مقدمه:
ایمنی اماکن ورزشی سرپوشیده در مدارس به عنوان بستر اصلی تربیت بدنی و سلامت دانش آموزان یک ضرورت انکارناپذیر است. با این حال نبود یک الگوی جامع و بومی برای مدیریت ایمنی در این فضاها رویکرد غالب را واکنشی و مقطعی کرده است. مطالعات پیشین غالبا بر ارزیابی وضعیت فیزیکی و کاستیهای سخت افزاری متمرکز بوده اند و از ابعاد پیچیده مدیریتی، فرهنگی و تعاملی موثر بر ایمنی غفلت ورزیده اند. این مطالعه با هدف پر کردن این شکاف به طراحی و تبیین الگوی
ایمنی اماکن ورزشی سرپوشیده اداره کل آموزش و پرورش استان اردبیل با رویکردی کیفی و اکتشافی پرداخت تا از طریق کاوش عمیق در تجارب و دانش خبرگان چارچوبی مفهومی مستقیما از دل داده های میدانی استخراج نماید. روش تحقیق: این پژوهش کاربردی از نوع کیفی و با راهبرد
نظریه داده بنیاد به روش اشتراوس و کوربین (۱۹۹۸) انجام شد. جامعه پژوهش را خبرگان کلیدی شامل اعضای هیئت علمی رشته تربیت بدنی، مدیران ارشد و فنی آموزش و پرورش، معماران و مهندسان، طراح و کارشناسان ایمنی و سلامت محیط کار تشکیل دادند که با نمونه گیری هدفمند و بر اساس اصل اشباع نظری (۱۵ مصاحبه) انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته عمیق گردآوری و با استفاده از نرم افزار MAXQDA و طی مراحل سه گانه کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. برای افزایش اعتبار یافته ها از راهبردهای بازبینی توسط مشارکت کنندگان، بررسی توسط همکاران و ارائه توصیف غنی استفاده گردید. یافته ها: تحلیل داده ها منجر به استخراج یک
الگوی پارادایمی جامع شد. پدیده محوری پژوهش طراحی و استقرار نظام یکپارچه «ایمنی» شناسایی شد که هسته مرکزی و پاسخ راهبردی به شرایط موجود است. این پدیده تحت تاثیر شرایط علی شامل محدودیت های زیرساختی و فرسودگی تجهیزات، ضعف در حکمرانی و نظارت یکپارچه و کمبود شایستگی های حرفه ای و فرهنگ ایمنی شکل می گیرد. راهبردهای اصلی برای مدیریت این پدیده در چهار محور «بازنگری و استانداردسازی فنی سازه ای»، «تحکیم مدیریت و نهادسازی (مانند تشکیل کمیته ایمنی)»، «توانمندسازی و فرهنگ سازی از طریق آموزش مستمر» و «تامین مالی هوشمند و پایدار» تعیین شدند. این راهبردها در زمینه خاص ساختار اداری متمرکز و اقلیم سرد استان اردبیل و تحت تاثیر شرایط مداخله گری تسهیل کننده تعهد مدیریت ارشد، مطالبه گری (اجتماعی) یا بازدارنده (محدودیت بودجه) اجرا می شوند و در نهایت به پیامدهای مطلوبی چون کاهش چشمگیر حوادث و آسیب ها، ارتقای کیفیت آموزشی، افزایش اعتماد عمومی و نهادینه شدن فرهنگ پیشگیری در سطح فردی و سازمانی منجر خواهند شد. نتیجه گیری: یافته ها به وضوح نشان می دهد که ایمنی یک ویژگی سیستمی و پویاست که تنها از طریق نگرش کل نگر و تعامل هدفمند عوامل فنی، مدیریتی، انسانی و مالی محقق می شود. الگوی ارائه شده نقشه راهی مفهومی برای گذار از وضعیت موجود اقدامات پراکنده و واکنشی به سمت حکمرانی ایمنی پیشگیرانه و نظام مند است. این چارچوب نه تنها درک نظری از پیچیدگی های مسئله را عمق می بخشد بلکه پایه اساسی برای مراحل عملی بعدی شامل تدوین ابزار سنجش معتبر (پرسشنامه کمی)، طراحی دستورالعمل های اجرایی بومی و برنامه ریزی مداخلات آموزشی هدفمند فراهم می کند. اجرای این الگو می تواند سالن های ورزشی مدارس را به فضایی امن و الهام بخش برای پرورش نسلی سالم تبدیل کند.