگان مستقل می توانند پیشنهادهای خود را در این فرایندها مطرح کنند؟
اگر نشست ها به نتایج قابل پیگیری منجر نشوند، خطر تبدیل شدن آنها به فعالیت هایی با ارزش رسانه ای بیشتر از ارزش اجرایی وجود دارد.
۹. مسئله هشتم؛ مرجعیت بدون پژوهش مستقل امکان پذیر نیست
تولید فرهنگی کودک و نوجوان، حوزه ای میان رشته ای است.
این حوزه به پژوهش هنر، روان شناسی رشد، علوم شناختی، تعلیم وتربیت، جامعه شناسی کودکی، طراحی بازی، فناوری آموزشی، ادبیات، رسانه و اقتصاد فرهنگی وابسته است.
مرکز مدعی مرجعیت باید بتواند میان این حوزه ها ارتباطی سازمان یافته ایجاد کند.
وجود کتابخانه تخصصی یا برگزاری نشست پژوهشی، هرچند ارزشمند است، اما به تنهایی معادل ایجاد یک مرکز پژوهشی مرجع نیست.
کارستان باید بتواند نشان دهد چه پژوهش هایی را سفارش داده، چه استانداردهایی تدوین کرده، چه داده هایی درباره رفتار مصرف فرهنگی کودکان گردآوری کرده و چه یافته هایی را در اختیار تولیدکنندگان قرار داده است.
یکی از نیازهای جدی کشور، ایجاد بانک اطلاعاتی قابل اتکا درباره محصولات فرهنگی کودک و نوجوان است؛ بانکی که صرفا فهرست تولیدات نباشد، بلکه کیفیت، تناسب سنی، قابلیت دسترس پذیری، ارزش آموزشی و تجربه مخاطب را نیز بررسی کند.
چنین زیرساختی می تواند کارستان را از یک مرکز گردآوری تولیدکنندگان به نهادی موثر در توسعه دانش و استانداردهای صنعت کودک و نوجوان تبدیل کند.
۱۰. دستاوردهایی که نباید نادیده گرفته شوند
نقد منصفانه مستلزم آن است که نقاط قوت کارستان نیز دیده شوند.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، این مجموعه توانسته است بخشی از فعالان حوزه های مختلف کودک و نوجوان را در یک فضای مشترک گرد آورد.
وجود امکانات تخصصی تولید و اجرا، فرصت تعامل میان گروه های مختلف، برگزاری رویدادهای آموزشی و تخصصی، معرفی محصولات ایرانی و ایجاد ارتباط با برخی نهادهای سیاست گذار، از ظرفیت های قابل توجه آن است.
برگزاری کارگاه اقتباس «از قصه تا سینما» در مهر ۱۴۰۵ نیز نمونه ای از تداوم فعالیت آموزشی و تخصصی مجموعه در دوره اخیر است.
این ظرفیت ها می توانند زمینه شکل گیری همکاری های میان رشته ای و توسعه تولیدات فرهنگی را فراهم کنند.
بااین حال، نباید میان «ظرفیت بالقوه» و «اثرگذاری اثبات شده» تفاوت را نادیده گرفت.
وجود امکانات تخصصی، فرصت موفقیت ایجاد می کند؛ اما موفقیت را تضمین نمی کند.
۱۱. کارستان برای دستیابی به مرجعیت واقعی چه باید بکند؟
اگر هدف کارستان بهارستان، دستیابی به جایگاهی ملی و اثرگذار در حوزه کودک و نوجوان است، پیشنهاد می شود مجموعه در چند مسیر مشخص بازنگری کند.
نخست؛ انتشار گزارش عملکرد مبتنی بر نتیجه. گزارش های سالانه باید علاوه بر تعداد نشست ها و تیم ها، اطلاعاتی درباره محصولات تجاری سازی شده، رشد درآمد تولیدکنندگان، اشتغال پایدار و میزان رضایت مخاطبان ارائه کنند.
دوم؛ ایجاد نظام ارزیابی مستقل. کیفیت محصولات نباید صرفا توسط تولیدکنندگان یا مدیران مجموعه ارزیابی شود. حضور پژوهشگران مستقل، متخصصان رشد کودک، مربیان و نمایندگان مخاطبان ضروری است.
سوم؛ توسعه شبکه ملی با دسترسی برابر. حمایت از تولیدکنندگان شهرستانی باید دارای سازوکار روشن، فراخوان عمومی و شاخص های قابل سنجش باشد.
چهارم؛ مشارکت مستقیم کودکان و نوجوانان. تشکیل گروه های مشورتی و آزمایشگاه های تجربه کاربری، با رعایت اصول اخلاق پژوهش و رضایت آگاهانه والدین، می تواند کیفیت محصولات را افزایش دهد.
پنجم؛ شفاف سازی حمایت ها. انتشار معیارهای انتخاب تیم ها، نوع حمایت ها و نتایج برنامه های حمایتی، اعتماد فعالان مستقل را تقویت می کند.
ششم؛ ایجاد ارتباط پایدار با دانشگاه ها و مراکز پژوهشی. مرجعیت فرهنگی بدون تولید دانش و بهره گیری از پژوهش های معتبر، به جایگاهی پایدار تبدیل نخواهد شد.
هفتم؛ ارزیابی بازار و مصرف واقعی. تعداد محصولات عرضه شده، میزان فروش، رضایت خانواده ها و تداوم استفاده کودکان باید در کنار شاخص های فرهنگی بررسی شود.
هشتم؛ انتشار گزارش اثرگذاری اجتماعی. مجموعه باید نشان دهد فعالیت هایش چه تغییری در دسترسی کودکان به محصولات باکیفیت، فرصت های خلاقیت و تجربه های فرهنگی ایجاد کرده است.
نتیجه گیری؛ کارستان بهارستان، کارنامه ای که هنوز باید کامل شود
کارستان بهارستان را نمی توان صرفا با شمارش رویدادها، امکانات و تیم های مستقر ارزیابی کرد.
این مجموعه در سال های فعالیت خود توانسته است زیرساخت هایی ایجاد کند، تولیدکنندگانی را گرد هم آورد و به محلی برای برگزاری رویدادهای تخصصی و ارتباط میان برخی فعالان صنعت کودک و نوجوان تبدیل شود.
این دستاوردها قابل انکار نیستند.
اما میان تبدیل شدن به یک پردیس فعال فرهنگی و دستیابی به مرجعیت ملی، فاصله ای جدی وجود دارد.
مرجعیت نیازمند اعتماد، استقلال ارزیابی، تولید دانش، شفافیت عملکرد، مشارکت مخاطب و اثربخشی قابل اندازه گیری است.
اگر کارستان بخواهد از مرحله گردآوری امکانات و فعالان عبور کند، باید بتواند به پرسشی اساسی پاسخ دهد:
پس از چند سال فعالیت، چه چیزی در زندگی فرهنگی کودکان و نوجوانان ایران تغییر کرده است که بتوان آن را به صورت مستند به عملکرد کارستان نسبت داد؟
آیا محصولات بهتری تولید شده اند؟
آیا تولیدکنندگان مستقل توانمندتر شده اند؟
آیا کودکان مناطق کمتر برخوردار فرصت های بیشتری پیدا کرده اند؟
آیا پژوهش های معتبر به طراحی محصولات راه یافته اند؟
آیا سهم محصولات فرهنگی ایرانی در انتخاب خانواده ها افزایش یافته است؟
و آیا تجربه های موفق کارستان به الگویی قابل استفاده برای دیگر استان ها تبدیل شده اند؟
پاسخ به این پرسش هاست که می تواند فاصله میان ادعای مرجعیت و تحقق آن را روشن کند.
کارستان بهارستان، با توجه به امکانات و ظرفیت های نهادی خود، فرصت مهمی برای نقش آفرینی در آینده فرهنگ کودک و نوجوان ایران دارد. اما این فرصت زمانی به دستاوردی ملی تبدیل خواهد شد که مجموعه، علاوه بر نمایش توانمندی های خود، نتایج فعالیت هایش را در معرض ارزیابی عمومی و تخصصی قرار دهد.
وقتی امکانات فراوان در اختیار داریم، دیگر نمی توانیم موفقیت را صرفا با تعداد برنامه هایی که برگزار کرده ایم توضیح دهیم؛ باید نشان دهیم با این امکانات چه مسئله ای از مسائل واقعی کودک و نوجوان حل شده است.
و شاید مهم ترین پرسش این باشد:
کارستان بهارستان می خواهد مرجع تولیدکنندگان کودک و نوجوان باشد، یا مرجعی برای شناخت و پاسخ گویی به نیازهای خود کودکان و نوجوانان؟
این دو ماموریت می توانند مکمل یکدیگر باشند، اما یکسان نیستند.
انتخاب میان آنها، یا طراحی الگویی که هر دو را به درستی پوشش دهد، آینده کارستان را تعیین خواهد کرد.
مهدی صفی آبادی
پژوهشگر هنر و روزنامه نگار فرهنگ، هنر و رسانه