سیاست گذاری های بکارگیری هوش مصنوعی در آموزش پایه در دانش آموزان: بررسی تطبیقی کشور ایران و چین

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 2

فایل این مقاله در 17 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

RAVAN08_1422

تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405

چکیده مقاله:

در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی‑تحلیلی از نوع تطبیقی و با بهره گیری از مرور اسناد و گزارش های ملی و بین المللی، سیاست گذاری های بکارگیری هوش مصنوعی در آموزش پایه دانش آموزان در دو کشور ایران و چین مقایسه شده است. چارچوب نظری پژوهش مبتنی بر الگوی بردی (Bereday) در چهار مرحله توصیف، تفسیر، همجواری و مقایسه بوده و داده ها از طریق جستجوی نظام مند در پایگاه های معتبر علمی، وب سایت های دولتی، گزارش های یونسکو و بانک جهانی و مقالات نمایه شده در بازه زمانی ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵ جمع آوری شده است. از میان ۱۲۸ سند اولیه، ۴۲ سند معتبر شامل ۱۵ سند رسمی، ۱۸ مقاله علمی‑پژوهشی و ۹ گزارش بین المللی برای تحلیل نهایی انتخاب شدند. یافته ها در پنج محور اصلی اسناد بالادستی، ساختار نهادی، تامین مالی، محتوا و برنامه درسی و آموزش معلمان دسته بندی و تحلیل شد. نتایج نشان می دهد چین از سال ۲۰۱۷ با تصویب «طرح توسعه هوش مصنوعی نسل جدید» و «اقدامات موقت برای مدیریت خدمات هوش مصنوعی مولد»، چارچوب قانونی منسجم، زمانبندی شده و دارای ضمانت اجرایی با افق ۲۰۳۰ و ۲۰۳۵ ایجاد کرده است، در حالی که ایران فاقد سند تخصصی و جامع هوش مصنوعی در آموزش پایه است و تنها اشاره های پراکنده در سند تحول بنیادین، سند ملی هوش مصنوعی و برنامه هفتم توسعه دیده می شود. در ساختار نهادی، چین دارای شش نهاد هماهنگ شامل شورای دولتی، وزارت آموزش، وزارت صنعت و فناوری اطلاعات، بنیاد ملی علوم طبیعی، انجمن صنعت هوش مصنوعی و دولت های استانی است، اما ایران با پنج نهاد اصلی فاقد شورای عالی هماهنگ کننده است. چین دارای کتاب های درسی تخصصی هوش مصنوعی از دبستان تا دبیرستان، پلتفرم یادگیری شخصی شده SLS و دستیار آموزشی هوشمند است، در حالی که ایران فاقد هرگونه برنامه درسی تخصصی بوده و پلتفرم شاد فقط دارای چت باتی ساده است. آموزش معلمان در چین به صورت اجباری و گسترده با پوشش ملی انجام می شود، اما در ایران عمدتا اختیاری و محدود به تهران و کلانشهرهاست. هر دو کشور با چالش تمرکز منابع و شکاف دیجیتال مواجه هستند، اما ایران چالش های ساختاری بیشتری مانند تحریم، فرسودگی زیرساخت و کمبود شدید معلم متخصص دارد. در نتیجه، سیاست گذاری موفق نیازمند سه مولفه اساسی تدوین سند ملی جامع، تامین بودجه پایدار و طراحی برنامه درسی تخصصی همراه با آموزش نظام مند معلمان است و ایران می تواند با الگوبرداری بومی شده از تجربه چین، گام های موثری در جهت کاهش شکاف دیجیتال و توسعه عادلانه هوش مصنوعی در آموزش پایه بردارد.

نویسندگان

طاهره پیرالو

کارمند آموزش وپرورش شهرستان سمیرم- ایران

رضوان پیرالو

کارمند آموزش وپرورش شهرستان سمیرم- ایران

مینا طایی

کارمند آموزش وپرورش سمیرم - ایران