شناسایی محرک های ساختاری و عملکردی برای ایجاد تعادل و هم افزایی در مشاغل هیبریدی سازمان های ورزشی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 40
فایل این مقاله در 5 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
SASM10_313
تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405
چکیده مقاله:
مقدمه: در دهه های اخیر سازمان های ورزشی با تحولات گسترده ای در ساختارهای سازمانی و نیاز به انعطاف پذیری در مشاغل مواجه شده اند. ظهور مشاغل هیبریدی که ترکیبی از وظایف متنوع و چند بعدی را دربر می گیرند، فرصتی برای افزایش کارآمدی و هم افزایی سازمانی فراهم آورده است اما هم زمان چالش های عملکردی و مدیریتی جدیدی ایجاد کرده است (نیلسن و همکاران، ۲۰۲۳). سازمان های ورزشی به دلیل تنوع نقش ها در زمینه مدیریت تیم ها، بازاریابی، آموزش، برنامه ریزی مسابقات و تعامل با ذی نفعان مختلف به طور خاص با پیچیدگی مشاغل چندوظیفه ای مواجه هستند (مرادی و همکاران، ۲۰۲۳). در این میان فقدان تعادل بین وظایف، تضاد اولویت ها، فشار زمانی و نبود شفافیت ساختاری می تواند موجب کاهش بهره وری، افزایش استرس شغلی و افت کیفیت عملکرد کارکنان شود (ساها و همکاران ۲۰۲۳). از این رو شناسایی محرک های ساختاری و عملکردی که می توانند هم تعادل میان وظایف و هم هم افزایی در عملکرد مشاغل هیبریدی را تقویت کنند یک ضرورت استراتژیک برای نهادهای ورزشی محسوب می شود. این پژوهش با هدف شناسایی این محرک ها و ارائه چارچوب تحلیلی عوامل موفقیت در مشاغل چندوظیفه ای ورزش طراحی شده است. روش تحقیق: پژوهش حاضر از نوع کیفی بود و جامعه آماری شامل مدیران و کارشناسان سازمان های ورزشی حرفه ای، مدیران منابع انسانی باشگاه ها، مربیان تیم های ورزشی و کارشناسان توسعه سازمانی بود که تجربه مدیریت یا فعالیت در مشاغل هیبریدی را داشتند. نمونه گیری به صورت هدفمند و گلوله برفی تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت و در نهایت ۲۷ نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با محوریت تجربه های کاری، چالش ها و راهکارهای ایجاد تعادل در مشاغل هیبریدی جمع آوری شد. سوالات مصاحبه بر روی پنج محور اصلی شامل (۱) ساختار سازمانی و نقش های چندوظیفه ای (۲) تعامل میان وظایف و واحدهای سازمانی (۳) مهارت های عملکردی مورد نیاز (۴) روش های مدیریت تعارض و اولویت بندی و (۵) تجربه های موفقیت و شکست در ایجاد هم افزایی طراحی گردید. داده ها با استفاده از کدگذاری سه مرحله ای باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند و مفاهیم اولیه، مقوله های محوری و روابط میان آنها استخراج گردید. روایی و اعتبار پژوهش با استفاده از بازبینی مشارکت کنندگان، بررسی همتایان و تحلیل تطبیقی مستندات سازمانی تقویت شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که تعادل و هم افزایی در مشاغل هیبریدی سازمان های ورزشی تحت تاثیر چهار دسته اصلی محرک قرار دارد. نخست، محرک های ساختاری شامل طراحی شفاف نقش ها، وجود خطوط گزارش دهی روشن، تخصیص منابع عادلانه، ایجاد سازوکارهای هماهنگی بین واحدهای سازمانی و تعریف مسئولیت های چندسطحی بود. این عوامل ساختاری باعث کاهش تعارض میان وظایف، شفافیت بیشتر در انتظارات سازمانی و امکان بهره گیری بهینه از ظرفیت های فردی و گروهی کارکنان می شوند. دوم محرک های عملکردی شامل توانایی های فردی مانند مهارت های چندمنظوره مدیریت زمان، توانایی حل مسئله و اولویت بندی وظایف، انعطاف پذیری شناختی و ظرفیت های ارتباطی بود که کارکنان برای ایفای نقش های هم زمان نیاز دارند. کارکنانی که از این مهارت ها برخوردار بودند، نه تنها به تعادل وظایف خود دست می یافتند بلکه می توانستند هم افزایی میان وظایف و واحدهای سازمانی ایجاد کنند. سوم عوامل فرهنگی و رفتاری شامل ایجاد فرهنگ همکاری حمایت متقابل، انگیزه های تیمی، تعهد سازمانی و پذیرش نقش های چندوظیفه ای بود. فرهنگ سازمانی مثبت و حمایت گر باعث می شد که کارکنان با کمترین مقاومت نسبت به پذیرش مسئولیت های متعدد اقدام کنند و هم افزایی بین واحدها افزایش یابد. چهارم محرک های مدیریتی و راهبردی شامل سیاست های آموزش و توانمندسازی، بازخورد مستمر، ایجاد سیستم پاداش برای عملکرد چندوظیفه ای و طراحی سیاست های انعطاف پذیر کاری بود که به تثبیت تعادل و هم افزایی در سازمان کمک می کرد. یافته ها نشان داد که ترکیب محرک های ساختاری و عملکردی با حمایت فرهنگی و مدیریت راهبردی یک محیط پویا و منسجم ایجاد می کند که امکان بهره وری حداکثری از مشاغل هیبریدی را فراهم می آورد و تنش ها و تعارض های ناشی از وظایف متعدد را کاهش می دهد. تحلیل نهایی نشان داد که مسئله محوری در مشاغل هیبریدی سازمان های ورزشی ناتوانی سازمان ها در هم افزایی ظرفیت های فردی و ساختاری و تبدیل آنها به عملکرد مطلوب است. این ناتوانی ناشی از ضعف طراحی ساختاری، کمبود مهارت های عملکردی کارکنان، فقدان فرهنگ همکاری و نبود حمایت مدیریتی است. این عوامل با تعامل با یکدیگر چرخ های معیوب ایجاد می کنند که در آن مشاغل هیبریدی نه تنها از پتانسیل کامل خود بهره نمی برند بلکه احتمال بروز استرس شغلی، کاهش انگیزه و افت کیفیت عملکرد افزایش می یابد، بنابراین هرگونه تلاش برای بهینه سازی مشاغل چندوظیفه ای باید به صورت سیستماتیک و همزمان در چهار بعد ساختاری، عملکردی، فرهنگی و مدیریتی صورت گیرد. نتیجه گیری: پژوهش نشان داد که ایجاد تعادل و هم افزایی در مشاغل هیبریدی سازمان های ورزشی نیازمند یک مدل جامع است که محرک های ساختاری و عملکردی را شناسایی و بهینه سازی کند و در عین حال از طریق فرهنگ سازمانی حمایتی و مدیریت راهبردی، تعارض ها و تنش های ناشی از چندوظیفه ای بودن را کاهش دهد. سه راهبرد کلیدی برای موفقیت این مدل شامل طراحی شفاف نقش ها و وظایف چندسطحی با خطوط گزارش دهی مشخص، توسعه مهارت های عملکردی کارکنان از طریق آموزش های تخصصی و توانمندسازی فردی و تیمی و ایجاد فرهنگ سازمانی مبتنی بر همکاری، تعهد و حمایت متقابل است. اجرای چنین مدلی موجب افزایش بهره وری فردی و سازمانی، ارتقای انگیزه و رضایت شغلی کارکنان، بهبود هماهنگی بین واحدها و در نهایت تقویت عملکرد کل سازمان های ورزشی می شود. پژوهش حاضر چارچوبی علمی و کاربردی ارائه می دهد که می تواند به مدیران، کارشناسان منابع انسانی و سیاست گذاران ورزش در بهینه سازی مشاغل هیبریدی، افزایش کارآمدی سازمانی و ایجاد محیط کاری هم افزا کمک کند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
ندا نعیمی
دانشجوی دکترای گروه مدیریت ورزشی واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
محسن باقریان فرح آبادی
گروه مدیریت ورزشی واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران (نویسنده مسئول)
حبیب هنری
استاد گروه مدیریت ورزشی دانشگاه علامه طباطبایی تهران، ایران
مهدی عمادی
گروه مدیریت ورزشی واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران