ارزیابی کارایی کنترل بیولوژیک در مدیریت کنترل آفات مهم خرما
صاحب اثر: سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی
نوع محتوی: طرح پژوهشی
زبان: فارسی
استان موضوع گزارش: خوزستان
شهر موضوع گزارش: اهواز
شناسه ملی سند علمی: R-1054654
تاریخ درج در سایت: 27 بهمن 1397
دسته بندی علمی: علوم کشاورزی
مشاهده: 348
تعداد صفحات: 279
سال انتشار: 1393
نسخه کامل طرح پژوهشی منتشر نشده است و در دسترس نیست.
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
چکیده طرح پژوهشی:
کنه تارتن خرما یکی از آفات زیان آور خرما در مناطق خرماخیز کشور است. کفشدوزک ریز سیاه Stethorous gilvifrons Mulsant مهمترین و فعال ترین گونه کفشدوزک در شرایط استان خوزستان میباشد. واکنش تابعی نوع 3 و 2 به ترتیب برای حشرات کامل و لاروهای کفشدوزک فعال روی لارو، پوره و کنه بالغ برآورد شد. براساس نتایج تمایل حشرات کامل و لاروهای کفشدوزک برای شکارکردن لاروها، پوره ها و کنه های بالغ به تدریج افزایش یافته است. زمان دستیابی در جمعیت پوره و بالغ نزدیک به هم از لاروها کمتر بود. میانگین ضرایب ترجیح شکارگری حشرات کامل و لارو کفشدوزک برای بالغ و لارو کنه به ترتیب 4/،0/84 1 و 1/38 ، 0/89 بود. مقادیر صفر تا یک برای ترجیح لارو و بزرگتر از یک برای بالغ نشان دهنده ترجیح بالغین کنه توسط حشرات کامل و لاروهای کفشدوزک بود. به طورکلی نتایج تحقیقات در فاز آزمایشگاهی که قدم نخست در امکان سنجی کاربرد این کفشدوزک در کنترل کنه تارتن خرما است، نشان داد که کفشدوزک ریز سیاه از پتانسیل کاربردی بسیار بالایی برای کنترل بیولوژیک برخوردار است. سوسک شاخدار خرما در اکثر مناطق خرماخیز وجود دارد. لارو آفت درشت و دارای آروارههای قوی می باشد که به آسانی انتهای دمبرگ ها و دم خوشههای خرما را جویده و حفره درست می کند. در این تحقیق اثرات غلظتهای کشنده و زیرکشنده قارچ های Beauveria bassiana، B. brongniartii وMetarhizium anisopliae روی مرحله رشدی لارو و حشره کامل آفت مورد بررسی قرار گرفت. نتایج این تحقیق نشان داد که قارچ M. anisopliae با داشتن بالاترین قدرت کشندگی و اثرات محدودکننده باروری، تفریخ تخم، رشد و تغذیه مناسب ترین عامل بیمارگر در میان قارچ های مورد بررسی برای کنترل میکروبی سوسک شاخدار خرما می باشد. شب پره کوچک خرماBatrachedra amydraula Meyrick یکی از مهمترین آفات میوه خرما در نخلستان می باشد. به طوری که در بعضی نخل های 50 تا 70 درصد میوه ها توسط لارو نسلهای مختلف آفت خسارت دیده و ریزش میکنند. در این پژوهش اهداف تحقیقاتی شامل زیست سنجی باکتری بیمارگرBt و تعیین واکنش تابعی و کارایی پارازیتیسم زنبور Bracon hebetor روی مرحله رشد لاروی کرم میوه خوار خرما پیگیری شد. در زیست سنجی لاروها از روش جانسون و همکاران با کمی تغییر استفاده گردید. نتایج نشان داد واکنش تابعی نوع2 برای زنبورهای فعال بر روی لاروهای آفت رفتار پارازیتوییدی زنبور را به صورت مناسب تری نشان میدهد. زنبورهای پارازیتویید تمایل کمی به پارازیته کردن لاروها در تراکم های جمعیت های پایین داشتند. لذا قدرت جستجوگری زنبور در جمعیت لاروها کم بود. نتایج آلوده سازی لاروهای کرم میوه خوار در غلظتهای مختلف نشان داد که جدایه باکتری بیمارگر توانایی ایجاد بیماری روی لارو کرم میوه خوار را دارد. علایم بیماری ابتدا به صورت لهیدگی و سپس قهوه ای تا سیاه شدن کوتیکول بدن لارو دیده شد. دو الی سه روز پس از مرگ لارو علایم خارجی بیماری با شکسته شدن کوتیکول در سطح بدن لارو ظاهر گردید. توانایی بیمارگری جدایه باکتری در غلظتهای مختلف متفاوت بود. به طوری که LD50 آن معادل 108ا2/15 بود. نتایج رهاسازی کفشدوزک نشان داد بین تیمارهای مختلف رهاسازی از نظر میانگین فصلی جمعیت، میانگین فصلی کاهش سرعت رشد و درصد خسارت کنه تارتن و تعداد کفشدوزک فعال اختلاف معنی داری در سطح احتمال 1 درصد وجود دارد. بیشترین تفاوت تیمار رهاسازی و شاهد در تعداد کنه تارتن در شرایط رهاسازی حداکثر و به طور همزمان بود و کمترین آن در تیمار حداقل هفت روز پس از ظهور کنه تارتن بود. بالاترین ضریب همبستگی در شرایط رهاسازی حداکثر و همزمان با ظهور کنه تارتن بوده است(0/79r=). در میان تیمارها تنها دو تیمار رهاسازی حداکثر و متوسط و همزمان با ظهور دارای همبستگی قوی و معنی دار بودند. بنابراین فقط در آن شرایط واکنش وابسته به تراکم انبوهی و استقرار کفشدوزک مشاهده شد. به طور کلی رهاسازی حداکثر همزمان با ظهور کنه از کارایی مناسبی حدود 90 درصد در کنترل بیولوژیک آفت برخوردار بود. این روش علاوه بر این که کارایی بالایی در کنترل آفت داشت، از نظر اقتصادی و زیست محیطی نیز از شرایط مناسبی برخوردار بوده است. بین کارایی قارچ M. anisopliae در حالات مختلف رهاسازی اشباعی براساس مقایسه چهار صفت آسیب دم برگ، آسیب دم خوشه، تعداد لارو و حشره کامل سالم و بیمار تفاوت معنی دار در سطح احتمال 1 درصد وجود دارد. بالاترین کارایی کنترل میکروبی سوسک شاخدار خرما در کاهش جمعیت لارو، حشره کامل و آسیب به دم برگ و دم خوشه در شرایط رهاسازی حداکثر بوده است. به طوری که در هر دو سال انجام مطالعه کارایی کنترل حدود90 درصد بود. استقرار و انتشار قارچ M. anisopliae در شرایط رهاسازی حداکثر بالاتر از سایر روشهای رهاسازی بود. در این تیمار از زمان رهاسازی تا 45 روز پس از آن، شاخص رشد قارچ روند افزایشی داشته است. نتایج این پروژه که فاز انتهایی تدوین دستورالعمل استاندارد کنترل میکروبی آفت بود، نشان داد که روش رهاسازی حداکثر علاوه بر کارایی بالای کنترل، از نظر اقتصادی، زیست محیطی و پایداری از شرایط مناسبی برخوردار بوده است. بین تیمارهای مختلف رهاسازی اشباعی باکتریBt از نظر شدت آلودگی میوه به کرم میوه خوار خرما اختلاف وجود دارد. به طوری که بیشترین آلودگی در تیمار رهاسازی حداقل در شرایط سه و هفت روز پس از ظهور کرم میوه خوار ثبت شده است. کمترین آلودگی در شرایط رهاسازی حداکثر و از این لحاظ تفاوت معنی داری بین سه زمان مختلف رهاسازی وجود ندارد. کمترین متوسط سرعت رشد و بیشترین کاهش متوسط سرعت رشد آسیب در تیمار رهاسازی حداکثر و همزمان با ظهور کرم میوه خوار خرما بوده است. صفات کم ی میوه خرما در حالات مختلف رهاسازی اشباعی و کنترل شیمیایی با شاهد تفاوت معنی دار در سطح احتمال 1 درصد داشتند. بالاترین کارایی کنترل کرم میوه خوار خرما در شرایط رهاسازی حداکثر همزمان با ظهور و ک