نقش میانجی سبک زندگی در رابطه بین باورهای شناختی و نگرش به خودکشی در دانش آموزان پسر دبیرستانی شهر تهران

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 56

فایل این مقاله در 23 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

RAVAN08_0187

تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی سبک زندگی در رابطه بین باورهای شناختی و نگرش به خودکشی در دانش آموزان پسر دبیرستانی شهر تهران انجام گرفت. نوجوانان شرایط خاصی از زندگی را در این مقطع سنی تجربه می کنند و باورهای شناختی در کنار سبک زندگی اهمیت زیادی در سلامت روانی آنها و مقابله مناسب با نگرش به خودکشی برای ایشان ایفا می نماید. روش این پژوهش از نوع توصیفی همبستگی و با رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر دبیرستانی شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ بودند. نمونه آماری با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس شامل ۲۰۱ دانش آموز انتخاب شدند. به منظور سنجش متغیرهای پژوهش از پرسشنامه های ذیل استفاده گردید. پرسشنامه نگرش به خودکشی رنبرگ و جاکوبسون (ATTS) (۱۹۹۹)، پرسشنامه سبک زندگی لعلی و همکاران (۱۳۹۱) و پرسشنامه اصلاح شده فراشناخت کارت وایت هاتون (۲۰۰۴). داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزارهای اس.پی.اس.اس نسخه ۲۴ و اسمارت پی.ال.اس نسخه ۳ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد که تاثیر زیرمقیاس اطمینان شناختی بر متغیر نگرش به خودکشی برابر ۰.۱۴۸ با مقدار آماره t برابر ۲.۳۰۰ است که بیانگر معنی داری آن می باشد. تاثیر زیرمقیاس خودآگاهی نیز بر نگرش به خودکشی برابر -۰.۲۴۱ با آماره t برابر با ۳.۲۰۶ بود که نشان می دهد رابطه معنی دار متوسط و منفی با نگرش به خودکشی دارد. و در مجموع می توان گفت که بین باورهای شناختی با نگرش به خودکشی در دانش آموزان دبیرستانی پسر شهر تهران ارتباط معنادار وجود دارد. همچنین متغیر سبک زندگی با ضریب -۰.۲۶۷ و مقدار آماره t برابر با ۴.۷۴۹ بر متغیر نگرش به خودکشی تاثیر معنی داری دارد. به این مفهوم که هر چه سبک زندگی افراد بهینه تر باشد، نگرش منفی تری نسبت به خودکشی دارند. در نهایت با توجه به برازش قابل قبول مدل و با توجه به ضرایب رگرسیون معنی دار بین متغیرهای یاد شده می توان گفت که بین نگرش به خودکشی در رابطه با باورهای شناختی با میانجی گری سبک زندگی در دانش آموزان دبیرستانی پسر شهر تهران ارتباط معنادار وجود دارد. یافته ها حاکی از آن است که سبک زندگی نامناسب می تواند به عنوان یک عامل تقویت کننده در انتقال اثرات منفی باورهای شناختی به سمت نگرش آسیب رسان به خودکشی عمل کند. نتایج بر اهمیت مداخلات مبتنی بر بهبود سبک زندگی در کنار مداخلات شناختی برای کاهش خطر خودکشی در دانش آموزان پسر تاکید دارد.

نویسندگان

امیر براواندر

کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی، گروه روانشناسی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه پیام نور تهران جنوب، ایران

مجید صفاری نیا

استاد تمام، گروه روانشناسی، دانشگاه پیام نور واحد تهران جنوب، ایران