اثربخشی هیپنوتیزم درمانی تلفیقی با درمان شناختی رفتاری بر کاهش افکار خودکشی در بیماران مبتلا به اختلال افسردگی اساسی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 22

فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

APSTS03_017

تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405

چکیده مقاله:

زمینه و هدف افکار خودکشی از مهمترین پیش بینی کننده های اقدام به خودکشی و مرگ های زودرس است و به ویژه در بیماران مبتلا به اختلال افسردگی اساسی شایع می باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی هیپنوتیزم درمانی تلفیقی با درمان شناختی رفتاری بر کاهش افکار خودکشی در بیماران مبتلا به اختلال افسردگی اساسی انجام شد. روش بررسی این مطالعه یک کارآزمایی بالینی تصادفی سازی شده دوسوکور با گروه های موازی بود که در کلینیک های روان شناسی شهر اصفهان اجرا شد. ۳۰ بیمار مبتلا به افسردگی اساسی که معیارهای ورود را داشتند، نمره ۲۱۵ در مقیاس ویژگی های افکار خودکشی (SIDAS) و نمره ۱۴۵ در پرسشنامه افسردگی بک ویرایش دوم (BDI-II) به طور تصادفی در دو گروه ۱۵ نفری هیپنوتیزم درمانی تلفیقی با CBT و CBT استاندارد قرار گرفتند. گروه مداخله طی ۸ جلسه هفتگی ۶۰ تا ۷۵ دقیقه ای تحت درمان هیپنوتیزم درمانی تلفیقی با CBT قرار گرفت و گروه کنترل تنها CBT استاندارد دریافت کرد. پیامد اصلی مطالعه شدت افکار خودکشی بر اساس SIDAS بود که در شروع، هفته چهارم، پایان درمان (هفته هشتم) و پیگیری های ۱۲ و ۲۴ هفتگی اندازه گیری شد. تحلیل داده ها با رویکرد قصد درمان و به کارگیری مدل های خطی مختلط انجام گرفت. یافته ها نشان داد که نمره میانگین SIDAS در گروه هیپنوتیزم درمانی تلفیقی با CBT از ۷.۲۲۹.۱ در شروع به ۶.۵۱۲.۵ در پایان درمان کاهش یافت و این بهبود در پیگیری ۱۲ و ۲۴ هفتگی حفظ شد (۰.۰۰۱>p). در گروه CBT استاندارد کاهش محدودتری مشاهده شد از ۶.۵۲۸.۷ به ۸.۳۲۰.۶ در پایان درمان. تفاوت تعاملی زمان-گروه در مدل خطی مختلط معنی دار بود (F=۷.۱۰, ۰.۰۰۱>p). همچنین ۸۰ درصد شرکت کنندگان گروه مداخله کاهش ۵۰ درصد در نمره SIDAS را تجربه کردند، در حالی که این رقم در گروه کنترل ۳۳ درصد بود (p=۰.۰۰۴). نتیجه گیری یافته های پژوهش حاضر نشان داد که هیپنوتیزم درمانی تلفیقی با CBT به طور معناداری موجب کاهش شدت افکار خودکشی در بیماران مبتلا به افسردگی اساسی می شود و اثر آن تا ۲۴ هفته پس از درمان پایدار می ماند.

نویسندگان

علیرضا جلالی

دانشجوی دکتری، تخصصی گروه روانشناسی واحد تهران دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

معصومه بیدکانی بختیاروند

کارشناسی ارشد گروه روانشناسی واحد نجف آباد دانشگاه آزاد نجف آباد اصفهان، ایران

مریم بسحاقی بختیاروند

دانشجوی کارشناسی ارشد گروه روانشناسی واحد شهرکرد، دانشگاه آزاد شهرکرد، شهرکرد، ایران

صغرا سادات رحیمی

کارشناسی، گروه روانشناسی واحد نجف آباد دانشگاه پیام نور نجف آباد، اصفهان، ایران