گسترش مرزهای تاریخ زیباشناسی هنری در عرصه علوم شناختی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 108

متن کامل این مقاله منتشر نشده است و فقط به صورت چکیده یا چکیده مبسوط در پایگاه موجود می باشد.
توضیح: معمولا کلیه مقالاتی که کمتر از ۵ صفحه باشند در پایگاه سیویلیکا اصل مقاله (فول تکست) محسوب نمی شوند و فقط کاربران عضو بدون کسر اعتبار می توانند فایل آنها را دریافت نمایند.

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

RSHIW09_014

تاریخ نمایه سازی: 28 مهر 1404

چکیده مقاله:

زیباشناسی یکی از مفاهیم کهن در حوزه هنر است که در دورانهای مختلف به تبیین روابط میان انسان و پدیده های طبیعی و دست ساز انسانی به لحاظ حسی پرداخته است. این نسبت در طول زمان با تغییر رویکردهای انسان با هستی تغییر یافته است و در هر برهه ای از نظری نو به آن پرداخته شده است. مفهوم زیبایی در دوران افلاطون و ارسطو سبقهای فلسفی داشته و پس از آن در دوران قرون وسطی وضعیتی الهیاتی به خود گرفته و پس از آن به عنوان مفهومی قائم به ذات خود در ساختار فلسفی دوران رنسانس و آغاز دوران مدرن، بازتعریف شده است. درک و دریافت زیبایی و چگونگی آن در ساختار وجودی انسان در دوران پسا مدرن و پدید آمدن شاخههای ترکیبی میان علوم و هنر وارد دوران دیگری گشته است که در عین نزدیک کردن فهم بشری به فرآیندهای عصبی و ذهنی به سوی مکانیزم های شناخت انسان نیز گام برداشته است. در این مقاله سعی بر آن است که گامهای ابتدایی در نسبت یابی میان زیباشناسی و علوم شناختی در گشودن فضاهای نو در هر دو حوزه، برداشته شود.

نویسندگان

قدسیه پائینی

دانشجوی دکتری حکمت هنرهای دینی دانشگاه ادیان و مذاهب

نیر طهوری

استادیار گروه تخصصی هنر دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران