نقش ایل بهمئی در تحولات انقلاب اسلامی و دفاع مقدس
مقدمه
ایلات و عشایر ایران همواره از مهم ترین نیروهای اجتماعی و سیاسی در تحولات تاریخی کشور بوده اند و در مقاطع حساس، از نهضت های مردمی تا دفاع از تمامیت ارضی، نقش آفرینی کرده اند. ازاین رو، مطالعه جایگاه آنان در تاریخ سیاسی معاصر، صرفا بازخوانی گذشته نیست، بلکه راهی برای فهم سازوکارهای مشارکت اجتماعی، بسیج مردمی و شکل گیری هویت ملی است. در این میان، ایل بهمئی به عنوان یکی از ایلات بزرگ حوزه زاگرس و از ایلات شناخته شده استان کهگیلویه و بویراحمد و خوزستان، به دلیل پیشینه تاریخی، انسجام طایفه ای و سرمایه اجتماعی گسترده، جایگاه ویژه ای در تحولات سیاسی و اجتماعی منطقه داشته است.
ساختار اجتماعی ایل بهمئی بر پایه پیوندهای خویشاوندی، اقتدار بزرگان، باورهای دینی و فرهنگ همیاری استوار است. ارزش هایی چون دینداری، غیرت، وفاداری، همبستگی، ایثار و مسئولیت پذیری جمعی، طی نسل های متمادی در فرهنگ این ایل نهادینه شده و در بزنگاه های تاریخی به سرمایه ای برای کنش جمعی تبدیل گردیده است. همین ویژگی ها سبب شد که مردم بهمئی در جریان انقلاب اسلامی و سپس در دوران دفاع مقدس، حضوری گسترده و اثرگذار در عرصه های مختلف سیاسی، فرهنگی و نظامی داشته باشند.
مسئله اصلی این مقاله آن است که چرا ایل بهمئی در تحولات انقلاب اسلامی و دفاع مقدس مشارکت چشمگیری از خود نشان داد و چه عوامل اجتماعی، فرهنگی و هویتی این مشارکت را تبیین می کند. مقاله حاضر با رویکردی توصیفی–تحلیلی می کوشد نقش فرهنگ ایلی، شبکه های خویشاوندی، هویت دینی و سرمایه اجتماعی را در شکل گیری این مشارکت بررسی کند. ضرورت انجام این پژوهش از آنجا ناشی می شود که با وجود نقش برجسته ایل بهمئی در تحولات معاصر، مطالعات جامعه شناختی مستقلی که این نقش را از منظر ساختارهای اجتماعی و فرهنگی تحلیل کرده باشند، همچنان اندک و پراکنده است؛ ازاین رو، بازخوانی علمی این تجربه تاریخی می تواند به فهم بهتر جایگاه ایلات در تاریخ سیاسی معاصر ایران یاری رساند.
چارچوب نظری و مفهومی
برای تبیین نقش ایل بهمئی در تحولات انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، بهره گیری از رهیافت های جامعه شناسی سیاسی و جامعه شناسی تاریخی ضروری است؛ زیرا مشارکت گسترده اعضای این ایل را نمی توان صرفا با عوامل سیاسی یا نظامی توضیح داد، بلکه باید آن را در بستر ساختارهای فرهنگی، شبکه های اجتماعی و هویت جمعی تحلیل کرد. از این رو، چهار مفهوم نظری شامل بسیج اجتماعی، سرمایه اجتماعی، همبستگی مکانیکی و هویت جمعی، چارچوب مفهومی این پژوهش را تشکیل می دهند.
نخست، نظریه بسیج اجتماعی بر نقش شبکه های اجتماعی، سازمان های محلی و روابط میان افراد در شکل گیری مشارکت سیاسی تاکید دارد. بر اساس این دیدگاه، جنبش های اجتماعی زمانی موفق به بسیج نیروها می شوند که از شبکه های ارتباطی منسجم و اعتماد متقابل برخوردار باشند. در ایل بهمئی، ساختار طایفه ای، روابط خویشاوندی، نفوذ ریش سفیدان، روحانیون و معتمدان محلی، زمینه بسیج سریع مردم برای حضور در راهپیمایی های انقلاب اسلامی و اعزام داوطلبانه به جبهه های دفاع مقدس را فراهم ساخت.
دوم، نظریه سرمایه اجتماعی، مشارکت مردم را حاصل وجود اعتماد، هنجارهای مشترک و شبکه های همکاری می داند. کلمن سرمایه اجتماعی را در تعهدات، انتظارات و روابط پایدار میان اعضای جامعه تعریف می کند. پاتنام نیز معتقد است هرچه اعتماد اجتماعی و مشارکت مدنی بیشتر باشد، ظرفیت کنش جمعی و همکاری برای دستیابی به اهداف مشترک افزایش می یابد. در جامعه ایلی بهمئی، پیوندهای خویشاوندی، آیین های همیاری و فرهنگ مسئولیت پذیری جمعی، سرمایه اجتماعی نیرومندی ایجاد کرده بود که در دوران انقلاب و دفاع مقدس به مشارکت گسترده سیاسی و اجتماعی انجامید.
سوم، نظریه همبستگی مکانیکی دورکیم، چارچوب مناسبی برای فهم انسجام در جوامع ایلی فراهم می کند. دورکیم معتقد است جوامع سنتی بر پایه شباهت های فرهنگی، باورهای مشترک و وجدان جمعی استوارند و همین اشتراکات، انسجام و وفاداری اعضا را تضمین می کند. در ایل بهمئی، فرهنگ ایلی، باورهای دینی، سنت های مشترک و احساس تعلق به طایفه، نوعی همبستگی مکانیکی ایجاد کرده بود که در شرایط بحرانی، به بسیج سریع نیروها و حمایت همه جانبه از انقلاب اسلامی و دفاع مقدس انجامید.
چهارم، مفهوم هویت جمعی، نقش مهمی در تبیین مشارکت سیاسی دارد. هویت جمعی به معنای احساس تعلق افراد به یک اجتماع بر اساس ارزش ها، باورها و تجربه های مشترک است. در ایل بهمئی، هویت ایلی با هویت دینی درهم آمیخته و نوعی احساس مسئولیت مشترک در دفاع از اسلام، انقلاب و میهن ایجاد کرده است. این هم پوشانی هویتی سبب شد که مشارکت در انقلاب اسلامی و دفاع مقدس نه صرفا یک انتخاب فردی، بلکه تکلیفی اخلاقی، دینی و اجتماعی تلقی شود و فرهنگ ایثار، شهادت و دفاع از ارزش های ملی و دینی در میان مردم ایل به صورت گسترده بازتولید گردد.
ایل بهمئی و انقلاب اسلامی
1- زمینه های اجتماعی و فرهنگی: حضور فعال ایل بهمئی در روند انقلاب اسلامی را باید در بستر فرهنگی و اجتماعی این ایل تحلیل کرد. جامعه بهمئی از دیرباز بر پایه باورهای دینی، پیوندهای خویشاوندی و ارزش های اخلاقی استوار بوده است. آموزه های اسلامی در کنار سنت های ایلی، مفاهیمی چون عدالت خواهی، دفاع از مظلوم، وفاداری، غیرت و مسئولیت پذیری اجتماعی را به بخش جدایی ناپذیر فرهنگ عمومی مردم تبدیل کرده بود. همین سرمایه فرهنگی موجب شد که پیام های انقلاب اسلامی، به ویژه شعارهای استقلال، آزادی و مبارزه با استبداد، با ارزش های بومی و دینی مردم هم خوانی پیدا کند و زمینه پذیرش و حمایت گسترده از نهضت امام خمینی(ره) را فراهم سازد.
در این میان، روحانیت نقش مهمی در انتقال اندیشه های انقلاب به مناطق ایلی ایفا کرد. روحانیون محلی با حضور در مساجد، محافل مذهبی و اجتماعات مردمی، افزون بر تبیین مبانی دینی نهضت، مردم را نسبت به اهداف انقلاب آگاه می ساختند. نفوذ اجتماعی آنان، که بر اعتماد عمومی و جایگاه دینی استوار بود، موجب شد پیام انقلاب با سرعت بیشتری در میان طوایف و روستاهای بهمئی گسترش یابد. همچنین پیشینه تاریخی مبارزه با سلطه و دفاع از استقلال و کرامت ایلی، فرهنگ ظلم ستیزی را در میان مردم تقویت کرده بود و آنان را برای همراهی با جریان انقلاب آماده می ساخت.
2- مشارکت در انقلاب: با گسترش نهضت اسلامی، مردم ایل بهمئی همانند دیگر اقشار جامعه ایران، در راهپیمایی ها، اجتماعات اعتراضی و مراسم مذهبی–سیاسی حضور فعالی داشتند. این مشارکت تنها به حضور در صحنه های اعتراضی محدود نبود، بلکه فعالیت های تبلیغی، توزیع اعلامیه های امام خمینی(ره)، برگزاری جلسات مذهبی و آگاه سازی مردم نیز بخشی از کنش های انقلابی آنان را تشکیل می داد. در این فرآیند، روحانیون، معلمان، فرهنگیان، معتمدان محلی و ریش سفیدان ایل نقش واسطه میان رهبری انقلاب و مردم را ایفا کردند و با بهره گیری از اعتبار اجتماعی خود، زمینه مشارکت گسترده اقشار مختلف را فراهم ساختند. این همکاری میان نخبگان دینی، فرهنگی و سنتی، انسجام اجتماعی ایل را در مسیر اهداف انقلاب تقویت کرد.
3- انسجام ایلی و پیروزی انقلاب: یکی از مهم ترین عوامل مشارکت گسترده مردم بهمئی در انقلاب اسلامی، وجود شبکه های گسترده خویشاوندی و اعتماد اجتماعی بود. ساختار طایفه ای ایل، ارتباط مستمر میان خانواده ها و اقتدار اخلاقی بزرگان، امکان انتقال سریع اخبار، هماهنگی فعالیت ها و سازمان دهی کنش های جمعی را فراهم می کرد. این شبکه های غیررسمی، کارکردی مشابه نهادهای بسیج اجتماعی داشتند و موجب شدند مردم در کوتاه ترین زمان در راهپیمایی ها و برنامه های انقلابی حضور یابند. اعتماد متقابل میان اعضای ایل نیز هزینه مشارکت سیاسی را کاهش داده و احساس امنیت و مسئولیت مشترک را تقویت می کرد. ازاین رو، می توان گفت پیروزی انقلاب اسلامی در مناطق بهمئی تنها حاصل انگیزه های فردی نبود، بلکه بر پایه سرمایه اجتماعی، همبستگی ایلی و فرهنگ مشارکت جمعی شکل گرفت؛ فرهنگی که بعدها در سال های دفاع مقدس نیز به صورت گسترده در قالب ایثار، جهاد و حضور داوطلبانه در جبهه ها تداوم یافت.
ایل بهمئی در دفاع مقدس
1- اعزام نیروهای مردمی: با آغاز جنگ تحمیلی، مردم ایل بهمئی همانند دیگر اقوام و ایلات ایران، دفاع از سرزمین و ارزش های انقلاب اسلامی را وظیفه ای دینی، ملی و اخلاقی دانستند. فرهنگ ایلی که بر پایه غیرت، شجاعت، مسئولیت پذیری و حمایت از جمع استوار بود، زمینه حضور گسترده جوانان بهمئی در جبهه های نبرد را فراهم کرد. بسیاری از آنان با عضویت در نیروهای بسیج و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، به صورت داوطلبانه راهی مناطق عملیاتی شدند و در عملیات های مختلف حضور یافتند. شبکه های خویشاوندی و پیوندهای طایفه ای نیز نقش مهمی در تشویق جوانان به حضور در جبهه ها داشت؛ به گونه ای که حضور یک عضو خانواده یا طایفه، انگیزه ای برای اعزام دیگران ایجاد می کرد. این مشارکت گسترده نشان داد که فرهنگ ایلی می تواند در شرایط بحرانی، ظرفیت بالایی برای بسیج اجتماعی و دفاع ملی ایجاد کند.
2- فرهنگ ایثار و شهادت: دفاع مقدس عرصه ای بود که ارزش های دیرینه ایل بهمئی، مانند ایثار، فداکاری، وفاداری و ازخودگذشتگی، جلوه ای عینی یافت. تقدیم شمار قابل توجهی از شهدا، جانبازان و آزادگان از میان فرزندان این ایل، گواهی بر مشارکت موثر آنان در دفاع از کشور است. خانواده های شهدا نیز با صبر، استقامت و پایبندی به آرمان های انقلاب، فرهنگ ایثار را در جامعه محلی بازتولید کردند. یادواره های شهدا، نام گذاری اماکن عمومی، برگزاری آیین های بزرگداشت و نقل خاطرات رزمندگان، موجب شده است که فرهنگ شهادت همچنان در حافظه تاریخی ایل بهمئی زنده بماند و به بخشی از هویت اجتماعی نسل های جدید تبدیل شود.
3- پشتیبانی مردمی: نقش مردم بهمئی در دفاع مقدس تنها به حضور در میدان نبرد محدود نبود، بلکه پشتیبانی گسترده مردمی نیز سهم مهمی در استمرار مقاومت داشت. خانواده ها با جمع آوری کمک های مالی، تهیه مواد غذایی، پوشاک و سایر اقلام مورد نیاز رزمندگان، در حمایت از جبهه ها مشارکت فعال داشتند. زنان ایل نیز با تهیه آذوقه، دوخت لباس، پشتیبانی از خانواده های رزمندگان و تقویت روحیه ایثار در محیط خانواده، نقشی موثر در این حرکت ملی ایفا کردند. مشارکت گسترده خانواده ها نشان داد که دفاع مقدس برای مردم بهمئی یک مسئولیت فردی نبود، بلکه کنشی جمعی و برخاسته از همبستگی اجتماعی و باورهای دینی محسوب می شد.
4- دفاع مقدس و بازتولید هویت ایلی: دفاع مقدس افزون بر پیامدهای نظامی و سیاسی، موجب تقویت سرمایه اجتماعی و بازتولید هویت ایلی در میان مردم بهمئی شد. تجربه مشترک حضور در جبهه ها، تقدیم شهدا و مشارکت همگانی در پشتیبانی از جنگ، پیوندهای خویشاوندی و اعتماد اجتماعی را استحکام بخشید و احساس تعلق به جامعه محلی و ملی را هم زمان تقویت کرد. از منظر جامعه شناختی، دفاع مقدس به بستری برای هم پوشانی هویت ایلی و هویت ملی تبدیل شد؛ به گونه ای که ارزش های سنتی ایل، مانند غیرت، وفاداری، شجاعت و همیاری، در خدمت آرمان های انقلاب اسلامی قرار گرفت. استمرار برگزاری یادواره های شهدا، ثبت خاطرات رزمندگان و انتقال روایت های جنگ در قالب تاریخ شفاهی، موجب شده است که حافظه جمعی دفاع مقدس همچنان در میان مردم ایل بهمئی زنده بماند و به یکی از عناصر هویت فرهنگی و تاریخی این ایل تبدیل شود.
نتیجه گیری
یافته های این پژوهش نشان می دهد که نقش ایل بهمئی در تحولات انقلاب اسلامی و دفاع مقدس را نمی توان صرفا در قالب مشارکت نظامی یا حضور در صحنه های سیاسی تبیین کرد، بلکه این حضور ریشه در ساختار فرهنگی، اجتماعی و هویتی ایل دارد. فرهنگ ایلی مبتنی بر دینداری، همبستگی، غیرت، مسئولیت پذیری و وفاداری به ارزش های جمعی، زمینه ساز شکل گیری مشارکتی گسترده در جریان پیروزی انقلاب اسلامی و دفاع از تمامیت ارضی کشور در دوران دفاع مقدس شد. شبکه های خویشاوندی، نفوذ روحانیت، اعتماد اجتماعی و سرمایه فرهنگی موجود در جامعه بهمئی، ظرفیت بالایی برای بسیج مردمی ایجاد کرد و موجب شد ارزش های سنتی ایل در خدمت آرمان های دینی و ملی قرار گیرد.
بررسی شواهد تاریخی و روایت های شفاهی نشان می دهد که ایل بهمئی در هر دو مقطع تاریخی، با تقدیم شهدا، جانبازان و آزادگان، مشارکت گسترده خانواده ها در پشتیبانی از جبهه ها و حضور فعال نخبگان محلی، سهمی ارزشمند در تثبیت انقلاب اسلامی و دفاع از کشور ایفا کرده است. این تجربه تاریخی، علاوه بر آثار سیاسی و نظامی، موجب تقویت هویت جمعی، سرمایه اجتماعی و حافظه تاریخی ایل شده و فرهنگ ایثار و مقاومت را به بخشی از میراث فرهنگی و هویتی آن تبدیل کرده است.
ازاین رو، ثبت و مستندسازی تاریخ شفاهی رزمندگان، خانواده های شهدا، ایثارگران و کنشگران محلی، ضرورتی علمی و فرهنگی برای حفظ حافظه تاریخی ایل بهمئی به شمار می رود. همچنین، پژوهش های آینده می توانند با تمرکز بر نقش زنان بهمئی در پشتیبانی از دفاع مقدس، تحلیل جامعه شناختی وصیت نامه های شهدای ایل، و مطالعه تطبیقی تجربه بهمئی با دیگر ایلات زاگرس، ابعاد تازه ای از نقش فرهنگ ایلی در تحولات سیاسی و اجتماعی ایران معاصر را آشکار سازند.
