جامعه را از نو با مفهوم شهروند بسازیم

جامعه را از نو با مفهوم شهروند بسازیم
یکی از پرسش های بنیادی هر جامعه این است: انسان پیش از هر چیز چیست؟ عضو یک قوم؟ پیرو یک دین؟ وابسته به یک طبقه؟ متعلق به یک منطقه؟ یا شهروند؟ امین معلوف در هویت های مرگبار پاسخ مهمی به این پرسش می دهد: اگر جایگاه اجتماعی انسان همچنان به تعلق او به یک گروه خاص وابسته باشد، جامعه به جای حل کردن شکاف ها، آنها را بازتولید می کند. راه برون رفت، حرکت تدریجی به سوی چیزی است که او «شهروندی تمام عیار» می نامد؛ یعنی هر فرد، فارغ از تعلقاتش، باید به عنوان شهروندی کامل به رسمیت شناخته شود. این ایده ساده به نظر می رسد، اما اگر جدی گرفته شود، پیامدهای بسیار بزرگی دارد.
شهروند بودن نباید عنوانی روی کاغذ باشد؛ باید تجربه ای روزمره باشد. شهروند باید احساس کند قانون او را می بیند، فرصت ها به روی او باز است، صدایش ارزش دارد و آینده اش به میزان نزدیکی اش به یک گروه خاص وابسته نیست.
جامعه ای که در آن افراد تصور کنند برای برخورداری از فرصت باید «خودی» باشند، به تدریج اعتماد عمومی خود را از دست می دهد. در چنین جامعه ای، انسان به جای اتکا به قانون، به شبکه تعلقات پناه می برد. رابطه جای ضابطه را می گیرد و عضویت در گروه، جای شایستگی را. در این شرایط، فساد فقط اختلاس یا سوءاستفاده مالی نیست؛ فساد از جایی آغاز می شود که انسان احساس کند برای برخورداری از حق، باید کسی غیر از «شهروند» باشد. معلوف هشدار می دهد که راه حل، ایجاد نظام هایی نیست که برای همیشه افراد را در قالب گروه های قومی، مذهبی یا فرقه ای تثبیت کنند. اگر تعلق گروهی تعیین کننده جایگاه اجتماعی باشد، همان تعلقی که قرار بود از انسان حمایت کند، می تواند به دیوار میان انسان ها تبدیل شود.این نگاه می تواند مسئله عدالت را نیز از نو تعریف کند. عدالت فقط تقسیم پول نیست؛ تقسیم عادلانه امکان زندگی کردن است .اینکه چه کسی می تواند درس بخواند، چه کسی می تواند شغل پیدا کند، چه کسی صدایش شنیده شود، چه کسی فرصت رشد داشته باشد و چه کسی بتواند بدون واسطه و رابطه از حقوق خود برخوردار شود، همه بخشی از عدالت اند. اگر قرار است جامعه ای پایدار بسازیم، شاید لازم باشد از نو به مفهوم «شهروند» فکر کنیم.
نه شهروند وابسته به گروه؛
نه شهروند وابسته به قدرت؛
نه شهروند محتاج رابطه؛
بلکه شهروندی که حق او از انسان بودن و شهروند بودنش ناشی می شود. این شاید یکی از مهم ترین پرسش های آینده باشد: آیا می توان جامعه ای ساخت که در آن برای برخورداری از حق، لازم نباشد ابتدا ثابت کنیم به کدام گروه تعلق داریم؟اگر پاسخ این پرسش مثبت باشد، آنگاه شهروندی از یک واژه حقوقی به یک تجربه اجتماعی تبدیل خواهد شد.