می توان مخالف بود، بدون آنکه دیگری را حذف کرد

19 مهر 1405 - خواندن 3 دقیقه - 23 بازدید


می توان مخالف بود، بدون آنکه دیگری را حذف کرد

شاید یکی از دشوارترین هنرهای زندگی اجتماعی این باشد که بتوانیم با یکدیگر اختلاف داشته باشیم، بدون آنکه یکدیگر را نفی کنیم. جامعه ای که در آن همه مثل هم فکر می کنند، لزوما جامعه سالمی نیست. اختلاف نظر، نشانه بیماری نیست؛ می تواند نشانه زنده بودن جامعه باشد. مشکل زمانی آغاز می شود که اختلاف فکری به دشمنی اخلاقی تبدیل شود و مخالف، دیگر انسانی با یک نظر متفاوت نباشد؛ بلکه انسانی «نامشروع» تلقی شود. هویت های مرگبار از مسیر بحث درباره تعلقات هویتی به همین نقطه نزدیک می شود. وقتی یکی از تعلقات انسان بر دیگر تعلقات او غلبه می کند، جهان به دو بخش ساده تقسیم می شود: «ما» و «آنها».در چنین فضایی، نقد کردن دشوار می شود؛ زیرا هر نقدی حمله به «هویت» تلقی می شود.

این مسئله در جامعه امروز اهمیت زیادی دارد. اگر فردی سیاستی را نقد کند، ممکن است به دشمنی با یک جریان متهم شود؛ اگر از یک جریان دفاع کند، ممکن است تمام هویت او به همان دفاع تقلیل داده شود. نتیجه، از بین رفتن فضای میانی است؛ جایی که انسان می تواند بگوید: «من با تو اختلاف دارم، اما تو را دشمن خود نمی دانم.» این فضای میانی برای جامعه حیاتی است.زیرا بدون آن، گفت وگو جای خود را به صف بندی می دهد و صف بندی، به تدریج امکان فهم متقابل را از بین می برد.معلوف در پایان کتاب هویت مرگبار از پذیرش چندگانگی هویت سخن می گوید؛ اینکه انسان نباید خود را به یک تعلق واحد فروبکاهد. اگر این اصل را به حوزه اندیشه منتقل کنیم، نتیجه مهمی به دست می آید: ما نیز نباید انسان ها را به یک موضع فروبکاهیم.یک انسان می تواند در یک موضوع با ما موافق باشد و در موضوعی دیگر مخالف.می تواند از یک سیاست حمایت کند و سیاست دیگری را نقد کند.می تواند تعلق فرهنگی مشخصی داشته باشد و در عین حال دغدغه ای کاملا جهانی داشته باشد.این پیچیدگی نه ضعف، بلکه نشانه بلوغ فکری است. بنابراین شاید یکی از نیازهای جامعه ما، بازسازی «اخلاق اختلاف» باشد. اخلاق اختلاف یعنی بتوانیم بگوییم: من تو را نقد می کنم، اما تحقیرت نمی کنم.با تو مخالفم، اما حق تو برای متفاوت بودن را انکار نمی کنم. استدلالت را رد می کنم، اما انسان بودنت را نه.

این شیوه نگاه، هم برای سیاست ضروری است و هم برای روزنامه نگاری و روشنفکری. جامعه ای که در آن فقط دو امکان وجود داشته باشد «با من باش» یا «دشمن من باش» دیر یا زود توان گفت وگو را از دست می دهد. شاید یکی از بزرگ ترین خدمات روشنفکر به جامعه، همین باشد که فضای میان موافقت و دشمنی را زنده نگه دارد. زیرا جامعه سالم، جامعه بی اختلاف نیست؛ جامعه ای است که هنوز بلد است با مخالف خود زندگی کند.